اصل با اصل
مامان ویدای من سه سال از بابا امید من بزرگتر بود . با این که خیلی خوشگل و خوش اندام و سفید رو و سفید پوست بود و نشون نمی داد که داره به مرز چهل سالگی می رسه ولی بابای تنوع طلبم تازگیها تحویلش نمی گرفت واون جوری که من فهمیده بودم سر سکس […]
