شارژری برای کیرم
مهدی هستم این خاطره جند ماه پیش اتفاق افتاد با خاله جون که هر وقت میبینمش شق میکنم .کون داره …. *** اومده بود خونه ما از من 3 سال بزرگ تره وقتی بعد ظهر دراز کشیده بود منم پشتش دراز کشیده بودم اومدم جلو چسبوندم به کون داغش بعد چند دیقه فهمید که از عقب […]
