کون دادن به مدیر با تجربه

سلام.

اسم من رهامه 20 سالمه یه پسر بسیار بسیار خوشگل و نازم اینو همه بهم میگن 65 کیلوام و قدم 170 سانت است تو هلند زندگی میکنم یعنی خونوادگی تو هلندیم 2 ساله که اومدیم اینجا. تو ایران (تهران) که بودم هر کجا که میرفتم مغازه یا سوپر مارکت یا خیابون مردها و پسرها و دخترها به من زل میزدن. خیلی لذت میبردم که پسرها به ویژه مردهای سن بالا چشم هاشونو به من میدوختن آخ خیلی لذت میبردم چون بدم نمیومد نظرشون به من جلب بشه. من تو ایران و هم اینجا یه شلوار جین میپوشم که جذب جذبه و با یه تی شرت تنگ و جذب. من چون به فرم اندامم اهمیت میدم از 14 15 سالگی ورزش میکنم به ویژه ورزشایی برای خوش فرم شدن ران و باسن. که این ورزش ها که یکیش حرکت squat بدون وزنه است باعث شده باسن من خیلی قمبل و سفت بشه و کمرمم چال بشه حتا وقتی که مستقیم وایمیسم قمبل بودن باسنم که چال بودن کمرم اون رو صدبرابر محرک تر میکنه از روی شلوار جین تنگم معلوم است و باعث شده که به دردسر بیفتم ولی این دردسر به لذتش میرزه. بدنمم بی مو است ژنتیکی این طوریم. تو دبیرستون خیلی مشکل داشتم. از بچه ها میترسیدم که مبادا به من نظر داشته باشن و بخوان بزور تو دسشویی مدرسه بهم تجاوز کنن. ولی مدیر مدرسه مون خیلی هوامو داشت که بچه های مدرسه اذیتم نکنن. به من میگفت زنگای تفریح بیا بشین تو اتاق من تا از اذیت بچه ها به دور باشی البته چون من خیلی خوشگل و نازم و هرکسی من رو میبینه یه فکرایی میکنه مخصوصا با اون شلوار جین جذب و کمر چال و باسن قمبلم برا همین مدیر در اتاق رو باز میذاشت تا کسی فکر بد نکنه.

 

 

یه روز که خوشگل کرده بودم با شلوار جین و تی شرت جذب رفتم مدرسه. بعد از اینکه مدرسه تموم شد(دبیرستان) میخواستم برم خونه که مدیر به من گفت کارت دارم به من گفت برو تو حیاط بشین تا بیام و من رو در مدرسه نگه داشت تا اینکه همه رفتن بعد اومد طرفم و من رو با خود برد تو ماشینش و بعد گفت بشین تا با هم یجایی بریم من هم ترسیدم و میخواستم در رو باز کنم و برم که یهو دستمو گرفت و گفت ببین پسر جون اگه بخای بری آبرو برات تو مدرسه نمیذارم از مدرسه اخراجت میکنم و … من هم ترسیدم گفتم با من چیکار دارین بی مقدمه بمن گفت من ازت خوشم میاد خیلی پسر خوششگل و نازی هستی اون کون قمبلت از روی شلوار جینت من رو دیوونه کرده تا حدی که هنگام سکس با زنم فقط به تو و کون قمبلت و شلوار جینت فکر میکنم که دارم تو رو میمالم بعد گفت باید با من بیای وگرنه … من هم خواستم فرار کنم یاد حرفاش افتادم نتونستم گفتم باشه البته دروغ نگم خودمم بدم نمیومد یه مرد سن بالا عاشقم بشه و بدنمو بماله ازم لب بگیره. مدیر مدرسم 50 سالش بود. خلاصه با هم رفتیم. اون لحظات بهترین دوران زندگی من بود. داشتم از شدت خوشحالی منفجر میشدم که تونستم یه مرد رو عاشق خودم کنم. تو راه با حالت ناز و ادا بهش گفتم شما از من خوشتون اومده گفت آره عزیزم تو آینه جمال خداوندی تو ناز تر از گلی من دیوونه وار عاشق تو ام وقتی به یاد اون کون قمبلت از روی شلوار جینت میفتم از خود بیخود میشم تا حدی که اصلا زنم جلوی چشام نمیاد من قند تو دلم آب میشد وقتی که اون حرفا رو میزد.

