داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شهین

اين داستان داستان آشنايي من با دوست پسرم حميده كه شايد از زبون خود من شنيده باشيد اما من از حميد خواهش كردم داستان رو از زبون خودش براتون تعريف بكنه …حميد جان شروع كن …با تشكر از شهين جون اولين بار كه من شهين خانم رو ديدم تازه با شوهرش به محله ما اومده […]

شهین Read More »

من وخواهران دوستم

تازه ده روز مونده بود به خرداد منم امتحانهای ترمم داشت شروع می شد.من مهدی همکلاس بودیم یر روز که تو کلاس نشسته بودم مهدی امد به من گفت (راستی ا ینم بگم اسم منم مهدی اشتباه نکنید)مهدی اگه میشه برای امتحانای ترم بیای باهم درس بخونیم من گفتم موردی نداره فقط کجا درس بخونیم

من وخواهران دوستم Read More »

خون !!

کس زنم ديگه برام اونقدر جذابيتی نداشت.آخه چقدر اون کسو بکنم.بسه ديگه.اصلا زنمو که از دور ميديدم سايز پستوناشو٫نوک قهوه ای سينه هاشو٫چاک کونشو خط روی کسشو اون سوراخ گشاد کسش همش با هم در يه لحظه ميومد جلو چشمم.نتها چيزيو که نميتونستم خوب تصور کنم سوراخ کونش بود.آخه هيچوقت از کون نميداد.حتی يبار موهای

خون !! Read More »

شرط بندی

  من حمید هستم و این داستانی که می خواهم براتون تعریف کنم مربوط به زمانی است که برای کار کردن ژاپن بودم . حدود 8 ماه بود که تو ژاپن کار می کردم و بلانسبت مثل تراکتور جون می کندم اون موقع حدود 24 سالم بود و تو یک کارخونه پلاستیک سازی کار میکردم

شرط بندی Read More »

ماتادور

برای کاری اومده بود سر کار من. بايد باهاش صحبت می کردم ولی نمی تونستم. کی می تونه با يک پسر خوش تیپ موهای مشکی و چشمای خاکستری راحت صحبت کنه. حتی من که هيچوقت کم نميارم خيلی جدی باهاش حرف می زدم. من اصولا شوکه که می شم جدی می شم. شايد برای اينکه

ماتادور Read More »

سکس با دختر عمه

با سلام من فریدون هستم و 19 سالمه و یه دختر عمه به نامه مهین دارم که دانشجو است مهین 21 ساله با اندامی درشت و موهای خرمایی بلند تا باسنش میرسه وسینه های درشت به قوله خودش هفتادو پنجته چشمهای قهوه ای سوخته و از پایین هم که نگو وقتی موهای پاشو میزد دوست

سکس با دختر عمه Read More »

داستان کردن داود

داستانی که تعریف میکنم واقعی هست و مربوط میشه به سال قبل زمانیکه من داشتم واسه کنکور میخوندم و متاسفانه امسال هم دارم میخونم و پشت کنکوریم.خیلی وسواسی بودم و هستم توی درس خوندن.مثلا من وقتی درس میخوندم باید سکوت مطلق تو ی خونه بود وکسی تکون نمیخورد.معمولا پدر و مادرو برادرم از کارای من

داستان کردن داود Read More »

سکس با زن عمو سمیه

با سلام اين قضيه كه ميگم بر ميگرده به دو هفته پيش.. اول بگم كه يه زن عمو دارم اسمش سميس سنش32 سفيد با سينه هاي بزرگ و كون مشدي و هر چي بگم كم كفتم منم كه بدجور تو كفش بودم هر وقت ميديدمش حالي به حولي ميشدم.جريان از جايي شروع شد كه طبق

سکس با زن عمو سمیه Read More »

وقتی زن شدم

25سالمه کونم خیلی سکسیو گندست و کمرمم باریکه تا زمان آشنایی با رامین دختر بودم ولی از کوون زیاد داده بودم تو سکسم خیلی وحشیم طوری ک طرفم بعد سکس بیهوش میشه از خستگی ولی من هنوز میخام اون چیزیم ک واسم مهم بوده وهست لذت بردنه واسه همین از ساک زدن و آب خوردن

وقتی زن شدم Read More »

و اما عشق

نمیدونم داستانمو از کجا شروع کنم..از خوشی هاش بگم یا ناراحتیاش..از عشق بگم یا تنفر..از وفاداریش یا خیانت… 19 سالم بود که عاشق شدم.عاشق محمد شب و روز باهم بودیم.هر وقت که میتونستم خونه یا کلاسو می پیچوندم که باهم باشیم.رابطمون از روی عشق بود نه هوس.همیشه سعی می کردیم حریم بینمون شکسته نشه و

و اما عشق Read More »

Scroll to Top