کیرهای باکلاس برای همسرم

تاریک | روشن

سلام من علی رضا هستم ۳۶ سالمه و همسرم #نیلوفر ۳۴ سالشه ، خب این داستان یک ماه پیش اتفاق افتاد اون موقع هنوز اینقدر تب و تاب کرونا ویروس داغ و جنجالی نشده بود البته نمیدونم داستانم کی اپلود میشه داستان برای اواخر بهمن ماه هست ، خب راستش من از خیلی قبل پیش شاید چهار پنج سال با خوندن داستانهای مختلف سکسی فانتزیهای زیادی تو ذهنم نقش میبست و کم کم از فانتزیهام تو سکس با نیلوفر میگفتم ، هرکی بگه زنم از اول پایه فانتزی هست واقعا دروغ گفته چون این فکرا و فانتزیها چیزی نیست یک شبه برا ادم اتفاق بیافته و قبولش کنه برای خود منم چند سال طول کشید تا بهش باور کنم . وقتی که تازه شروع کرده بودم و از فانتزیهام بهش میگفتم خیلی بدش میومد و ناراحت میشد چندبار هم باهام قهر کرد ولی من پاپس نکشیدم وقتی اشتی میکرد و سکس میکردیم بازم بهش میگفتم دیگه نیلوفر وقتی دید من ول کن گفتن و مطرح کردن فانتزیهام نیستم دیگه چیزی نمیگفت و تو سکس بهش میگفتم فلانی داره تو کست تلمبه میزنه و داره میگادت اونم چشماشو میبست و چنان اخ اوخی میکرد و چنگم میزد که نگو دیگه کم کم طرز لباس پوشیدنش عوض شد و مانتوهای تنگ و جذب بدن میخرید و #شورت و سوتینهای سکسی میگرفت ، از نیلوفر براتون بگم که قد بلنده ولی بدن پر و نرمی داره پوست سفید مثل بلور وقتی که مانتوی تنگ تنش میکنه باسن و سینه هاش خیلی خیلی تو چشم هست ، داشتم میگفتم دیگه اینقدر تو گوشش براش فانتزی گفته بودم که خودشم هی میگفت علی کیر میخام کیر میخام منم میگفتم کیر کیو میخواهی ؟ میگفت کیر کلفت میخام بره تو کونم بره تو کسم وای جان برام کیر بیار کسکش ، خیلی خوشم میومد که زنم اینطور داغ و سکسی شده و له له کیر میزنه منم دلم میخاست زنم زیر یک یا دوتا شایدم چندتا کیر کلفت حال کنه مدام بکننش و کس و کونشو دهنشو بگان ، حس بیغیرتی همه وجودمو گرفته بود و رفتارهای سکسی نیلوفر منو بدجور به وجد میاورد ولی هنوز جرات عملی کردنشو نداشتم ، همین اواخر که گفتم هنوز تب کرونا اینقدر داغ نشده بود یه شب جمعه که داشتم با نیلو سکس میکردم و تو کسش #تلمبه میزدم و فانتزی کیرهای مردای دیگه را به زنم میگفتم اونم هی با شهوت میگفت اخ علی کیر بده کیر بیار بگو منو بکنند بگو بکنه تو کونم تو کسسسسمممم تو کککوووونننمممم اخ کککیییرررمیخام منم میگفتم چندتا میگفت ده تا بیستا صد هزارتا واااایییی کیر کیر کیر میخام و به ارضا رسید و ناخونهاشو تو بازوهام فشار میداد انگار داشت جون میداد و نفس نفس میزد بعدم بدنش شل شد و ولو شده بود

 

 