 
خلاصه رفتیم به محله قیطریه رسیدیم جلوی یه خونه پارک کرد خونه نسبتا اعیونی بود.بعد رفتیم تو به محض اینکه درو بست مثل اینکه از زندان فرار کرده باشه با حالت ولع دستمو گرفت و من رو چسبوند به دیوار به طوری که صورتم رو به دیوار بود و باسن قمبل و آتیشیم که دراون لحظه حرارتشو میشد از روی شلوارجینم حس کرد رو به طرف مدیربود و به مدیر لبخند میزد و میگفت بیا منو بمال خلاصه خودشو چسبوند به باسن قمبلم به طوری که کیرش رو از روی شلوار رو باسنم حس میکردم بعد دائم از رو شلوار کیرش رو رو باسنم فشار میداد و در همون لحظه شروع کرد ازم لب گرفت مثل دیوونه ها لبامو گاز میگرفت ولی خیلی با ولع لبامو مک ویزد و میخورد و میگفت لبای تو هزارهزاربار از لبای زنم خوشمزه تره لبای یه پسر نوجوون خوشگل و ناز 17 ساله ای مثل تو شیرین تر از عسل و شیرین ترازهرچه هست تو این عالمه فکر میکنم 30 دقیقه فقط از رو شلوار جینم با کیرش باسنمو مالید و لبامو مکید البته در حین این کار با دستاش کمر و باسنمم رو میمالید و میگفت جووون چه کونی چه کمری چه لبی وااااای…

 

خلاصه من اون لحظه کلی حال کردم و لحظات بی نظیری تو زندگیم بود بعد لباساشو درآورد من هم که تو آسمونا بودم نفهمیدم چطور لباسام درومد و وقتی چشش به کمر چال و باسن قمبلم و کیرخوشگلم افتاد دستشو گذاشت رو گودی کمرم و از بالا بین استخون های دو کتفم تا ابتدای چاک باسنم دستشو کشید کثافت خیلی ماهرونه این کارو انجام میداد انگار میدونست چکار کنه که بهم حال اساسی بده (بیشتر لذت سکس همین معاشقه های قبل از اونه که جناب مدیرخوب از عهدش برومد و با مالوندناش من رو به عرش اعلا برد) گفت وااای جووونم چه کمر 17 ساله ای (سوم دبیرستان بودم) چه داغه چه سفیده ای جووون چه گوده بعد دستشو آورد پایین تر رو باسنم انگشت سبابه ش رو کرد تو چاک باسنم و از بالا تا پایین کشید و با انگشتهای دیگش باسنمو مالید و گفت وااای جوووونم ای جوووونم چه باسن 17 ساله قمبل و سفتی چه داغه چه آتیشی منم در این لحظات نمیدونم تو آسمون چندم سیر میکردم (باسن من سفت و سفید و سوراخ باسنم بی مو است) میگفت چه باسن کره ای وای چه بویی میده…

 

اینو که گفت من دیگه داشتم اشک شوق میریختم و مست مست بودم. وقتی انگشت سبابش میرسید به سوراخم اول نوک انگشتشو دور تا دور سوراخم میکشید بعد یواش یواش تا ته فرو میکرد تو سوراخم وقتی که سر انگشت سبابش به ته سوراخم میرسید یه لذت وصف نشدنی تمام وجودم رو فرا میگرفت (تقریبا به فاصله طول انگشت سبابه داخل سوراخ مقعد مرد یه غده ای وجود داره که تماس انگشت به آن موادی ترشح میکنه که برای مردها خیلی لذت داره) بعد انگشتشو در میاورد و زبونشو دور سوراخم میچرخوند و با زبانش از پایین تا بالای باسنمو چه چپ چه راست لیس میزد بعد دستشو آورد رو کیرم گفت واااای چه کیری چه سفیده چه داغه چه شقه چه خوشگله بعد تمام کیرمو بادست گرفت و مالوند و همه رو یکجا کرد تو دهنش و حسابی لیس زد بعد از اتمام کار به من گفت بشین رو مبل و رفت آشپزخونه با خودش یه ویسکی با دوتا گیلاس آورد پدرسوخته این کاره بود بعد تو دبیرستون میومد زیارت عاشورا و نوحه میخوند و سر صف جانماز آب میکشید خلاصه از اون شراب که خودش میگفت شراب ناب فرانسوی بود تو دوتا گیلاس ها یکم ریخت و من و اون رفتیم بالا(در این لحظه من از شدت حشری بودن بدنم مثل بید میلزید خلاصه رفته بودم رو ویبره البته اونم این طوری بود) بعد چند دقیقه که مست مست شدیم من رو گرفت و از جلو یعنی صورت خوابوند رو زمین به طوری که صورتم رو زمین بود و باسن قمبلم به سمت بالا و به سمت اون بود.

