سلام رکسانا ام ۲۰ سالمه و دوست پسرم رضا ۲۱ سالشه خیلی حواسش به من هست همه جوره…
یک سالی هست منو دوست پسرم باهمیم
۶ ماه بعد از آشنا شدنمون ما تو ماشین رابطه داشتیم
و شروع داستان:
یه روز عادی که داشتیم از دیت برمیگشتیم و میخواست منو خونم بزاره من توی راه خیلی حالم بد شده بود و لالا بودم و اصلا دلیلشو نمیدونستم تا اون لحظه حتی همدیگرو از لب نبوسیده بودیم…
بهش گفتم میشه ماشینو بزنی کنار حالم خوب نیست ، فکر کرد حالت تهوع دارم مثل همیشه که تو ماشین میشینم…
گفت حالت تهوع داری؟ گفتم نه
گفت سرت درد میکنه؟ گفتم نه
گفت پس چرا حالت بده ؟
گفتم ببین واقعا نمیتونم بگم و واقعا حالم خوب نیست چون قبل پریودم گاهی اینجوری حالم بد میشه (از تایم پریودم اطلاع داشت که اگر عصبی شدم درکم کنه)
ولی متوجه نشد و گفت یعنی کمرت درد میکنه؟ گفتم نه
گفتم بیا لپمو بوس کن راه بیوفت بریم
گفت باشه
ی طرف لپمو بوس کرد ، ی طرف دیگرو اومد بوس کنه چونشو آروم گرفتم ک لباشو ببوسم که یجورایی سوپرایز باشه… لبامون فقط در حد ۱ ثانیه به هم برخورد کرد
بعدش سریع گفت ببخشید حواسم نبود و خودشو عقب کشید
گفتم ولی من میخواستم و بغض کردم با چشام نگاش کردم
گفت مطمئنی؟ با چشام علامت دادم اره
از خدا خواسته اومد جلو و آروم شروع به بوسیدنم کرد و منم همراهیش کردم حدود ۴ دقیقه همدیگرو بوسیدیم…
ولی حالم بعدش بدتر از قبل شد
گفتم رضا نمیتونی منو درک کنی گفت چیشده میخوای جدا شیم؟
گفتم نه خنگ آقا
گفت پس چی
گفتم ببین حالم بده ، حدس بزن چمه ، یچیزی که قبل پریود خانما اینجوری میشن ، دوباره همون قبلیارو گفت که عصبی شدم و اینو متوجه شد
گفت چند کلمس گفتم ۴
گفت اولش چی داره گفتم ح (حشری)
یسری کلمه گفت که یادم نمیاد یهو زیر لب خیلی آروم گفت نه بابا حشری که نمیتونه باشه
بعد گفتم آره اره همونه گفت چی
گفتم حشری ام اره
چشماش داشت در میومد از حدقه
گفت خب چکاری از پس من برمیاد
گفتم نمیدونم
گفت نمیخوام ناراحت بشی و قهر کنی و حرف جدایی بزنی
گفتم نمیزنم
گفت اجازه میدی دستمو بزارم رو خانوم گل؟
خندم گرفت گفتم آره و دستشو از رو شلوار گذاشت رو کصم و گفت چرا اینجا انقدر گرمه
گفتم خب عادیه
یکم دستشو تکون داد که آه و ناله بلند شد ولی نذاشتم بخاطر اولین بارمون دستشو زیر شلوار ببره …
دیدم یچیز بزرگ و گنده بین پاهاش داره شلوار و جر میده
رد نگاهمون گرفت ، که با دست مخفی کرد
گفتم دستتو بردار
گفت چرا آبنبات دوست داری مگه؟
نمیدونم چه مرگم بود ولی خیلی زود گفتم آره
(البته اینم بگم کلا بیشتر فیلم سوپر که میبینم ساک زدن هستش مورد علاقمه یجورایی)
گفت قهر نکنیا بعد بگی فلان
گفتم نه
گفت پس خودت بازش کن
کمربندش باز کردم
زیپ شلوارشو خودش کشید پایین و شورشو زد کنار
دیدم یچیز سیخ افتاد بیرون( اولین کیر آدم بزرگ که تو زندگیم دیدم بود و هرچی قبلا دیده بودم کیر فندقی بچه کوچیکای فامیل بود که پوشکی بودن)
گفت میخوای لیس بزنی؟ با کله ام سر تکون دادم به نشونه آره
چون من رو شاگرد نشسته بودم به سمت راننده نشستم و کله امو بردم جلو و زبونمو کشیدم بهش که آهش بلند شد…
گفت بکن تو دهنت ولی دندونات بهش نخوره
داشتم سعی میکردم فیلمایی که دیدم رو اجرا کنم
یجاهایی آه میکشید و یجاهایی میگفت دندونت نخوره…
۱۰ دقیقه ای ساک زدم که خسته شده بودم
نق زدم که گفت تند تر ساک بزن که زودتر بیاد آبم
تند تر ساک زدم و گفت آبمو میتونی بخوری؟
کیرش رو از دهنم در آوردم گفتم نمیدونم
دوباره ساک زدم و تند تند خوردم و لیس زدم که گفت آه داره آبم میاد
و یهو کله منو فشار داد رو کیرش
من داشتم خفه میشدم و حس کردم حجم آب زیادی تو گلوم و دارم خفه میشم
مجبور شدم قورت بدم چون داشتم واقعا خفه میشدم
ولی مزه نسبتا خوبی داشت
کیرش رو در اورد و داشتم نفس نفس میزدم گفت چرا قورتش دادی
تا یادم اومد چیکار کردم حالت تهوع گرفتم و میخواستم بالا بیارم روش که جلوی خودمو گرفتم…
کلی از لبام بوسم کرد و لب گرفتیم
و دستمو بوسید
کلی تشکر کرد ازم و گفت الان ی سوپری پیدا میکنم برات خوراکی بگیرم آبم بره پایین (چون هنوز داشتم سرفه میکردم)
ماشینو راه انداخت و رفتیم یه چیزی بخوریم منم داشتم فقط به کیرش فکر میکردم .…