اه و اوه میکرد منم چندتا تلمبه زدم که منم با دیدن اون همه شهوت ابم اومد و ریخت رو کسش و افتادم روش! چند دقیقه هردو نفس نفس میزدیم و گفتم عشقم دیونتم بخدا اونم گفت منم دیونتم عشقم یکمی که حالمون جا اومد بلند شدیم رفتیم چندتا خرما خوردیم که ضعف نکنیم همینطوری که لخت باهم نشسته بودیم گفتم نیلو جون عشقم انگار اتیشت خیلی تند شده ها؟ اونم گفت چطور مگه عزیزم ؟ گفتم همچین تو سکس میگفتی ده تا صدتا هزارتا کیر بیار برام منو بکنند که نگو و نپرس اونم زد زیر خنده گفت همه اینا تقصیر خودته این تو بودی که منو هوسی کردی گفتم جون فدات بشم عشقم حالا مگه عیبی داره ؟ نیلو گفت چمیدونم خب تو بگو عیبی داره یا نه ؟ فهمیدم میخاد ببینه نظر من چیه گفتم منکه ایرادی نمیبینم تو هم بیشتر از زندگی لذت ببری و با مرد دیگه ای حال کنی نیلو لبخندی زد و گفت یعنی میگی من با کسی بخوابم ناراحت نمیشی ؟ منم گفتم نه چرا ناراحت بشم ؟ پرسید واقعنی میگی یا الکی ؟ گفتم واقعا باور کن ، گفت دروغ میگی ؟ گفتم نه به جان خودم دیدم انگار گل از گلش شکفت دوباره پرسید علی جون نیلو ناراحت نمیشی ؟ گفتم عشقم من عاشقتم و دوست دارم شاهد لذت بردنت باشم ، گفت جون #نیلو ؟ گفتم جون خودم عشقم جون تو برام بینهایت ارزش داره من هیچوقت جون تورو قسم نمیخورم منو بغلم کرد گفت باشه فهمیدم قسم نخور منم بوسیدمش گفتم ببینم ناقلا کسیو زیر سر داری من خبر ندارم ؟ اونم خندید و گفت نه دیونه کیو زیر سر دارم اخه تو که من هرجا میرم و باهرکی در ارتباطم خبر داری گفتم شوخی کردم عشقم حالا بگو ببینم توهم واقعا دلت میخاد چنین چیزی را تجربه کنی ؟ نیلو که خودشو تو بغلم جاکرده بود سرشو رو سینه ام گذاشته بود گفت نمیدونم علی راستش بعضی وقتا که بهش فکر میکنم یه جوری میشم شهوت زیادی بهم دست میده ولی ترس دارم میترسم همه چیز یهویی خراب بشه گفتم میدونم عشقم میدونم چی میگی ولی تا وقتی تجربه اش نکردیم نمیتونیم بگیم بده را خوبه گفت تو چی میگی انجام بدیم یا نه ؟ گفتم عشقم من دلم میخاد انجامش بدیم و تجربه اش کنیم ولی تصمیم نهایی با توه هرچی تو بگی ؟ گفت باشه انجام میدیم ، گفتم الهی قربونت بشم عشقم تو بغلم فشوردمش اونم خودشو برام لوس میکرد ، بعد گفت خب حالا اوکی دادیم و قبول کردیم کیو میخواهی بیاری ؟ گفتم نگران اون نباش خودتم میدونی که خیلیا تو کفت هستند و دلشون میخاد یه ساعت مال اونا بشی نیلو گفت واقعا اینقدر طرفدار داشتم نمیدونستم ؟ گفتم اره عشقم کافیه تو لبتر کنی ببین مردا چطوری هلاکت هستند ، #نیلو گفت وای جون ، بعد یهویی یه فکری زد به سرم گفتم نیلو ؟ گفت جونم عشقم ؟ گفتم بیا همین فردا بریم یه چرخی بزنیم و ببینیم کی پا پیش میزاره ؟ نیلو گفت همینطوری؟ گفتم نه همینطوری میریم پاساژ بالای شهر جای با کلاس که با هر کسی بر نخوریم دوست دارم اونی که زنمو میکنه سرش به تنش بیارزه

 

 

