نمیخواستم کیرشو از دست بدم

سلام. من حمید رضام. داستان دادن به پسرخالم بعد از بیست سال رو نوشته بودم. الان دفعه دوم رو میخام بنویسم. گفتم مجتبی بچه بودم منو میمالوند و وقتی 25 سالم شد بالاخره واقعی بهش کون دادم. به کیر کلفت 18 سانتیه خوشمزه با خایه های لیسیدنیه گنده داره…..

 

بعد از اینکه یه بار منو کرد رفت شهرشون ولی بهش زنگ میزدم و حرفای سکسی میزنیم، هر وقت میگفت تو کونم منی و هر وقت خاستم باید بهم بدی تو دلم قند آب میشد. عاشق خودش و کیرش شده بودم ( البته الان بیشتر) خلاصه یه بتوان دیگه اومد تهران خونه مامان بزرگم. به من زنگ زد و گفت میخام بکنمت، گفتم خانمم خونه هست مکان ندارم. گوش نمیکردو دفعه آخر گفت جور نکنی تا ظهر هم میام خونه جلو زنه جندت میکنمت و قطع کرد. بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم تنها راه دادن حموم عمومی، با اینکه خیلی کثیفه راهی نداشتم چون نزدیک بود کیره خوشگلش از دستم بره.

 

رفتم دنبالش رفتیم حموم عمومی خلوت بود. نزدیک میدون بهارستان. رفتیم تو حموم اتاقش دوتا در داشت، اولی رفتیم تو واسه لباس در آوردن بود. رفت بالای سکو که اونجا بود لختش کردم. کیرش خاب بود. خودمم لخت شدم. رفتیم توی جایی که دوش بود درو بستیم و دوش رو باز کردیم که صدا نره بیرون. دو زانو نشستم جلوش گفت خوب ساک بزن حال کنم. کیرشو کردم تو دهنم، حس میکردم اون صاحبمه داشتم ساک میزنم که با دستش پشت سرمو گرفت با یه فشار کیرش تا ته رفت تو دهنم. ول کرد شروع کردم دوباره ساک زدن. وقتی تخماشو میخوردم گفت زنت دوست داره؟ گفتم اره… خندیدو گفت اونم میکنم. منو خابوند زمین با دستم سوراخ کونمو باز کردم کیر تپلشو با یه فشار کرد تو از درد نتونستم نفس بکشم. چن ثانیه اون تو بود در اورد گفت همه جاشو لیس بزن. لیس زدم دوباره خابیدم و کرد. وزنش از من بیست کیلو بیشتره داشتم له میشدم اونم محکم تلمبه میزد. همش فحش میداد فحش مادر، زن خاهر ( البته حقم بود چون کونیه اون بودم) تا اینکه گفت ساک بزن…

 

ساک زدم آبشو ریخت تو دهنم. خوشمزه بود. هر چی التماس کردم یه دور دیگه بکنه نکرد.

4 thoughts on “نمیخواستم کیرشو از دست بدم

  1. نوووووش جونت عزیزم
    خوش بحالت که کونت گذاشتن منم کونی ام و خیلی خوب با داستلنت ارتباط برقرار کردم مخصوصا اینکه منم مثه تو متاهلم.منم تز اینکه توی سکس طرف بهم بگه کونی لذت میبرم.من موقع کون دادن مثه زن میشم واسه طرف.بازم بنویس.منتظرداستانای دیگت هستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>