 

بعد آروم آروم روم دراز کشید و کیرشو گذاشت لای چاک باسنم و چند دقیقه در همین حالت موند من داغی کیرش رو لای چاک باسنم حس میکردم بعد یکم کیرشو تکون داد تا لای چاک تنگ باسن قمبل و سفتم جا باز کنه و در تمام این مدت با بدنم ور میرفت و منو میمالوند وبعد بلند شد و با دستاش لای چاک باسنمو باز کرد و گفت به حالت داگی یعنی مثل حیوانات رو دو کف دست و زانوهام وایسم من هم همین کارو کردم و بعد از نوازش باسن و رانم به من گفت که با دخول مشکلی ندارم من که حشری حشری بودم گفتم نه فقط میترسم درد داشته باشه گفت باشه من تا ختنه گاه میرم تو بعد از اون هرجا درد داشتی بگو بعد همین کارو کرد و آروم آروم سر کیرش رو کرد تو سوراخم من داشتم دیوونه میشدم بعد از چند بار تکرار و دراوردن و داخل کردن موفق شد بدون اینکه زیاد دردم بیاد کیرش رو تا ته بکنه تو باسنم و من رو از فرش خونش به عرش ببره البته من چند بار جیغ کشیدم ولی اون میگفت هیچی نیست عزیزم جیغ نکش آروم باش گلم عزیزم بعد شروع کرد آروم آروم تلمبه زدن تا اینکه سرعت و برد بالا و حسابی من رو شارژ کرد بعد از اتمام کارکیرشو خیلی آروم از سوراخم درآورد و آبشو رو کمرم خالی کرد و بعد منو خوابوند و حسابی با خوابیدن روم حال کرد و دائم با دستاش بدنمو میمالوند و به من میگفت هر وقت آبت اومد بهم بگو من هم با حالت عشوه میگفتم باشه عزیزم بعد 1 یا 2 دقیقه احساس کردم آبم داره میاد بهش گفتم و اون سریع از روم بلند شد و کیر داغ و شق شدمو تا ته گذاشت تو دهانش و تمام آبم تو دهانش خالی شد به من گفت من عاشق آب پسرای نوجوون به ویژه پسرای کم سن سال و خوشگل و نازی مثل توام آب تو داروی هر دردی است و شیرینتر از عسله بعد میگفت من اگه یه پسر خیلی خوششگل و ناز و کم سن و سال و بی مویی مثل تو پیدا کنم حاضرم تمام بدنشو با زبانم لیس بزنم و حتی آبشو بخورم و این کارو هم کرد آبمو خورد و تمام بدنمو از صورت و پیشونی و گونه و لب و گردن و گلو و شونه و سینه و نوک سینه و ناف و دستو و شکم و کتف و کمر و باسن و کیر و همه رو خورد و لیس زد مخصوصا لبام و گردنم و کمرم و باسنم و کیرم بعد از تخلیه ی کمرم یه نگاهی به کیر شق شدم انداخت و گفت چه کیر سفید و داغی چه کیر بی مو و جوان و خوشگلی…

 