نیلو گفت دیونه حالا کو فردا با کسی سکس کنم ؟ گفتم خدارو چه دیدی شاید واقعا همین فردا یکیو طور کردی ، نیلو خندید و گفت وای از دست تو علی گفتم نه والا بیا یه نقشه بکشیم گفت نقشه بکشیم یکی منو بکنه؟ گفتم اره خب اونم از خنده روده بر شده بودگفت خب حالا نقشه ات چیه اقا؟ گفتم میریم بالا شهر یه پاساژ شیک و ترتمیز که خلوتم باشه پیدا میکنیم نیلو گفت خب ؟ گفتم توهم باید خوب به خودت برسی و چشم مردا دربیاد وقتی میبیننت گفت خب دیگه؟ گفتم یکی از مانتوهای که یکمی کیپ تنت بدون سوتین و هیچی از زیرش تنت میکنی گفت یعنی میگی لخت باشم ؟ گفتم اره عشقم گفتم هیچی ؟ بدون شورت ؟ گفت دیونه مگه میشه اینطوری رفت بیرون ؟ میگیرنمون ، گفتم یه ساعتی میریم که خلوت باشه گفت خب شورت نپوشم بدون شلوار که نمیشه گفتم اون ساپورتت هست که خیلی نازکه اونو پات کن گفت باشه بعد چی ؟ گفتم بعدش دیگه با ما نیست ببینیم کی به پستمون میخوره و کی بهت پیشنهاد میده گفت وای علی از الان دلشوره گرفتم گفتم نترس عزیزم منکه تنهات نمیزارم من کنارتم عشقم گفت علی یعنی میگی انجامش بدیم ؟ گفتم اره عشقم اگر انجامش ندیم تا اخر عمرمون این فکر دیونمون میکنه گفت باشه ولی تنهام نزاری گفتم هیچوقت تنهات نمیزارم عشقم بعد رفتیم خوابیدیم ، صبح جمعه بیدار که شدیم نیلو گفت من برم حموم گفتم حسابی ترتمیز کن گفت چشم و هردو خندیدیم رفت و یه دوش نیم ساعته گرفت و اومد کس و کونشو و زیر بغلش کاملا تمیز و لیسیدنی شده بود قربونش بشم هیکلش بینظیره چه با لباس چه بی لباس یه نهار سبک خوردیم ساعت نزدیکای یک و نیم ظهر بود که گفتم بریم عشقم ؟ گفت بریم . گفتم پس برو حاضرشو اونم گفت حاضر شدن نداره که شلوار و شورتشو جلوم دراود سوتینشم کند گفتم وای چی میشد همینطوری میفرستادمت تو خیابون هزار نفر میافتادن دنبال کونت و التماست میکردن تا بکننت اونم خندید و گفت برم مانتو شلوارمو بپوشم کیرم براش شق شده بود رفت و اومد دیدم وای چقدر سکسی شده یه مانتوی سفید نازک داشت که جلوی یقه اش همینطوری عادی باز بود و خط سینه اش تا وسط سینه پیدا بود شلوارشم که اینقدر نازک بود که انگار جوراب شیشه ای پاش کرده یه عطر گرم و سکسی هم به خودش زده بود گفتم عشقم منکه شوهرتم برات سیخ کردم مطمئن باش بری بیرون همه دیونت میشن یه رژ لب قرمزم زده بود که لبهاشو بینهایت زیباتر کرده بود به معنی واقعی کس شده بود، سوار ماشین شدیم و رفتیم بالا شهر چند جارو گشتیم که یه پاساژ که قبلا هم رفته بودیم ازش خرید کرده بودیم پیدا کردیم و رفتیم تو پارکینگ پاساژ و با اسانسور رفتیم طبقه اخر، اون پاساژ چون جنسهاش همیشه گرونتر بود معمولا خلوت بود اون ساعت از عصر جمعه هم که دیگه انگار پرنده پر نمیزد همینطوری با تیپ زنم تو راه رو های پاساژ قدم میزدیم اکثر مغازه ها بسته بودن تک توک باز بودن هرکی نیلو را میدید محو تماشاش میشد و چشم ازش برنمیداشت

 

 

