داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

لاله

لاله 26 سال سن داشت و به قول خودش با شوهر قبلی خودش تفاهم نداشته و بیشتراز یکسال و نیم زندگی نکردن و با توافق همدیگر جداشده بود. این دختر بقدری ساده و زود باور بود که با کمترین صرف وقت توانستم به زمین بزنم . اولین بار که با لاله قرار ملاقات گذاشتم توی […]

لاله Read More »

كامي خوش شانس

یکی از روزهای آذرماه پارسال تقریبا ساعت 10 شب بود .تو باشگاه داشتم بیلیارد بازی میکردم که موبایلم زنگ خورد . بر خلاف عادت همیشگیم که اگه شماره غریبه باشه جواب نمیدم جواب دادم : بفرمائید؟ سلام ، اقای م ؟ خودم هستم امرتون ؟ من ص هستم . به جا نمیارم . میشه بیشتر

كامي خوش شانس Read More »

الهام و پسر همسايه

سلام … من الهام هستم و 23 سال دارم ميخواستم اولين باري رو كه كون دادم رو واستون تعريف كنم كه برميگرده به موقعي كه من 21 سالم بود … همسايه ديوار بديوار ما يه دختر 21 ساله و يه پسر 25 ساله داشت كه اسم دختره مريم و اسم پسره خسرو بود … مريم

الهام و پسر همسايه Read More »

خانوم رسولي

زمستون پارسال روز شنبه بود كه صبح  ساعت 11 از خواب بيدار شدم و طبق 364 روز ديگه سال اول كار ضبطمو روشن كردمو صداشم بردم بالا و مستقيم نيت كردم كه برم حموم و دوش بگيرم , خلاصه بعد اينكه ىوش گرفتم اومدم بيرون و لباس پوشيدم و تا در خونمونو باز كردم بزنم

خانوم رسولي Read More »

ماه عسل ايرانی در دوبی

شراره کاف و فرزاد س در پاييز سال هزار و سيصدو نود بعد از يک دوره ارتباط شورانگيز عاشقانه ازدواج می کنند . شراره بيست و یک سال دارد با ابروان باريک و هلالی و چشمان مشکی و درشت . فرزاد برای زندگی آينده خود نقشه های فراوانی کشيده است . روزهايی پر از خوشبختی و

ماه عسل ايرانی در دوبی Read More »

کس منیژه

يه هفته ميشد كه خونه خالي داشتم. يه آپارتمان كوچولو تو اكباتان بود. وقت نداشتم كسي رو بيارم. بايد هرجور ميشد تا آخر ماه كرايش ميدادم. مال من نبود اگه من خونه از خودم داشتم كه … بگذريم.اگه ميرفتم بنگاهي ميگفتم دو روزه اجارش ميداد. اصلا شايد همون موقع مشتري داشت. زود كرايه ميرفت. گفتم

کس منیژه Read More »

فرانك

چند ماهي مي شد که از تهران اومده بودم اينجا (اصفهان)واسه درس خوندن.آخه شانس تخمي من دانشگاه اين جا قبول شده بودم منم بدون هيچ مخالفتي راضي شده بودم که چند وقتي از پدر و مادرم دور باشم تا درسم تموم بشه.آخه خونه مجردي و از اين کس کلک بازيا که همتون اطلاع دارين. هنوز

فرانك Read More »

خر شانس

جونم براتون بگه که ما برای امتحان GRE و TOFEL رفته بودیم دبی. از قضا توی هتل ما 2 تا دختر مسئول تشریفات بود که خوب چیزهایی بودن. جونم واستون بگه که قدشون حدودا 180 بود و هیکلشون انگاری خدا با قلم تراشیده بود. با موهای بلند و لباسهایی شیک و قشنگ و عطری که

خر شانس Read More »

نیما

رفتم تو خونه ، خونه به طرز عجيبي زيبا بود . زيبا و ساده . شايد سادگيش بود كه زيباش كرده بود . اما همه چي از بهترين جنس بود . راهنماييم كرد تا تو اتاق پذيرايي بشينم .بعد گفت ده دقيقه يگه ميام باشه؟ گفتم باشه . بعد حركت كرد به سمت در دم

نیما Read More »

آپارتمان

ساعت 2/5 بعد از ظهر بود همه رفته بودن و من تا آخر شب بیکار بودم از بیکاری یهو زد به سرم که برم درو باز کنم ببینم خبیری تو آپارتمان هست یا نه{آپارتمانی که ما در اون هستیم 4 طبقه هست} و از خوش شانسی من خونه روبروئی ما یه خانواده درش زندگی میکنن

آپارتمان Read More »

Scroll to Top