جنده ی من و مصطفی

سلام این داستان که تعریف میکنم مال دوسال پیشه منو همسرم خیلی داغ و حشری هستیم. من کیانوش همسرم نسرین اهل یزد زنم سفید سینه ۷۵ کون که نگو کیر هر مردی رو راست میکنه کوس  تنگ همیشه قبل سکس تو سایت شهوتناک داستان میخونیم و خودمون رو برای یه سکس توپ آماده میکنیم اونشب داستان سکس سه نفره رو خوندیم خیلی حشری شده بودیم دیگه از اونشب به بعد موقع سکس به نسرین می گفتم دوس داری الان یه نفر دیگه هم پیشمون بود دونفری باهات حال میکردیم باهات ور می رفتیم یه جووووون گفت که شهوتم دوبرابر شد. همش می گفتم الان داره با چوچولت بازی میکنه میخاد کوستو بخوره جوووووون نسرین نگاه کن کیرش واست راست شده…
یه چند روزی همینجوری گذشت تا یه شب بهش گفتم نسرین بیا این پوزیشین سه نفره رو واقعی کنیم دیدم ناراحت شد اخماشو کشید تو هم گفت اومدی من راضی شدم به کی میشه اعتماد کرد گفتم اونش با من اخه چند روزی بود با یکی چت میکردم اهل شیراز بود همش از نسرین براش می گفتم عکس از کوس و کون نسرین براش می فرستادم اونم قربون و صدقه کوس و کونش میرفت پیاما رو نشون نسرین دادم داشت میخوند دیدم حشرش زد بالا دستش رفت رو کوسش منم دستم رو بردم رو کوسش دیدم خیس خیسه شروع کردم ازش لب گرفتن و حرف زدن گفتم میبینی نسرین کیر دوست شیرازیم واسه کوس وکونت چه راست شده دیدم بیشتر حشری شد گفت جووووون قربون کیرش گفتم میای بریم شیراز پیشش گفت اره . بهم گفت دوس داری جلو خودت بهش کوس بدم منم گفتم اره جووووون.

 

قرار گذاشتم با مصطفی فردا شیراز پیشش باشم .رفتیم و رسیدیم آقا مصطفی اومد دنبالمون اومدیم خونشون خیلی تحویل گرفت ازمون پذیرایی کرد و شروع کردیم صحبت کردن هر کدوم دو سه تا پیک مشروب زدیم و حرف از سکس شد بهم گفت عکسهایی که فرستادی از نسرین جون هرشب به یادش جق میزدم که نسرین گفت ای واااای منم بهش گفتم نسرین جان مانتوت رو در بیار راحت تر باش عزیزم بهم گفت خودت بیا واسم در بیار گفتم من دارم سیگار می کشم بزار آقا مصطفی کمکت میده دیدم سریع رفت پیش نسرین شروع کرد دکمه های مانتوش رو باز کردن نمیدونم چی شد دیدم دارن لب میگیرن از هم وااااای کیرم راست شده بود داشت منفجر میشد چی می دیدم نسرین و مصطفی دارن میخورن همدیگه رو دیدم مصطفی تیشرت نسرین رو در آورد رفت سراغ سینه های زنم از رو سوتین داشت نوکش رو گاز می گرفت واااااای چه حالی میداد سوتین رو در آورد شروع کرد به خوردن سینه های زنم منم رفتم جلو شروع کردم از نسرین لب گرفتن د

 

یدم مصطفی رفت سراغ کوس و کون نسرین داشت شلوار و شورت نسرین رو در می آورد وااااااااای چه حالی داشتم رفت لای پاهای نسرین شروع کرد به خوردن کوس نسرین. دیدم نسرین هی قربون صدقه مصطفی میره میگه جووووون بخور کوسم رو جرش بده دیدم مصطفی کیرش رو گذاشت رو کوس زنم و فشار داد نسرین هم هی قربون صدقه کیرش میرفت منم می گفتم جوووووون جر بده زن جنده منو کوسش رو جر بده مصطفی جون. نسرین جنده تو شده دیدم نسرین کیرم رو گرفت شروع کرد ساک زدن گفت قربون خو دتو کیرت. تا نصفه های شب دو سه بار دونفری نسرین رو گاییدیم .ساعت ۳ خوابیدیم صبح که پاشدم دیدم مصطفی بساط صبحونه رو آماده کرده صبحونه رو خوردیم خداحافظی کردیم و بعداز گشت و گذار برگشتیم یزد . الان دوساله که نسرین جون جنده ی منو مصطفی شده ببخشید که اشکال داشت داستانم اخه بار اولمه

نوشته: کیانوش

3 Replies to “جنده ی من و مصطفی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*