یه مغازه ای بود که تقریبا یه گوشه از پاساژ بود یه ویترین کوچیکی داشت و چندتا لباس زنونه توش بود یه جوونی داشت ویترینو میچید همیکنه دید ما پشت ویترین با اون تیپ و قیافه ایستادیم با لبخندی تعارفمون کرد بریم داخل تا از لباسهاش دیدن کنیم به نیلو گفتم این چطوره خوبه خوشت میاد ؟ نیلو هم خوب پسره را براندازش میکرد پسره از من و نیلو کم سنتر بود ولی اندامش بد نبود لاغر و کشیده و خوش تیپ بود با یه ته ریش که خیلی بهش میومد نیلو برگشت بهم گفت اره خوش تیپه بریم تو یا نه ؟ گفتم بریم ببینیم چی پیش میاد ورفتیم داخل ، داخل مغازه نورش کم بود یه جورایی تاریک بود پسره که دید ما اومدیم تو سریع از توی ویترین اومد و خوش امد بهمون گفت و از نیلو پرسید چی مد نظرتون خانم ؟ اونم با یه عشوه و دلبری خاصی با ناز و ادا گفت چی دارید پسره گفت شما امر بفرمائید هر کدوم از کارهارو براتون بیارم پرو کنید یه چندتا لباس همینطوری اورد و نیلو هم دیگه داشت حسابی دلبری میکرد سینه هاشو نشون پسره میداد یه نیم ساعتی گذشت که انگار پسره دیگه دوزاریش افتاد که ما برای خرید نیومدیم اونم کمی پررو تر شد و گفت میشه سایز بدنتونو ببینم تا بیشتر کمکتون کنم ؟ نیلو هم که داغ کرده بود تو اون فضای تاریک موزیک لایت ، به من رو کرد گفت عزیزم اقا میخاد سایزمو ببینه اشکالی نداره نشونش بدم ؟ منم گفتم باشه عشقم مسئله ای نیست بعد پسره گفت پس اگر میشه من در را ببندم تا خانمت راحت باشه گفتم باشه ببند اینطوری بهتره اونم در را بست اومد نزدیک نیلو گفت میشه کمکتون کنم؟ نیلو هم گفت بله ممنون بعد همینطور که من نگاهشون میکردم پسره پشت زنم ایستاد و نیلو دکمه های مانتشو باز کرد پسره درش اورد و چشماش گرد شده بود که نیلو بدون پیرهن و سوتین جلوش ایستاده پسره که هیکل نیمه لخت و زیبای زنمو دید گفت وااییی نیلو برگشت طرف پسره سینه هاش جلوی چشم پسره بود پسره اب دهنشو قورت داد با من من کردن گفت چی بیارم براتون ؟ معلوم بود پسره امپر چسبونده نیلو گفت مگه نمیخواستین سایزمو ببینید شلوار برام بیارید اونم گفت اره پس بزار سایزتو ببینم نیلو هم گفت خب ببین دیگه پسره یه نگاهی به من کرد ببینه عکس العمل من چیه؟ دید من هیچی نمیگم دوباره پررو شد گفت اجازه هست سایز باسنتونو هم ببینم نیلو گفت بله چرا اینقدر سوال میپرسی پسره که اوکی نیلو را گرفته بود دیگه به من نگاه هم نکرد و ازم نظری نپرسید و شلوار نازک نیلو را گرفت کشید پایین وقتی چشمش به کون خوشگل نیلو افتاد قشنگ و بلند گفت جوووووونننننن بعد کون نیلو را بوسید و بغلش کرده بود و هی همه جای نیلو را میبوسید و هر میگفت وای جون قربونت بشم فدات بشم کسش و میبوسید و جون جون میکرد نیلو هم دستش رو سر پسره بود و کمی لای پاشو باز کرده بود تا پسره راحتتر بتونه کسشو بلیسه نیلو هم داشت اه اه میکرد پسره که هول هولی هی داشت کس زنمو جلوم میلیسید گفت بیا بیا بریم اون پشت تا بهت حال اساسی بدم دست زنمو گرفت برد اون پشت که مثل یه اتاق بود یه تخت هم بود یه دستشویی نیلو را خوبوندش رو تخت و بازم افتاد به خوردن کسش نیلو هم دیگه وا داده بود و چه اه و ناله ای میکرد پسره بلند شد لخت شد وای عجب کیری داشت با اینکه خودش لاغر بود ولی کیرش کلفت و بزرگ بود و دو سه تا رگ گردن کلفت رو کیرش باد کرده بود کله کیرشم مثل گرز بود

 

 

