بی‌غیرت

حس بی‌غیرتی یعنی آزادی از حس وحشی گری یعنی رهایی از حیوان بودن مسلمان بودن و کنار گذاشتن جنایت همسر کشی و ناموس کشی.

گذاشت به کص خانم جان

با سلام داستان من از اونجایی شروع میشه ک اولا من بسیار متعصب و بد غیرت بودن طوری که زن اولم و سر همین موضوع از دست دادم بعد پنج سال دوباره ازدواج کردم با دختری که از خودم هفت سال کوچکتر بود ولی ازدواج اولش بود خیلی خوشحال بودم بعد که ازش پرسیدم چطور […]

گذاشت به کص خانم جان Read More »

سعید مودب و جندگی‌های خانوم

( اخطار به خوانندگان : این داستان با لهجه مخصوص اهالی خراسان در قرن هشتم هجری نوشته شده. لطفا آماده بالا رفتن فشار ادبیات خونتون باشید ) سلام به همگی سعید هستم ۴۲ساله قد ۱۸۴ سایزم بد نیست داستانی که می خواهم بازگو کنم اینه که همسرم لیلا با قدی ۱۷۸سانتی وزن ۸۵کیلویی گوشتی سینه

سعید مودب و جندگی‌های خانوم Read More »

دنیای رنگین کمانی اوب

سلام من علی هستم ۳۲ سالمه قدم حدودا ۱۶۵ وزنم هم حدود ۵۵ چند سالی میشه ازدواج کردم اسم زنم سارا ۳۱ سالشه قدش حدودا ۱۷۵ وزن ۸۰ با سینه های سایز ۸۵ و کون و رون های فوق العاده سکسی و بزرگ و البته طبیعتا یه کوچولو هم شکم که به نظر من همونم

دنیای رنگین کمانی اوب Read More »

دوست دارم پریناز بره زیر کیرش

سلام اسم من کوروش،۳ سالی میشه خیلی اتفاقی با پریناز آشنا شدم و الانم نامزدیم،منم مثل خیلی از پسرا فانتزی تو ذهنم زیاد داشتم و استاد پورن دیدن بودم و البته هستم،مثلا یکی از فانتزیام این بود که یکی زنم رو بکنه ،و من از دور یا از طریق دوربین بتونم همزمان ببینم، پریناز یه

دوست دارم پریناز بره زیر کیرش Read More »

مامانم دوباره عروس شد

بابام که فوت کرد عمو عبد خیلی کمکمون کرد از اون محله بردمون و یکی از ویلا هاشو توی شمال بهمون داد… همه چیز خیلی خوب بود تا اینکه کم کم متوجه نگاه های عموم به مادرم شدم اوایل زیاد جدی نگرفتم تا اینکه یه روز عموم اومد خونمون و شب موند معمولا شبها نمی

مامانم دوباره عروس شد Read More »

شوهر زینب

من امیرعلی هستم شوهر زینب. یکسال از عقد من و زینب گذشته بود. زینب دخترخاله من هست که با اصرار مادر و پدرم در سن بیست و پنج سالگیم باهاش ازدواج کردم. زینب یک دختر بیست ساله خیلی ناز و خوشگلی بود که بخاطر مذهبی بودن خانواده هامون کمتر همو دیده بودیم. یعنی اصلا هیکل

شوهر زینب Read More »

امسال تابستون دسته جمعی رفته بودیم زیارت

سلام دوستان.این یه خاطره هست که همین چند وقت پیش برام اتفاق افتاده و گفتم تا داغه اینجا تعریف کنم …   توی تابستون همین 1402 خانمم که اسمش ثریا هست پیشنهاد داد بریم مشهد یه زیارتی کنیم منم از پیشنهادش خوشم اومد ولی بچه هامون گفتن ما خوشمون نمیاد شما میخواهید برید مشهد تنها

امسال تابستون دسته جمعی رفته بودیم زیارت Read More »

زیر کیر گادفادر

این خاطره برای یک سال پیشه زمانی که من آرش 28 سالم و همسرم نازیلا ۲۰ سالش بود. فقط ۵ ماه از ازدواجمون میگذشت. بعضیا میگفتن اختلاف سنیمون زیاده ولی ما واقعا از همدیگه خوشمون اومده بود و حسابی دوست داشتیم همو. برای من نازیلا خوشگل ترین دختری بود که دیده بودم و وقتی باهاش

زیر کیر گادفادر Read More »

زنم زیر کیر

سلام اسم من سینا هست 37 سالمه و متاهلم اسم خانمم سحر هست 34 سالشه و قد متوسطی داره (165) با پوستی سفید و سینه هاش 75 هست پائین تنه تو پری داره یعنی کسش تپله و کونش گرد و قلمبه و رونهای درشتی هم داره خودمم قدم 178 هست و سایز کیرم هم 15

زنم زیر کیر Read More »

زنم و تجربه ی کیر کلفت تر

اشکان هستم و ۲۹ سالمه قدم تقریبا بلنده و اندام ورزشی دارم خیلی وقته باشگاه میرم اما زیاد هیکلم درشت نیس و کارمم آزاده و تو شهر یه دفتر دارم و کنار اون وسایل عروسی و پارتی هم کرایه میدم برا همین خیلی پیش میاد دعوت باسیم پارتی و عروسی و اینا خانومم فاطمه س

زنم و تجربه ی کیر کلفت تر Read More »

Scroll to Top