ارباب و برده

ارباب های روانی

سلام من ماندانا هستم ۲۸ سالمه همه منو مانا صدا میکنن و گرایشم ارباب و بردس کلا خیلی دوست دارم بهم بی احترامی بشه دستور داده بشه البته اولا اینو نمیدونستم همه چی برمیگرده به وقتی که کوچیکتر بودم ما توی محلمون از بچگی یه همسایه داشتیم که خیلی باهاشون صمیمی بودیم اونام یه دختر …

ارباب های روانی ادامه »

تابو شکنان

چشم‌هام بسته بود و هیچ جایی رو نمی‌دیدم. بیشتر از همه نگران این بودم که زمین بخورم. چون روی زمین پُر از سنگ‌ ریزه بود. صدای پچ و پچ و خنده‌هاشون رو می‌شنیدم اما نمی‌تونستم حدس بزنم که کدوم یکی‌شون نزدیک منه و دقیقا چه نقشه‌ای برام کشیدن. از اونجایی که توی یک فضای بازِ …

تابو شکنان ادامه »

جنده کوچولو و اولین روز جندگی

سلام دوستان. من نگارم. هیجده سالمه . بیبی فیسم قد ۱۶۵، لاغر با ممه و کون خوشگل و خوش فرم. چهرمم خیلی جذابه. پوستم سفیده مثل شیر و به قول دوس پسر قبلیم بدنم هر کیری رو راست میکنه. راستش من به روابط ارباب برده و سکسای خشن خیلی علاقه دارم.خوب بریم سر اصل داستان …

جنده کوچولو و اولین روز جندگی ادامه »

خواهرمو برده خودشون کردن

سلام اسمم محمد یه خواهر دارم به اسم سحر که ۱۹ سالشه یه دختر سانتیمانتال لاغر ریزه میزس این داستانی که میحوام بگم مربوط به چند روز پیشه که خیلی اتفاقی دم خونه خواهرمو دیدم که داره تو کوچه داه میره که از جلوی یه دبیرستان پسرونه رد میشه یهو یکی از پسر های لات …

خواهرمو برده خودشون کردن ادامه »

ددی و کیتن

تلفن اتاقم زنگ خورد و صداش که میگفت بیا رو شنیدم. سریع ستی که تنم بود رو در آوردم و رفتم سمت کشوی گوشه ی اتاق. بات پلاگ دم مشکیم رو همراه با قلاده و دستبند ستش برداشتم. تو آینه نگاهی به خودم کردم. موهام بافته بود ولی ددی موهامو باز دوست داشت. بازش کردم …

ددی و کیتن ادامه »