پسره دید من دارم نگاهشون میکنم گفت تو برو بپا کسی نیاد تو گفتم باشه حواسم هست نیلو گفت تو برو تو مغازه عزیزم گفتم تو راحتی عشقم ؟ گفت اره پسره هم گفت نترس بابا نمیخورمش که منم اومدم در را قفل کردم و دنبال چراغها گشتم که خاموش کنم کسی نیاد که صدای اخ و اوخ اونا بلند شده بود رفتم دیدم پسره پاهای خوشگل زنمو داده هوا و داره تند و تند تو کس زنم تلمبه میزنه هی میگه فدای کس تنگ بشم خوشگله عجب کسی داری جون وای میکنمتتتت میکنمتتت با حرص و شهوت تموم نشدنی کس زنمو میگائید نیلو هم هی میگفت وای جون بکنن بکننن بکننن اخخخ وایییی کسسسسمممم جونننن کلفته جرم دادی اونم با شنیدن این حرفها هی محکمتر تو کسش تلمبه میزد منم نگاهشون میکردم پسره گاهی بهم نگاه میکرد و به کارش مشغول بود نمیدونم چقدر از جلو گائیدش بعد کشید بیرونو گفت داگی بشین نیلو هم سریع براش داگی نشست و پسره چندتا سیلی زد رو کون سفیدش اخ جون اخ جون میکرد نیلو وقتی در کونی میخورد میگفت اخخخخ ووااای بکن بکن کسمو بکن پسره میگفت چشم جنده خانم همچین بکنمت که حالشو ببری نیلو میگفت وای جون اره کیرتو بکن تو کسم کیرتو میخام اخ اوخ پسره هم داشت تو کسش تلمبه میزدو موهای بلنده زنمو تو دستش گرفته بودو میکشید عقب تا کمر نیلو قوس برداره کونشو بیشتر بده بالا نیلو هم همینکارو میکرد گردنشو اورده بود عقب و کونشو داده بود بالا پسر جون جون میکرد محکم تو کسش میکوبید با اون یکی دستشم هم سیلیی میزد رو کون سفیدش و انگشت شستشو تف مالی کرد فرو کرد تو کون نیلو ، نیلو هم جیغش دراومد ولی پسره عین خیالشم نبود داشت از کس و کون زنم لذت میبرد شستشو تا بیخ تو کون نیلو فرو کرده بود ولی بازم فشار میداد موهای نیلو رو میکشید سمت خودش کیرم بدجور سیخ شده بود دلم میخاست برم بکنم تو دهن نیلو برام بخوره پسره که دید من کیر بدستم خندید گفت هوی یارو بکش کنار این جنده مال منه برم گوشیمو بیار گفتم برای چی؟ اونم با پر رویی گفت برو بیار خودت میفهمی رفتم گوشیشو پیدا کردم براش بردم گفت ببین امروز زنتو با کس و کون جر خورده میبریش خونتون دوست داری؟ هان ؟ هی زنمو محکم میکرد پسره بهم گفت اگر دوست نداشتی که زنتو لخت نمیاوردی خرید منم فقط گوش میدادم پسره کیرشو دراورد گفت جنده خانمی برگرد کیرمو بخور اونم برگشت و کیر گنده پسره را کرد تو دهنش پسر رنگ زد به یکی که اسمش عباس بود گفت عباس جون هستی؟اونم انگار حاضر بود گفت بیا مغازه برات سوپرایز دارم دو دقیقه بعد دیدم در مغازه را میزنن بهم گفت برو درو باز کن دوستم بیاد تا دوتایی جندتو جر بدیم کیرمو کردم تو شلوارم رفتم در را باز کردم یه جوون دیگه وارد مغازه شد بهم گفت تو کی هستی ؟

 

