کونهای بدون مرز

تاریک | روشن

سلام
من نادر هستم از دبی 28 سال دارم و مجرد . نمیدونم چرا تو مناطق گرمسیر مثل جنوب خودمون یا کشورهای خلیج فارس آدم احساس گی بودن بهش دست میده ؟ البته من که از نوجوونی با گی آشنا شدم و بعد در واقع عاشقش شدم به طوری که هیچ موقع رابطه جنسی با زیباترین دخترها هم به اندازه کون دادن به من حال نداده .
داستانی که براتون میگم مربوط به دو سال قبله و اصلا تخیلی نیست و به همین جهت شاید زیاد براتون جالب توجه نباشه ولی خوبیش اینه که واقعی بوده .
جونم براتون بگه عزیزانی که دبی رفتند میدونند که بار هتل کارلتون یه بار با کلاس و نسبتا قیمت مناسبیه و به همین دلیل من به خاطر بودجه محدودم تقریبل هفته ای یک مرتبه به اونجا سر میزنم .
حدود دو سال قبل اونجا بودم و کنار بار داشتم آبجو میخوردم و به موزیک زنده ای که پخش میشد گوش میکردم و یه مرد حدودا 50 ساله با قد و هیکل متوسط کنارم نشسته بود و معلوم بود دنبال یه هم صحبت میگرده .

 

یه لبخند زد و لیوانشو برد بالا وبه من نشون داد و آبجو شو سرکشید منم به سلامتیش نوشیدم و شروع به صحبت کردیم .

دیدم انگلیسی رو با یه لهجه خاص صحبت میکنه وخودشو معرفی کرد : نجیب انور هستم اهل تونس
من : نادر از ایران
راجع به شغلمون صحبت کردیم و مسایل معمولی و گرم صحبت شدیم . فهمیدم که متاهله و همسرش برای تعطیلات رفته تونس و اونم تنهاست مثل من . گفت که خونش تو شهر شارجه هست که تقریبا یه ربعی با دبی فاصله داره و بهش گفتم شب میتونه بیاد خونه من چون فرداش تعطیل بود . تعارف کرد و گفت خونه تو مجردیه ممکنه امکانات نداشته باشی بیا بریم خونه من شارجه .
منم قبول کردم اومدیم بیرون و با ماشین خودش که تویوتا بود رفتیم برای شارجه . خونش تو منطقه ویلایی نشین شارجه بود و زمانی که رسیدیم یه خانم میانسال که پیشخدمت بود اومد استقبالمون و من فهمیدم نجیب وضع مالی خوبی داره .
سرتونو درد نیارم برام لباس راحتی آوردند و بعد از این که سر و صورتی شستیم نشستیم تو سالن روبروی تلویزیون و نجیب هم که یه لباس دشداشه نخی سفید پوشیده بود رو مبل لم داد و گفت اون خانم که اسمش لیلا بود دوباره بساط عیش و نوش مفصلی آورد و دوباره شروع کردیم به گفتگو و تماشای فیلم .

 

