دختربازی دوره دانشجویی

سلام به همگی
نمیدونم از کجا شروع کنم اما دوس دارم این خاطرمو بنویسم
دو یا سه سال پیش بود با برو بچ دانشگاه کلاسمون تموم شد رفتیم توی شهر برای گشت گذار حالو هوامون عوض بشه حدود های 3 یا 3نیم بود چشمون به دوتا دختر افتاد که داشتن از تلفن عمومی زنگ میزدند من زیاد دقت نکردم اما یکیش که تیشرت بنفش پوشیده بود تو ذهنم موند یکی از بچه ها سرشو از تو ماشین دراورد بیرون بهشون متلک انداختنو اونا هم خندیدند بعدش رد شدیم دوباره سره راهمون سبز شدن من از دور شناختمشون سوار تاکسی شدن فهمیدم مسیرشون کجاس افتادیم دنبالشون به بچه ها گفتم زود شماره هارو بنویسید. توراه گومشون کردیمو… پیداشون کردیم تاکسیو از دور دیدیم

 

اونا که داشتند عرض خیابونو به طرف دانشگاهشون طی میکرد وسط خیابون سرعتمو کم کردم بهشون گفتم ترو خدا نرید ….. بعد بایه سر شیطنت امیزی بای بای میکرد فهمیدم خودشم میخواد دور برگردان هم دور بود گفتم اگه برم برگردم اونا پریدن به دوستام گفتم زود بپرید پاین شماره هارو بدید که همشون از منم خجالتی تر زود وسط خیابون تو لاین کنار بلوار نگه داشتم خودم پریدم پایین دوان دوان خودمو بهشون رسوندم اولین بارم بود که به یه دختر خودم شماره میدادم اخه خیلی خجالتی تشریف داشتم با ترسو دل هوره که قبلم داشت از جا در میومد بهشون گفتم:
خانوم خانوم یه لحضه
همون خوشگله تیشرت بنفشه که کمی هم شلوغ به نظر میرسید درحالی که راه میرفت برگشت گفت:
-بله
+خانوم میشه اینو بگیرید
-این چه
+تبلیغاته
_از کی تا حالا پشت تبلیغات شماره مینویسن
حالا دیگه جدیدا این طوری شده اونی که همش 8 ماله شماست اون یکیرو هم بدید به دوستتون
به کارتا نگاه کردو انداخت رفتند تو دانشگاه برشون داشتمو گذاشتم جلو در گفتم:
+ گذاشتمشون اینجا اون هشته مال منه ها
بیخیال شدمو رفتم. از خودم بگم 24 سالمه قیافه خوبی دارم هرکی ببینه رازیه قدمم 174 -79 کیلو هیکلم خوبه وضع بابام خوبه خلاصه…اون موقع هم زمان بیکاری اژانس میرفتم تو سرویس بودم یه شماره ناشناس زنگید اول فکر کردم دوست دخترمه میخاد امتحان کنه
+بله
_نشناختی
+نه شما
_امروز به چند نفر شماره دادی
+صد نفری میشن
_نشناختی آقای 8
+توکه شماره رو انداختی!
_تو به کلک دخترا وارد نیستی من همون اول شمارتو کپی کردم
+به به
_اما من نمیتونم باتو دوست بشم
+چرا
_دوست پسر دارم
+خوب چه عیبی داره منم یکیش
_قراره باهم ازدواج کنیم
……..
بعد کلی حرف که مخها زده شد از من خوشش اومد و از اون گلایه که دوسم ندارو تحویلم نمیگیره
…….
اولین قرارو گذاشتیم با خانوادش توی یه نمایشگاه مبلمان بودند من پیداش نکردم اما اون منو شناخته بود زنگیدیم
+ دختر کجای تو؟
_وای بهنام چقدر…..
+تو کجایی….
_واقعا تو همونی…….
+تورو خدا بگو کجایی؟
_چند بار از جلومون رد شدی
+من؟؟؟؟؟