که اون پسره عباسو صداش کرد گفت بیا این پشت داداش عباسم رفت پشت منم در را بستم و رفتم عباس گفت وای دمت گرم این عروسک کیه تور کردی اونم گفت زن اون کسکشه اورده بکنیمش عباسم گفت وای دمش گرم چه هولویی هم اورده برامون نیلو که داشت کیر اون پسره که فهمیدم اسمش مجید هست را میخورد عباسم سریع کیرشو دراورد وای کیر عباس از مال مجیدم حجیمتر و کلفتر بود تو دلم گفتم بیچاره زنم با این کیرهای خرکی جر میخوره عباس هم کیرشو داد نیلو و اونم کردش تو دهنش اصلا هیچکدومشون منو ادم حساب نمیکردن حتی زنم نیلو نگاهمم نمیکرد هی جون جون میکرد و ساک میزد اونام که از خدا خواسته یه کس تر تمیز درجه یک گیرشون اومده بود ، عباسم جون جون میکرد بعد به نیلو گفت بلندشو جنده بلندشو میخام جرت بدم اونم رفت رو تخت خوابید و عباس کیرشو فشار داد تو کس زنم داشت مثل حیون تلمبه میزد و اخ اوخ میکرد نیلو هم میگفت اخخخخخ وووااااایییی مامان جون کسم اخ دردم میادد یواشتر ولی عباس عین اسب تلمبه میزد تا اینکه انگار کسش گشاد شده بود یا خیس اب بود توش که نیلو جون جون میکرد و به عباس لب میداد مجید هم رفت کیرشو کرد دهن نیلو داشتن حسابی میگائیدنش بعد از چند دقیقه عباس کشید بیرون خوابید رو تخت به نیلو گفت بکن تو کست اونم با کس نشست رو کیر کلفتش با یه اااخخخخخخ همه کیرشو کرد تو کسش منم داشتم میدیدم که کس زنم چقدر باز شده نیلو همینطوری رو کیر عباس بالا و پایین میکرد عباسم جفت پستونای زنمو گرفته بود تو دستشو نوکشوفشار میداد و نیلو هم جیغ و اه و اوهی بود که سرداده بود و معلوم بود داره حسابی لذت میبره هی کسشو میکوبید رو کیرش و میگفت اخ خدا کسم وای جان جر خوردم وای خیلی کلفته کیرت اخ جون مامان جون گائیده شدم پاره شدم بعد عباس گردن نیلو را گرفت سمت خودش کشید نیلو خوابید رو عباس و عباس ازش لب میگرفت مجید به عباس گفت نگهش دار جنده رو تا بفهمه سکس به چی میگن عباسم همینطور که دستش دور گردن زنم بود و داشت لبشو میخورد تو کسش تلمبه میزد مجید رفت بالای کون زنم و بهم گفت خوب ببین داریم زنتو برات میکنیم بعد دوتا لپ نازشو از هم باز کرد چندتا تف مشتی انداخت رو سوراخ کون نیلو و کیرشو گذاشت دم سوراخ کونشو فروش کرد تو کونش تا ته جا کرد تو کونش بدبخت نیلو از درد کونش داشت بین اون دوتا دست پا میزد ولی نه میتونست داد بزنه نه در بره از دستشون مثل اینکه یکی داره جون میده تنشو تکون میداد ولی گیر افتاده بود لبش تو دهن عباس بود گردنش زیر دستش کیر مجیدم که تا ته تو کونش بود مجید چه خنده های میکرد و شروع کرد تلمبه زدن تو کون زنم ، من سالی به دوازده ماه شاید کلا دو بار با خواهش و تمنا میتونستم راضیش کنم کون بهم بده ولی الان هم از کس داشت جر میخورد هم از کون همینطوری عباس محکم گرفته بودتش نیلو بهش مشت میکوبید دیگه تکون تکون نمیخورد دیدم اشکش سرازیر شده گفتم #عباس کشتیش زنمو ولش کن نامرد ، اونم گردنشو ول کرد و دهنشم ول کرد #مجید هم تند و تند داشت کونشو میگائید نیلو فقط گریه میکرد و التماس میکرد ولش کنند ولی فایده ای نداشت بعد از چتد دقیقه که گذشت و مجید کونشو گائیده بود نیلو هم داشت دوباره لذت میبرد و هی میگفت اخ گائیدینم وای مجید بکن کونمو بکن بیشرف کونمو جر دادی کسکش اونم محکمتر تو کونش میزد دیگه داشتن لذت میبردن عباس بهم گفت دیدی نکشتمش زنت خوب کس و کونی داره بیارش بازم تا بکنیمش مجید کشید بیرون سریع با عباس جاشونو عوض کردن مجید کرد تو کسش و نیلو یه لب حسابی به مجید داد گفت کسکش کونمو پاره کردی مجیدم گفت جووووونننننن فدات بشم خوشگله عباسم ربت جای مجید بالای کون زنم

 

 