من که سرم حسابی داغ شده بود و هوس های ناجور به سرم زده بود فقط نگاهم به نجیب بود که همش دستشو میکشید رو کیرش و کیری که از زیر لباس عربیش خودنمایی میکرد دل منو برده بود . انگار متوجه نگاه های من شده بود و کم کم دستشو گذاشت روی پاهای سفیدم که فقط با یه شلوارک سفید و کوتاه نازک خود نمایی میکرد و حرف کشید به اونجا که من مجرد چطوری سر خودم رو گرم میکنم ؟
راستش چون مست بودم دقیق یادم نیست چه حرفایی زدم فقط یه لحظه به خودم اومدم دیدم داره با کیرم بازی میکنه و گوشمو میخوره . من هم بی اختیار داشتم دست رو کیرش میکشیدم که مثل باتوم شده بود .لیلا رو صدا کرد و به زبان عربی یه چیزی بهش گفت ” اونم رفت و بعد دو سه دقیقه با چند تا سی دی و یه جعبه منبت کاری اومد و گذاشتشون رو میز بعدم رفت سی دی رو گذاشت تو دستگاه و رفت بیرون .
وقتی دستگاه روشن شد و فیلم شروع شد دیدم یه فیلم رمانتیک گی داره پخش میشه و من بیشتر حواسم به نجیب و کیرش بود تا فیلم . یهو به خودم اومدم و دیدم لبامون تو همه و داریم همدیگه رو میک میزنیم و الحق که تو کارش استادی بود و منو برده بود تو آسمونا .کم کم منو لخت کرد و خودشم لباسشو در آورد و سر منو برد پایین سمت کیرش و منم شروع کردم به خوردن کیر خوش فرمش . راستش انگار کیرشو تراش داده بودند که اینقدر شکیل و خوش تراش بود و بوی مطبوعی که میداد در اثر اسپری یاسی بود که به خودش زده بود .
کم کم به حالت 69 در اومدیم و اونم شروع کرد با سوراخم ور رفتن که منو به اوج رسونده بود و در همون حال در جعبه مربوطه رو باز کرد و از توش انواع وسایل مثل دیلدو و گویچه و ویبراتور و روغن نرم کننده از توش ریخت بیرون .
تازه فهمیدم نجیب حرفه ایه و لیلا هم کارش فراهم کردن مقدمات عیش نجیبه .نمیدونم با چی شیو کرده بود که مورچه رو کیر و خایش سر میخورد و همین منو بیشتر حشری میکرد که ناگهان یه کاری کرد که من بهت زده شدم : گویچه ای که از جعبه درآورده بود رو با روغن حسابی چرب کرد و منم دلمو صابون زده بودم که میخواد منو باهاش بکنه و بگم که این همیشه یکی از آرزوهام بود که یه نفر با این وسیله منو بکنه و ناگهان دیدم اونو داد دست من و خودش به حالت داگی رو لبه مبل افتاد واز من خواست که گویچه رو براش بکنم تو کونش .
وای خدا باورم نمیشد یه همچین سعادتی نصیبم شده و یه دوطرفه امشب گیرم اومده .
بعد از چند دقیقه که کونش باز شد گفت : now your turn یعنی نوبت تو شد .

 

منم از خدا خواسته قنبل کردم و شروع شد ….. وای چی بگم هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر این وسیله لذت بخش باشه ” وقتی همه توپک ها میرفت تو و بعد آروم میکشید بیرون عرش رو سیر میکردم مخصوصا وقتی هم زمان با کیرم بازی میکرد هیچوقت فکر نمیکردم کیر من اونقدر شق بشه و اندازش تقریبا به 15 سانت برسه . بعد از نیم ساعتی دیگه طاقت نیاوردم و ازش خواستم شروع کنه به گاییدنم و اونم اجابت کرد و افتاد به جونم . وقتی کیرش رفت داخل کونم احساس کردم یه هیتر داغ وارد کونم شده و با عقب جلو کردنای ماهرانش آه و اوهم رفت هوا و بعد از چند دقیقه کیرشو درآورد و بعد از این که کیر منو حسابی چرب کرد به پشت خوابید و پاهاشو داد هوا و کیر منو دعوت کرد تا بره داخل کون بدون مو و سبزه و داغش .پاهاشو قلاب کرده بود به پشتم و در همون حال که من عقب جلو میکردم برا خودش جق میزد که یهو گفت صبر کن و یه چیزی گفت که نفهمیدم چی میگه چون عربی گفت و دوباره منو به حالت داگی برگردوند و شروع کرد تو کونم تلمبه زدن .
بعد از چند دقیقه پروستاتم حسابی تحریک شده بود و نجیب هم داشت برام جق میزد که ناگهان با ناله های عجیب و غریبش ارضا شد و آب داغشو ریخت تو روده هام و جالب اینکه منم همزمان با اون آبم اومد” آبی که بند نمیومد وشاید به جرات بگم به اندازه نصف استکان بود . شاید باور نکنید اما تازه وقتی که چشممو باز کردم عجیب ترین چیز ممکن رو دیدم : لیلا داشت با دیلدو نجیب رو میکرد …….
همونطور که گفتم نجیب وضع خوبی داره و نمایشگاه مبلمان با کلاسی تو شارجه داره .
از اون موقع تا حالا اکثرا تو خونه نجیب هستم و مثل زن و شوهر با همیم و عاشق هم ” چون نجیب زن نداره و فقط برای شکار من بهم دروغ گفته بود .
با هیچ چیز تو دنیا عوضش نمیکنم .
#نظرتون #رو #بگید #خوشحال #میشم .

 

#نادر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج + هجده =