داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شارژری برای کیرم

مهدی هستم این خاطره جند ماه پیش اتفاق افتاد با خاله جون که ه‌‌ر وقت میبینمش شق میکنم .کون داره …. *** اومده بود خونه ما از من 3 سال بزرگ تره وقتی بعد ظهر دراز کشیده بود منم پشتش دراز کشیده بودم اومدم جلو چسبوندم به کون داغش بعد چند دیقه فهمید که از عقب […]

شارژری برای کیرم Read More »

توهمات یک مجلوق اصفهانی

سلام . این اتفاق سال 84 واسم پیش اومد، من زیر خواب… ببخشید شاگرد یه راننده تریلی هستم. یه شب نزدیکای ساعت 9 یه پیام از یه خط 912 برام اومد بازش کردم دیدم یه پیام سکسی همراه با یه عکسه (البته از اونایی تصویرهاکه قدیما درست میکردن مثل استیکرهای امروز ) هرچی فکر کردم کسی

توهمات یک مجلوق اصفهانی Read More »

سکسی ترین شب زندگیم در کیش

اسمم فرهاده ، سال هشتاد و پنج برای یه کار دو سه ماهه باید میرفتم کیش …   تا اونموقع کیش نرفته بودم ای سفر هم برام فال بود و هم تماشا. قبلش با دوستم رضا که سالها اونجا کار و زندگی میکرد هماهنگ کرده بودم و قرار شد همینکه رسیدم بش خبر بدم بیاد

سکسی ترین شب زندگیم در کیش Read More »

کردن کس مادر شاگردم

باسلام من رضام ۲۶سالمه با ظاهری معمولی اما قدم بلنده. این داستان مربوط به حدود ۲سال پیش است… *** بعد از اخذ لیسانسم یه طرح ویژه اومد برای سربازی که میتونستم سرباز معلم بشم وبرم تو مناطق دورافتاده تدریس کنم منم از دو جهت قبول کردم اول چون هم سربازیم سخت نبود هم یه رزومه

کردن کس مادر شاگردم Read More »

دلم میخواست بدم

سلام من جواد هستم 16 از اطراف تبریز قیافم خوبه تپل هستم بدنمم مو نداره. داستان مال وقتیه که 15 سالم بود و بخاطر درسهای خوبم یه گوشی برام خریده بودن…   به پیشنهاد یکی از دوستام اینستاگرام نصب کردم و عکس داخلش میذاشتم تا این که یاد گرفتم که فالو چیه فالوور چیه ودایرکت و

دلم میخواست بدم Read More »

کس مریم و کیر من

این داستان مربوط میشه به 3 سال پیش… یکی از فامیلامون خانوادگی رفته بودن تهران و تو اون چندسال فقط عیدها میدیدیمشون 3تا دختر و یه پسر داشت که دوتا دخترش مجرد بودن یکیشون که از همه کوچیکتر بود اسمش مریم بود و 31سالش بود منم 25 سالم بود اونموقع ( اونموقع تو فامیل میگفتن

کس مریم و کیر من Read More »

تجاوز به من تو قطار

سلام.من صدفم 25 سالمه.می خوام براتون اتفاقی که توی قطار افتاد رو تعریف کنم… *** با خانواده رفته بودیم سفرکرمان.از اونجایی که من کارمندم وقتی اونا می خواستن برن شیراز نتونستم همراهیشون کنم و با قطار برگشتم تهران تا بعدم از اونجا برم شهرمون.توی قطار همسفرام یه خانواده 5 نفره بودن که شامل یک زن

تجاوز به من تو قطار Read More »

بابابزرگ مذهبی و حال کردنش با خواهرم

من شایانم و ۱۸ سالمه. این داستانی که میخوام بگم برمیگرده به دوران ۱۴ سالگیم. خونواده ما تو خراسانه. من از خانواده مادریم یه خواهر دارم به اسم نگار که فقط ۱۰ دیقه از من کوچیکتره. من خودم تا کلاس ششم خیلی درس خوندم و راهنمایی رفتم تیزهوشان، ولی ازونجا به بعد علاقه ای به

بابابزرگ مذهبی و حال کردنش با خواهرم Read More »

داستان قمیش که با مادر زن خود جماع میکرد

در زمانهای دور مردی بود که حسرت تن و بدن مادر زن خویش را میخورد …روزی به مادر زن خویش گفت من طلاق دخترت را میدهم او از پس کارهای خانه بر نمی اید و از او راضی نیستم…مادر زن به التماس او افتاد و گفت ما بسیار فقیریم هر کاری بگویی میکنم اما دختر

داستان قمیش که با مادر زن خود جماع میکرد Read More »

لذت مفعول بودن

من احمد هستم و بچه اهوازم، ۲۵ سالمه و با مادرم زندگي ميكنم، از بچگي ميدونستم كه به مردها علاقه دارم ولي خب وقتي بزرگتر شدم فهميدم گي بودن چيه و تاپ و بات چه معني دارن و هميشه مرداي هيكلي و تپل و پر مو رو دوست داشتم… *** قديما كه نوجوون بودم تو محل

لذت مفعول بودن Read More »

Scroll to Top