وای حالا نوبت کیر کلفت اون بود که بره تو کون زنم اونم کیرشو تف مالی کرد تپوند تو کون زنم بدبخت بازم از درد جیغش بلند شد ولی خیلی زود اروم شد و اونام شروع کردن گائیدنش هر سه هی قربون صدقه هم میرفتند تا اینکه مجید که زیر بود تو کس زنم ارضا شد و ابشو تو کسش ریخت بعدشم عباس اینقدر تلمبه تو کونش زد که اونم ابشو ریخت تو کونشو و افتاد روش بیچاره زن خوشگلم با اون اندام ظریف و زنونه اش بین دوتا مرد داشت له میشد ولی هیچی نمیگفت و نفس نفس میزد انگار بینهایت براش لذت بخش بوده این درد و اینجور گائیده شدن . عباس کیرشو کشید بیرون یه عالمه منی از سوراخ کون گشاد شده زنم ریخت بیرون و به زور سعی میکرد سوراخشو ببنده ، از روی مجیدم بلند شد و دراز کشید رو تخت و دیدم از کسشم اب منی سرازیره ، مجید بهم گفت برو از کشو دوتا قرص بیار تا زنت حامله نشه انگار این مجید کارش گائیدن زنهای مردم بوده که قرص ضد بارداری هم داره ، رفتم از کشو قرص بیارم دیدم تو کشو کاندوم هم بوده و اینا ابشونو تو کس و کونش ریختن قرص و به نیلو دادم اونم که خیلی بهم ریخته و اشفته حال بود ازم گرفت و یه لیوان اب بهش دادم خورد و ولو شد رو تخت خیلی خسته شده بود مجید بهم گفت دمت گرم دادش راستی اسمت چیه ؟ گفتم علی رضا گفت دمت گرم خیلی حال دادی ببخشید اگر حرفی بدی بهت زدم عذر میخام گفتم اشکالی نداره دم شماهم گرم ، عباسم ازم تشکر کرد گفت واقعا زنت حرف نداره اگر بازم از این طرفا رد شدین یه سری به ما هم بزنید مغازه متعلق به خودتونه هرچی دوست دارید بردارین گفتم دمتون گرم عباس گفت بی تعارف گفتم زنت به گردنمون حق داره واقعا هرچی دلش خواست برداره به مجیدم گفت نیلو جون صاحب مغازه است هرچی خواست بهش بده عباس ازم بازم تشکر کرد و رفت . منم به مجید گفتم اگر میشه نیلو یکمی بخوابه حالش جا بیاد بعد میریم مجیدم گفت بابا راحت باش علی جون اون عباس که دیدی صاحب این مغازه هست ندیدی بهت چی گفت دیگه نیلو خانم هرچی بخواد در خدمتشیم، نیلو که تقریبا از خستگی بیهوش ولو شده بود با اون اندام بینهایت خوشگلش و کس و کونش که پر منی بود خوابیده بود. مجیدم رفت پشت دخل منم پیش زنم نشستم و بدنشو که توسط دوتا جوون کیر کلفت و بکن گائیده شده بود نگاه میکردم . مجید اومد بازم با ادب و احترام مثل وقتی که هنوز وحشیانه زنمو نگائیده بود گفت علی اقا چیزی اگر لازم دارید بگید براتو بیارم گفتم نه مرسی نیلو جون بیدار بشه رفع زحمت میکنیم نیلو هم بیدار شد کمکش کردم آبی به دست و روش زد حالش بهتر شد انگار نمیخاست تو چشم نگاه کنه هی روشو برمیگردوند بغلش کردم گفتم عشقم چرا بهم نگاه نمیکنی ؟ سرشو انداخته بود پایین گفت نمیتونم نگات کنم سرشو اوردم بالا گفتم عشقم من هنوزم دیونه و عاشقتم با من قهر نکن خانمم اونم یکمی اشک ریخت و دلداریش دادم که هیچی از عشق و علاقه ام بهش کم نشده و مجیدم اومد گفت اگر لباسی چیزی میخاهی برات بیارم ؟ نیلو گفت مجید لامصب کس و کون برام نزاشتین مجیدم گفت واقعا شرمندتیم اخه تو اینقدر خوشگل و مامانی هستی که ادمو روانی میکنی ، نیلو هم خندید و گفت یه بلوز برام بیار اونم رفت یه بلوز خیلی #خوشگل و شیک با یه شلوار لی اورد گفت ببخشید که شورت و سوتین نداریم نیلو خندید و گفت گمشو دیونه مجید رفت گفتم عشقم انگار از مجید خوشت اومده ؟ نیلو گفت راستشو بخواهی از هردوشون خوشم اومده اگر اجازه بدی ؟ گفتم جان فدات بشم عشقم بعد لباسشو تنش کرد و از مجید هم خداحافظی کردیم و اومدیم خونه . الان نیلو دیگه دوست داره بازم با مجید و عباس سکس داشته باشه ولی این ویروس کرونا دست پامونو بسته میترسیم بریم ، عباسم گفته هروقت اوضاع عادی شد چهارتایی باهم بریم شمال ، اگر رفتیم براتون ماجراشو مینویسم. امیدوارم کرونا هم زودتر شرش کنده بشه اوضاع هم رو روال بشه ، نیلو خیلی دلتنگی میکنه برای مجید و عباس. شاد و سلامت باشید ببخشید که طولانی شد .

