کس دادن مامان در دبی

سلام. من ارش ۱۶ سالمه و الان که دارم این متن رو مینویسم ساعت ۴ صبح روز ۱۳ فروردین ۹۵ هست و همچنان صدای آخ و آوخ و جیغ مامانم زیر ۲ مرد عرب به نامهای خالد و حدان نمیگذاره بخوابم …

 

مامان من بیتا ۳۴ سالش هست امسال عید با مامان یک تور دبی ثبت نام کردیم و من خیلی خوشحال با مامان عازم دبی شدم مامان من واقعا هیکل سکسی داره و یک کون برجسته و سینه های سایز ۹۰ و قد ۱۷۰ وقتی هواپیما از ایران رد شد مامانم مانتوشو در اورد و رفت تو سرویس آرایش دیوونه کننده ای کرد زیر مانتو مامان شلوارک جین تا زیر باسن پاش کرده بود که رونهای سفیدش و خط باسن بزرگش واقعا تحریک کننده بود و نظر هر کسی رو به خودش جلب میکرد و یک تاپ مشکی یقه باز تا بالاینافش که پریسینگ نافش واقعا زیبا بود خوشحال بودم از داشتن مامانی به این با کلاسی وقتی تو هواپیما اومد بشینه نظر بیشتر مردها رو به هیکلش جلب کرده بود نمیدونم چرا اینقدر به نظرم سکسی میومد تو فرودگاه دبی هم میدیدم خیلیا تو نخش هستن ولی چون من باهاش بودم و خودشم زن جدیی هست جرات نکردن جلو بیان و پشت سرمون میومدن و از هیکل سکسی و دیوونه کننده مامان لذت میبردن .

 

لیدر تور اسمش حامد بود یک پسر ۳۵ ساله و قد بلند که اومد با ماشینش دنبالمون تو راه شروع کرد با مامان به صحبت و مامان هم شروعکرد به گفتن اینکه چند وقته جدا شده بقیه داستان زندگیش حامد حسابی کیرش کلفت شده بود داشت تمام سعیشو میکرد تا مامانمو جور کنه و حسابی بکنه ولی مامان زرنگ تر از این حرفها بود که یهو یکماشین شیک از کنارمون رد شد مامان گفت جووون عاشق این عربهای پولدارم که حامد یهو گفت : اگه یکی از همین عربهای پولدار ازت دعوت کنن دعوتشون رو قبول میکنی که مامان به شوهی گفت وای چراکه نه تعریف عربها رو زیاد شنیدم شنیدن کی بود مانند دیدن .یهو دلم ریخت پایین یک حس عجیب که رسیدیم به هتلمون که اسمش دلمون بود .حامد وقتی اومد بیاد پایین کیرش یکم جلوی شلوارشو خیس کرده بود اتاقمون رو اوکی کرد و رفتیم بالا من رفتم سریع سرویس تا جق بزنم خیلی حشریم کرده بود حرفها و جواب همراه با شبطنت مامان ، تو توالت گوشمو چسبوندم به درب و گوش دادم معلوم بود حامد مامانو ار پشت بغل کرد یا دستمالیش کرد که مامان گفت شما که نباید اینجا اینطوری تشنه باشی که حامد گفت یک نگاه به آینه بکن خودتم دوست داری خودتو بکنی اگه پسرت نبود همونجا تو ماشین میکردمت که مامان گفت هیس تند نرووو صداتم بیار پایین دستت رو هم جمع کن اگه همونی که تو راه گفتی رو اوکی کنی یک شبم این خانوم خوشکل مال تو میشه فقط من خرجم زیاده و حامد هم گفت اوکیو بوسش کرد و رفت .

 