 
که ناگهان دیدم دوتا دوختر بهم خیره شدن وخندان خندان از جلوم رد شدن یه لحضه هنگ کردم برگشتم نگاه کنم که اونم برگشت وای باورم نمیشد واقعا اون باشه چقد زیبا حتی دوستام فکر کردن شوخیه
از اون بگم شقایق (که وقتی شقی صداش میزدم ناراحت میشد.بهم میگفت من اسم به ای خوبی دارم اون وقت تو….)دختره سفید قد حدود168 اندامش خوب عالی خیلی خیلی سکسی

دو روز بعدش رفتم دنبالش شبش قرار گذاشتم که لبلشو ببوسم
رسیدم برش داشتم چشمم به لباش با رژ صورتی اوفتاد میخاستم بهش بگم که
وای شقایق چه لبای قشنگی میشه یه بوس ا…

 
نزاشت ادامه حرفمو بگم خودش بیشتر از من دلش میخواست پرید بغلم کردو لبامو بوسید (اینم بگم اما از خود تعریف نباشه که لبا و چشای من خوشگلند)وای هنوز لحضه به لحضه هاش یادم
معطل نکردم بهش گفتم تحمل ندارم باید اونارو بخورم از همون لحضه اول خنده تولباش بود مخالفت نکرد رفتم دهکده توریستی کنار باغی فقط نگه داشتم یادمه امون ندادم اون از من حشری تر لباشو تا گرفتم دستاش دور گردنم گره خورد خیلی قشنگ میخورد دستمو بردم طرف سینه هاش خوش فورم بود دستمو نتونستم از زیر ببرم اخه یقه گرد بود بهش گفتم بریم پاین دقیقن همین موقع ها بود نزدیک زمستان روی سنگی نشستیم دوباره لب به لب با دستم هم سینه هاشو بازی میدادم بعد مانتوشو باز کردم بلوزشو با سوتینش دادم بالا وای چه سینه هایی وای رنگ نوکاش عاشقش بودم سینه داشتم محکم میخوردم از روشلوارش داشتم با کوسش بازی میکردم اونم مال منو گرفت بعد دستمو از زیر بردم تو شلوارش بدون مو صاف صاف و یکمی خیس دیگه تحمل نداشتم بهش گفتم بخورمش؟ گفت عب نداره شلوارشو کشیدم یاین وای چه کوسی هم رنگ بدنش با کله رفتم توش حالا نخور کی بخور اومدم بالا دوباره لباشو گرفتم بادستمم کوسشو بازی میدادم بهش گفتم از زیر کیرمو بگیره خودش کمرمو باز کرد کشیدش بیرون بازی میداد حالا نوبت اون بود بهش گفتم بخوره که قبول کرد خیلی قشنگ میخورد دیگه داشتم منفجر میشد (اون موقع همه چی فراموش شده بود. سردی هوا و یه باغ لخت که از 1کیلومتری همه چیز معلوم بود……میگن وقتی حوس بگیره یا به گول معروف اون که بیدار شه هیچی سرش نمیشه واقعا همین طوره)شلوارشو تازانو کشیدم پاین برش گردوندم وای عجب کونی خیسش کردم هرکاری کردم تو نرفت که خودش گفت تو نمیره بیخال شو دیگه مجبور شدم لا پایی بزنم اونم خودش حا داد از عقب میزدم میرسید لای کوسش خیلی خیس بود لا پای یا همون لای کوسی میزدمو با دستامم از پشت سینه هاشو بازی میدادم تو اون وضع ابمو ریختم اونم خیلی دوس داشت میگفت بزار منم ببین