 

 

نوشته: علیرضا

12 دیدگاه دربارهٔ «کیرهای باکلاس برای همسرم»

  1. سلام
    38 ساله از تهران
    دو بار تجربه با زوج داشتم
    بابک جان و زوچ های که نفر سوم راز دار و مطمئن میخوان در خدمتم
    09229128372 تلگرام

  2. سلام علیرضا من آلمان زندگی میکنم بعضی وقتا میام ایران براعشق وحال ومسافرت اگه دوست داشتی منو تو ونیلو جان بریم مسافرت وعشقوحال کنیم اگرم خواستین با هزینه ی من میریم ترکیه یا دبی خوستی بهم پیام بده [email protected]

  3. واقعا خوش بحالت که این حس رو تجربه کردی
    منم خیلی دوست دارم دو نفر همزمان کوس و کون زنمو جر بدن و من لذت ببرم
    زنم هم خیلی دوست داره،اما نتونستیم هنوز امتحان کنیم
    وقتی تو سکس کیر مصنوعی میکنم تو کونش و کیر خودم تو کسش خیلی زود ارضا میشه
    خیلی دوست داریم که این حس رو تجربه کنیم اما نمیشه
    اگر کسی میتونه کمکمون کنه که زودتر تجربش کنیم

    1. بابک خان . من یه جوون مجرد و بسیار سکسی و داغم اگه خودتون بخواین دوستمم همونیه که دوس دارین خیلی تمایل دارم اشنا شیم اطمینان میدم ازم خوشتون بیادش و به خواسته تون برسونمتون . منتظر تماستونم عزیزانم 09031298858

    2. سلام
      بابک خان با خانمت مشورت کن اگه راضی شد ب سکس سه نفره(خودت و خودش و خودم)زنگ بزن
      ممنون 09038437134

    3. علی رضایی031

      سلام من هستم داداجون
      اصفهانم 30سالمه
      کیرم حدودا 25سانته و کلفت دوس داشتی بزنگ
      09304282378

    4. سلام دوست عزیز اروینم 22سالمه
      دانشجو هستم و فوق العاده هات اگر که دوست داشتید به این آیدی پی ام بدید تو اینستا آشنا بشیم@arvingh98

    5. بابک جون دوس داری طوری خانومت برات بکنم که هیچوقت یادت نره پیام بده واتس آپ درخدمتم 09118473823

    6. سلام دوست عزیز..من دوستانی داشتم (آقاسعید و همسرش هدیه) متاسفانه با شیوع کرونا از کرج رفتن به زادگاهشون.. حالا دوسه ماهی میشه که تنهام..
      اگه مایل باشید سعی میکنم دوست خوبی باشم براتون..
      عارف…۴۲…کرج..
      ۰۹۹۰۱۳۰۴۸۲۰ لطفا پیام بدید..بامید دیدار

  4. سلام علی جون خیلی باحال بود عذرخواهی میکنم تحصیلاتم دکتراست خیلی دوست دارم باشم ازنزدسک اشنا شوم اگر مایل بودید این خط پیام بده جعفری هستم
    09105703018

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *