نقشه زن عمو برای سکس گروهی

چن وقتی میشد که گاه و بیگاه تلفن شوهرم زنگ میخورد وباگفتن نه آقا اشتباه گرفتی اونو قط می کرد هربارهم می پرسیدم کی بود می گفت آقایی بود که اشتباه گرفته بعضی وقتها هم بعداز حوالپرسی می گفت نه ادامه مطلب

کیر من و کس زنش

سلام من نیمام ۱۹ سالمه و اهل کرجم. اول بگم که علاقه خاصی به پاهای خانوما و فوت فیتیش دارم و دوس دارم برده خانوما باشم.البته نه هر خانومی بالاخره هرکی یه معیار هایی برا خودش داره… ***   قدم ادامه مطلب

سکس گروهی غیر منتظره

طبق معمول رفته بودیم دربند  با دوستم نازنین بر گشتنی کنار خیابون راه میرفتیم ک ب قول دوسم یکی پیدا شه بریم خونشون قل و مشروب بزنیم همینجوری داشتیم میرفتیم ی بی ام و واستاد دوستم گفتم با من کار ادامه مطلب

دنیای جدید سکسی من و همسرم

ساعت نزدیک هفت شب شده بود و نهال هنوز داشت لباس انتخاب میکرد واسه مهمونی خاصی که پیش رومون بود. ما زیاد مهمونی میرفتیم ولی این یکی با بقیه خیلی فرق داشت و نمیدونستیم دقیقا چی انتظارمونو میکشه خیلی اتفاقی ادامه مطلب

سکس دبیرستانی

هفت سال پیش بود ، درست اول مهر . داشتم برای اولین بار پامو میذاشتم تو دبیرستان . یه دختر دبیرستانی معمولی بودم ،یه مقدار خوشگلتر ولی خانوم بیانسه هم با اون مانتو شلوار سورمه ای گشاد و ابرو های ادامه مطلب

سكس با شوهرم و دوستش در یه شب بهارى

هوا واقعا زيبا و لطيف بود. روزاي اخر ماه فروردين سال ٩٥ … وقتى از تو بالكن اتاق خوابم بيرون رو نگاه ميكردم مست از زيبايي بهار ميشدم. درختا تازه داشتن شكوفه ميدادن و براى من زيباترين خاطرات رو دوباره ادامه مطلب

عروسی‌ با کیر اضافه

 کامل آماده شده بودم، سحراومد بود خونه و هم آرایشم کرده بود هم کمک کرده بود که اماده شم لباسم رو بپوشم، هنوز شک داشتم که لباسم مناسب این جشن عروسی هست یا نه! نسبت نزدیکی با عروس و داماد ادامه مطلب

کیر دوم برای همسرم

سلام. اسم من علی هست این خاطره واقعیه… یک شب با زهرا درمورد یک خانوم که رفته بود پیش یه رمال صحبت کردیم که رماله به خانومه گفته بود باید رو کست دعا بنویسم بعد زن رو انقدر کسشو مالیده ادامه مطلب

کیری‌ برای همسرم

سلام. این خاطره از سال گذشته تا الان ادامه داره که براتون تعریف میکنم… *** اسم من حامد هست 28 ساله مهندس معمارم که دارم ارشد میخونم و زنم فائزه 21 ساله. منو زنم خیلی شهوتی هستیم زنم دوس داره ادامه مطلب

کیر من خوشمزه تره

سلام من جابر هستم این داستان برمیگرده به سه سال پیش… *** من یه باجناق دارم که خیلی باهاش میرفتم قلیون سرا و همونجاا با هم گپ میزدیم اوایل حرفای سکسی ما محدود شده بود به حرف زدن درباره فامیلای ادامه مطلب