من تو این مدت فکر کنم ۳-۴ بار ارضا شدم فکر اینکه مامانم کس پولی هست هم عصبیم میکرد هم حشریم نمیدونم چه حسی بود رفتم بیرون انگار دیگه مامانم نبود و همه چیش تحریکم میکرد دوست داشتم حسابی بکنمش و در حالت های مختلف تو ذهنم تصورش میکردم اومدم خودمو انداختم رو تخت و خودمو به خواب زدم دیگه داشت برام لذت بخش میشد مامان رفت حموم و اومد بیرون که حامد اومد دوباره و یک سیمکارت واسه مامان اورد .مامان تازه از حموم اومده بود و حوله دورش بود نشستن به صحبت کردن و سیگار کشیدن که حامد گفت امشب دعوتیم به همون جایی که قولشو داده بود و مامان گفت من اول پولشو میگیرم و خلاصه من متوجه شدم شب قراره بریم خونه ۱ مرد عرب ، حامد گفت آرش رو چکار میکنی مامانم گفت شب که آرش خوابید برنامه میریم و قرار سد ساعت ۸ بیاد دنبالمون هتل و قبل رفتن دوباره شروع کرد به مالوندن مامان و هرکار کرد مامان رو بکنه مامان بهش پا نداد وگفت بعد از برنامه با عربها کمیسیون یک سکس عالی دعوتش میکنه حامد رو ، نمیدونین چه حالی بود ، نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم و همینطور ارضا میشدم ولی دیگه آبی ازم نمیومد .ساعت حدود ۷ دیشب ۱۲ فروردین مامان حسابی به خودش رسید و یک لباس تنگ و بلند شیک پوشبد ازش پرسیدم کجا میخوایم بریم واون واسم توضیح داد که امشب تولد دوستهای حامده وما رو هم دعوت کردن زشته اگه نریم و از این حرفها و ساعت ۸ حامد اومد دنبالمون و راه افتادیم تا رسیدیم به خونه بزرگ و رفتیم با ماشین داخل ولیخونه خیلی ساکت بود من گفتم مگه تولد نیست که حامد گفت هنوز مهمونها نرسیدند وقتی اومدیم داخل دیدیم دوتا مرد ۴۵ و ۵۰ سال با لباس عربی نشستند

 

هیکلهای بزرگی داشتند و واقعا پولدار بودند حامد مامان رو معرفی کرد و منم همینطور خالد فارسی بلد بود یکم میشد برق شهوت رو تو چشاشون دید اومد به من و مامانم دست داد و به حامد گفت ایندفعه زدی به هدف و حامد لبخندی زد و به من گفت که میخوای بریم باغ خالد رو ببینیم فضا وحشتناک شهوانی بود منم قبول کردم و با حامد رفتم و مامان خوشکلمو با اون دوتا عرب کیر کلفت تنها گذاشتم همینطور که حامد داشت حیاط رو نشونم میداد احساس کردم خیلی حشریه کیرش حسابی باد کرده بود. و راست شده بود و به بهانه های مختلف کیرشو به کون من میمالوند منم مثل مامانم یکمکونم برجسته هست و تو مدرسه هم خیلی میکنن منو همکلاسیهام همینطور که راه میرفتیم یهو از پنجره تو رو دیدم والی مامانم تو بغل حدان نشسته بود و حدان داشت کونشوحسابی میمالوند دوست داشتم حامد نبود و حسابی میدیدم و جق میزدم حامد متوجه کیرم شد که راست شده وبا یک لبخند گفت شیطون تو هم واسه خودت مردی شدی و شروعکرد به حرفهای سکسی زدن و دوتایی داشتیم از پشت پنجره حال دادن مامان به اونها رو میدیدیم حامد یک دستش به کیرش بود و دست دیگه تاش تو شورت من و حسابی با انگشتش سوراخ کونمو میمالوند واقعا داشتم دیووونه میشدم که یهو دیدم حامد شلوارمو کشید پایینوکیر کلفتشو گذاشت لای پاهامو تند تند عقب جلو میکرد و از کون منو و مامانم تعریف میکرد که یهو دیدم تمام آبشو ریخت رو شلوار و شورتم

 

منم که فکر کنم ۱۰۰ بار ارضا شدم وای اون صحنه که مامان نشست و از زیر لباس کیر خالد رو در اورد فراموش نمیکنم واقعا وحشتناک بود کیر خالد خلاصه شب شام خوردیم و کلی رقصیدیم و من خودمو به خواب زدم و رفتم تو اتاق کنار اتاقی که تخت دو نفره داشت خودمو به خواب زدم الانم از ساعت ۳ بعد از اینکه مطمین شدن من خوابم مامانم زیر کار هست وای طفلک مامانم جر خورد امشب نعره میزد دو نفری دارن میکننش ولی الان دیگه فقط صدای ناله هاش میاد …

 
نوشته: آرش

4 thoughts on “کس دادن مامان در دبی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>