داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شهوت و سکس با نیلو

سلام .شهاب هستم ۲۷ ساله .این خاطره ی سکس منه با نیلو جون که تو آرایشگاه زنونه کار میکرد… *** بعداز اسبابکشی متوجه شدم کارمند ارایشگاه کنارخونه همیشه منو نگاه میکنه جرات نمیکردم برم جلو .دلوزدم به دریا و پیشنهاد دادمو اشنا شدیم .چون کارم ساختمانی ساریه یه روز زنگ زد و ازم کولرساز خواست […]

شهوت و سکس با نیلو Read More »

اصلا باورم نمیشد که یه روزی بتونم بکنمش

زهرا دختر همسایمون یه سال از من بزرگتره.اول دبیرستان بود که باهاش دوست شدم.هیکلشم خیلی رو به راهه و اصلا باورم نمیشد که یه روزی بتونم بکنمش تا اینکه شمارشو یکی از دوستام که اونم شماره زهرا رو از گوشی خواهرش تک رفته بود و چون خودش عرضه مخ زدن نداشت گرفتم…   جمعه صبح

اصلا باورم نمیشد که یه روزی بتونم بکنمش Read More »

سکس با زندایی خانمم

سلام. دانیال هستم، 33 ساله و در کل متوسط ولی بسیار عاشق سکس… زندایی خانمم 26 سالشه و قدی حدود 165 و وزنی حدود65 داره و تو پر و از نظر قیافه هم معمولی ولی جذاب و تشنه و گیرا هستش، من دوسال قبل سکسمون ی شب که خونه پدرخانمم مهمون بودند و شب رو

سکس با زندایی خانمم Read More »

بالاخره باید یه کاری واسه کیرم می‌کردم

سلام. من رضا هستم35سالمه نزدیک 6 ساله ازدواج کردم و یه بچه هم دارم این داستان که میخوام براتون تعریف مربوط میشه به اولای دوره ی حاملگی زنم اون موقع واقعا وضعم خراب بود خیلی وقت بود با زنم سکس نداشتم و نمیتونستم شهوتم رو کنترل کنم خیلی حالم خراب بود یه شب که حالم

بالاخره باید یه کاری واسه کیرم می‌کردم Read More »

کون بی‌ خریدار

سلام دوستان من رضا هستم 18 ساله از ارومیه دنبال کسی هستم که حسابی دنبال کون باشه از ارومیه و ساپورت کنه مکانم داشته باشه مخصوصا کونایی مثل من که هنو صفرنو باز نشدن من تا حالا نه دادم نه کردم اگه کسی هس لطفا شمارشو بزاره من تا حالا فقط ی چن بار کوچیک

کون بی‌ خریدار Read More »

باورم نمیشد مامانم کس بده

سلام من رهاهستم 18سالمه. پدرومادرازهم جداشدن ماتورامسرزندگی میکردیم. یه همسایه مردداشتیم که زنش فلج هستش بزاریدازمامانم بگم 38سالشه اندامش خیلی سکسی هستش سینه های سایز85وکون گردئتپل وسفیدی داره بیشترهم ساپئرت میپوشه ومانتوکوتاه جوری لباس میپوشه که تومجلس ها مردهاروش زوم میشن همین همسایه ما شرکت مهندسی داره یه روزبه مادرم گفت اگردنبال کارمیگردی بیاشرکتم مادرمم

باورم نمیشد مامانم کس بده Read More »

پادگان جهنمی

سلام دوستان . بعد‌از سختی ‌های‌اموزشی و مرخصی وارد اون پادگان جهنمی شدم خیلی دلم گرفته بود اولش منو فرستادن مهمانسرا جای خوبی بود یک ماه اونجا بودم تا که یکی از گروهبان های لر اونجا چند روزی بود که رفته بود تو نخ من من میدونستم دنبال چیه ولی بهش رو نمیدادم یه بار موقع

پادگان جهنمی Read More »

ماجرای گاییده شدن زنم

اسمم نویده،زنم اسمش مهینه،ما. شش ساله عروسی کردیم،مهین لاغر وکوچولوئه،کمرش باریک وباسنش یکم پهنه،ما زندگی خیلی خوب وآرومی داشتیم خیلی همدیگه رو دوست داشتیم،هیچوقت فکر نمیکردم مهین یه روز بهم خیانت کنه،انقدر بهش اعتماد داشتم که تو لباس پوشیدن ازاد بود جلوی مهمونا راحت بود،تو عروسیا لباسای کوتاه ولختی میپوشید،منم ازش مطمئن بودم،تا اینکه احساس

ماجرای گاییده شدن زنم Read More »

با عشق بهم کون داد

سلام دوستان . من ارمینم میخوام یک خاطره شیرین سکسی رو براتون تعریف کنم که هیچوقت از ذهنم و قلبم پاک نخواهد شد…   من الان سی سالمه بچه قشمم خاطره بر میگرده ب ده سال پیش من و سه تا دیگه از دوستام رفته بودیم مسافرت ، هر چهاتامون هم فامیلیم هم دوست و

با عشق بهم کون داد Read More »

تجاوز داداشم به من

باسلام خدمت دوستان.این خاطره من بر میگرده به دوران نوجونی من… اسم من رضاست.من  توی یک خونواده ی مذهبی به دنیا اومدم و تا قبل از دوران راهنمایی هیچ چیز از مسایل سکس خبر نداشتم.تا یه روز که تمام اعضای خونواده من بیرون رفته بودن و من و یکی از داداشام به اسم محمد خونه

تجاوز داداشم به من Read More »

Scroll to Top