نسخه سحرآمیز
من از بچگی قد و قواره خیلی درشتی داشتم و تو محلمون یه پسر بنام امیر بود که سه سال از من کوچکتر بود و مثل باباش خیلی قد کوتاه بود و بدن سفید و گوشتیو براقی داشت. از اونجایی که تو کوچه پسر هم سن خودش نبود همیشه با ما بازی میکرد و بزرگترین […]