ولی کیر خودش پر مو سیاه و زشت بود خلاصه رفت آشپزخونه یکم عسل آورد و زد به کیرش و گفت بیا کیرمو تمیز کن من هم با ولع رفتم کیرشو تمام و کمال گذاشتم تو دهانم و با زبانم پاک کردم لامصب نمیدونم چی بود برای بار دوم آبش اومد ولی خب آدم با ملاحظه ای بود و وقتی که دید من نسبت به خوردن آبش اکراه دارم آبشو توی دهنم خالی نکرد و خالی کرد رو سینه هام و به خصوص رو گلوم و نوک سینه هام و بعد با دستمال پاکش کرد ولی اون خیلی آبمو دوست داشت خلاصه بعد اومد لبامو مک زد و عسل باقی مونده رو لبامو پاک کرد و در این لحظه با انگشت سبابش با سوراخ باسنم بازی میکرد و با دست دیگش کمرچال و باسن قمبلم رو میمالوند و هی نفس نفس میزد و من هم آه و اوه میکردم. در تمام این مدت هر کاری خواست با من کرد و هر لذتی خواست ازم برد بعد از اتمام کار ازم تشکر کرد که قبول کردم اومدم و من بهش گفتم من چطور بودم خوشت اومد؟ چون برام خیلی مهم بود که ببینم یه مرد سن بالا که عاشقم شده نظرش راجع به من چیه به من گفت لذتی که من امروز از تو بردم تا حالا در این 25 سال زندگیم از زنم نبردم تو خیلی برتر و بالاتر از زنها هستی هیچ زنی نمیتونست این طور که تو منو ارضا کردی منو ارضا کنه. بعد بهش گفتم راستی شما چرا خونه تنهایین زنتون نیست؟

 

گفت زنم میره سره کار دخترمم ازدواج کرده رفته. بعد شرتمو که از این شرت تنگ استرچ ها ست با مارک ورساچ خودش پام کرد و شلوار جین تنگ منو برداشت و اونم پام کرد به محض اینکه شلوارمو پام کرد و کمربندمو بست دوباره قمبل بودن باسنم از زیر شلوار جین تنگم نظرشو جلب کرد من ایستاده بودم و اون کنارسمت چپم زانو زد و از بغل به باسن و کمرم نگاه کرد و گفت واای فتبارک الله احسن الخالقین چه کمر و باسنی داری انگار ماهرانه فقط برای کام جویی و لذت بردن من و باب میل من خراطی شده وااای چه کمر گود و چه باسن قمبلی داری از شندیدن این حرف خیلی لذت بردم بعد کثافت دستشو آروم و ماهرانه کشید رو کمرو و باسنم و گفت واای چه باسن قمبلی داری چقدر داغه بعد لباشو آورد جلو چسبوند رو باسن قمبلم و از رو شلوار جین تنگم یه ماچ کرد و بعد میخواست که تی شرت تنگمو تنم کنه که چشمش افتاد به نوک سینه هام بعد لباشو دور نوک سینه هام غنچه کرد و مثل کودکی که سینه مامانشو مک میزنه نوک سینه هامو مک میزد و میگفت این سینه های کوچک و داغ 17 سالت و این نوک کوچیکش برام از نوک سینه های زنم لذت بخش تره ….

 

خلاصه بعد تیشرتمو تنم کرد و آخرسر یه بوسه ی حسابی از لبم کرد و حسابی لبامو مکید و بعد با هم از خانه خارج شدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم و من رو برد به در خونه رسوند و من هم یه بهونه ای برا دیر کردنم آوردم و با خاطره ی خوش اون روز تا الان زندگی میکنم هرچند که در طول تحصیلم در مدرسه چندین بار بازم آقای مدیر از من تو خونش کام جویی کرد و حتی به من گفت باید پیش دانشگاهی هم بیای اینجا ومن خودم تو شهریه مدرست تخفیف تپلی بهت میدم خلاصه من هم چون احساس میکردم عاشق آقای مدیر شدم و دیگه به سختی میتونستم یه مرد سن بالایی مثل آقای مدیرروعاشق خودم کنم قبول کردم و کار به جایی کشید که هر وقت اشاره میکرد خودمو در اختیارش میذاشتم تا هرطور که خواست ازم کام جویی کنه چون لذت میبردم.

 

 

نوشته: پسر نازکتر از گل

2 thoughts on “کون دادن به مدیر با تجربه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>