 
کارمون که تموم شد نشستیم کنار هم لباشو میخوردم که دیدم یه چند تایی گوسفند از پشت تپه ای دارن میان زود خودمونو جمو جور کردیم چوپونه سوار بر الاغش هم پدیذار شد عجب نگاهی میکرد اومد از جلومون رد شد بهش سلام کردیم اونم چه جواب سلامی داد جای خنده دارش اینجاس که وقتی یکم رد شد روی الاغ یه چرخی زدو پشتشو کرد به طرف سر اغلاغه و دادش مارو نگاه میکرد ….
بعد رفتنش دوباره شروع کردیم اینار خاستم بکنم توش بهش گفتم کرم داری که یه کرم ضد افتاب در اوردو با خیس میس کردن که تو اون هوا زود از بین میرفت من تونستم کنم توش که موقع رفتن توش فهمیدم دفعه اولش نیست اما خیلی حال میداد خیلی میچسپید به هر دومون شاید به اون بیشتر اون صدا میکردو کونشو فشار میداد بهم موقع اومدن ابم بهم گفت دوسدارم نگاه کنم اونم خیلی دوس داشت وقتی تموم شد میرفتیم سمت ماشین که سر کله یه نفر پیدا شدو که گفت اینجا چیکار میکنیدو نمیدونم فلانو وسایل منو بردند خلاصه هیچی دوتایی باحرف زدن حلش کزدیم اما به ریشکش می ارزید
خلاصه بعد از چندین ماه که هر هفته 2یا 3بار سکس کامل داشتیم یه روز بهم خیانت کرد اینم بگم که این 4ماهو خیلی اذیتم میکرد میگفت که دوسش ندارم اما در حالی که عاشقش بودم اون همش میگفت به به خاطر حوس میخامش دم از رفتن میزدو اشکمو درمیاورد

 
یه روز فهمیدم بهم خیانت کرده رفته پیش کسی. منم به روی خودم نیاوردم گفتم نگه دارم پیش خودش بگم رفتم کوه تو ماشین پریدم بغلش درد دل میکردیم که بهش گفتم اون اولش انکار کرد ناراحت شدم از بغلش جدا شدم اما قضیرو تعریف کرد یکمیشو باور کردم لبامو بوسید کیرمون که بلند شد رفتم بیشتر جلو اون پرید عقب که صدام کرد اقای ……(فامیلیمو) تشریف نمیارید یه لحضه عقبو نگاه کردم وای چی میدیدم توی چشم به هم زدن لخت شده بود بایه تاب خوشگل و سفیدتر از خودش رو صندلی عقب دراز کشیده بود تحمول نکردمو نگه داشتم پریدم روش وای فقط میخوردمش چشمتون روز بد نبینه وسط سکسمون یه لحضه خون دیدم……….نگو زمانی که لا کوس میزدم سرش بیشتر تو رفته اخه همیشه انگشتم 2بند میرفت تو کوسش هیچی نبود من و نه اون متوجه نشده بودیم که کیرم توشه …….وای کلی قش قرقو گریه منم که رنگم شده بود عین گچ بهش گفتم خودم درستش میکنم تو مال منی خلاصه رفتیم چندین دکتر که اخریش گفت فقط کش رفته پرده هنوز سالمه یه نسخه دادو گفت درست میشه داشتم از خوشحالی تو ماشین گریه میکردم بعد از دوباره بهم خیانت کردو با دوست خودم دوست شد اونم قضیه پردرو میذونست منم ولش کردم اما هنوزم که هنوزه عاشقشم بعد از 3یا 4 سال ……… هر از گاهی عکساشو نگاه میکنمو …..

 
چند ماه بعدش زنگ زده بود بهم گفت رفتیم دکتر پردم درست نشده 2 ملیون باید بدی و بریزی تو حسابم خودم دکتر پیدا کردم در حالی که معلوم نبود بعد من چیکار کرده یا شاید دروغه میخاد پول بگیره اما حاضرم اگواقعا ه برگرده بیش خودم کمکش کنم هزینشو بدم حتی اگه دروغ باشه
امید وارم یه روز اینو خودش بخونه
khet

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>