تلخ و شیرین

سلام

من اسمم سیما ست می خوام یکم از سکس هام بگم من یه دوست داشتم به اسم بیتا تازه ازدواج کرده بودم بیتا آنقدر تو زندگیم فضولی کرد که باعث شد از شوهرم طلاق بگیرم من مادر نداشتم رفتم با پدرم زندگی کردم تا اینکه پدرمم مرد و برام یه خونه 500 متری به ارث گذاشت منم که تنها بودم و هیچکس و نداشتم مجبور شدم بفروشمش و یه آپارتمان واسیه خودم بگیرم حالا من پول داشتم و دیگه کسیم نبود که بگه چیکار کن چیکار نکن اینم بگم من خیلی عاشق لباس های چرم بودم…
واسه خودم 4 5 تا پالتو خوشگل و شلوار چرم گرفته بودم خلاصه خیلی سکسی می شدم وقتی اینا رو می پوشیدم یه روز زمستون می خواستم برم بیرون به خودم رسیدم یه شلوار چرم مشکی با پالتو چرم اونم مشکی بود با بوت پوشیدم رفتم بیرون یکم برف اومده بود زمین خیلی سر بود رفتم خرید کردم داشتم بر می گشتم خونه که یهو یه ماشین پشت سرم بوق زد منم خوردم زمین بلند شدم بهش یه چیزی بگم دیدم یه پسر خیلی خوش تیپ اومد پایین بهم گفت چیزی تون نشده منم با عشوه گفتم نه مرسی می خواستم راه بیوفتم که بهم گفت می تونم برسونمتون منم که عاشق این لحظه بودم گفتم باشه خلاصه منو رسوند در خونه ارش تشکر کردم داشتم میرفتم بالا که از دهنم در رفت و تعارفش کردم بیاد بالا اونم خوشش اومد میگن تعارف اومد نیومد داره اومد بالا رفتیم تو خونه داشتم وسایل از روی اوپن بر میداشتم که یهو دیدم از پشت چسبید به من…

 

اسمش نیما بود بهش گفتم چیکار میکنی گفت من یه خوشگلی مثل تورو از دست نمی دم من که خیلی وقت بود کیر می خواستم گفتم منم خلاصه لب باری شروع شد گردنمو لیس میزد از رو شلوار چرم کونمو لیس می زد منم دیگه طاقتم تمام شد و شلوازشو کشیدم پایین و شروع کردم به خوردن کیرش وای چه حالی میداد دیگه آهش درومد خیلی حشری شده بود چرخیدم تا می خواستم بگم شوارمو در بیارم از پشت جای کسمو پاره کرد شلوار مو جر داد منم خیلی حشری شدم شروع کرد به خوردن کسم منم حال میکردم ربونشو کشید بیرون کیرشو اروم داد داخل وای که چه حالی کردم بهش میگفتم بکن بکن دیگه اونم مردانه می کرد هر حالتی که میتونست امتحان کرد منو برگردوند گفت می خوام کونتو بکنم منم بدم نمی یومد می خواستم یکم کونم بزرگ بشه موافقت کردم یه کرم آوردم مالید در سوراخ کونم کیرشو اروم داد تو داشتم می مردم یه کم بازی کرد دیگه درد نداشت شروع کرد به تلمبه زدن منم حال می کردم داست ارضا می شد گفتم بریز تو اونم هر چی آب داشت کمرش ریخت داخل فکر می کنم یه یه سالی ارضا نشده بود از کونم ریخت بیرون روشلوارم اونم همشو مالید به شلوارم با هم خیلی سکس داشتیم اونم فهمیده بود من از لباس های چرم خوشم میاد واسم شلوار و شرت چرم میخرید و بعدشم حسابی باهام حال میکرد تا اینکه منو حامله کرد و باهام ازدواج کرد …

 

نوشته: سیما متال

5 thoughts on “تلخ و شیرین

  1. عالی بود اگه دختری یا خانمی سراغ داشتی خوشحال میشم با اشنا بشیم البته اهل عشقو حال با احترام متقابل من32 سالمه تو کار ساختو سازم تبریز زندگی میکنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>