کردن نامادری

 

سلام پدر من 2تا زن گرفته و هردو شون هم پیش هم زندگی میکنند مادر من اهل مسجد و نماز اول وقت ولی نامادری نه زیاد اهل این چیزا نیست یه کم هم کونش میخواره من 24 سالمه دانشجو هستم پوستم روشن و قد بلند و دوست دختر هم یکی دارم که تنها نباشم خونمون قدیمی 2 تا ساخت کامل روبروی هم وسط هم حیاط که از هر طرف داخل اون خونه پیداست نا مادری یه کون گنده ای داره که همیشه نظر منو جلب میکنه سبزه زیاد هم جلوی ما پوشیده لباس نمی پوشه و من چند باری متوجه شدم که دوست داره به من دست بزنه و شوخی کنه چون من باشگاه میرم بازوهامو میگرفت و از این کارش من لذت میبردم هر موقع من تو خونه تنها هستم جوری که من ببینم لباس عوض میکرد منم باخیال راحت نگاش میکردم تا یه با چراغ سبز نشون بده

 

ولی همیشه یه جوری نمیتونست خط بده یا روش نمیشد تا چند بار هم وقتی من حمام بودم به بهونه لباس زیراش میومد تو رخت کن و میرفت یه روز زمستونی چون حمام ما تو راهرو بود من دم غروب که مادرم میخواست بره نماز مسجد حوله حمام رو پوشیدم و رفتم حمام وقتی مادرم رفت مسجد من از حمام اومدم بیرون رفتم توی اتاق جلوی بخاری خودمو خشکنم که دیدم نا مادری از تو اتاق روبرو داره منو دید میزنه منم چون میدونستم من و نامادری تنهایم به رو خودم نیووردم که اونو دیدم و حوله رو انداختم تا درست وحسابی منو ببینه بعد 5 دقیقه رفتم سر لباسهام که بپوشم دیدم در اتاق رو باز کر گفت تو اینجای نمیدونستم

 
من فقط یه شورت تنگ پوشیده بودم که کیرم تا اونو دید شق شد پشتمو کردم بهم گفت که از بابات زدی جلو من اول دوزاریم نیفتاد گفتم چطور گفت خابیدش که اینه بلند بشه چقدر میشه که خندیم و گفتم دوستداری بگیریش رفتم جلوتر چون رو مبل نشسته بو راحت کیرمو لمس کرد و گفت مگه دوست دخترت کاری برات نمیکنه که ایتقدر بی جنبه ای گفتم ممیشه بلند بشی بلند شد منم دستمو انداختم کونشو فشاردادم و کیرمو فشار دادم به کوسش گفتم از اینها نداره و کیرم تپل دوستداره و ولش کردم رفتم عقب تر که از بیرون پیدا نباشه کیرمو در اوردم گفتم بیا بخورش گفت حالا نمیشه الان مامانت میاد و رفت من لباسمو پوشیدم و رفتم توی اتاق خودش گفتم که یا سر شوخی نباید باز میکردیم یا تا اخرش باید بریم گفت منم دوست دارم کیرتو بخورم ولی بزار به موقش که 2 روز بعدش بهم گفت امشب بابات میره تهران تو بیا اینطرف به بهونه ماهواره دیدن تا ساعت 1و2 دیگه نرو پیش مامانت منم میگم خوابش برده خلاصه شب نقشه عملی شد بعد از خاموش کردن چراغها بلند شدم رفتم تو جای بابام خوابیدم تا نامادریمو بغل کردم کیرم مثل فنر شد بهم گف خیلی حولی صبر کن یکم بخورمش

 

شروع کرد به کندن لباسهام و دس کرد از تو شرتم کیرمو بیرون کشید شروع کرد به بوسیددنش گفت میدونی چند وقته به فکر کیر تو میخوابم گفتم مگه دیده بودی کیرمو گفت وقتی میرفی حمام از لای در کیرتو که دست میکشیدی یا موهاشو میزدی دیده بودم منم داستان لبس عوض کردنهاشو گفتم که گفت عمدا این کارو میکرده ولی تو نمیومدی بعد از مراسم کیر خوردن کیرمو از پشت گذاشتم تو کسش و شروع کردم به عقب و جلو کردن شاید حدود 45 دقیقه با حالتهای مختلف کردمش تا وقتی که از پشت بغلش کردم و سینه هاشو دودستی گرفتم و همه ابمو تو کسش خالی کردم وقتی کیرمو دراوردم شروع کرد به خوردن کیر نیم خیزم تا دوباره بکنمش و ابشو خورد منم داشتم دیونه میشدم گفتم خایه هامم بخوراونم میخورد عجب کوس تنگی داشت از ون روز تا الان بیشتر از بابام کوس میکنم تازگیها بابام گیر داده باید زن بگیری امیدوارم دوست داشته باشید نظر یادتون نره تا کردن دختر زن بابامم براتون بگم

نوشته: مسعود

یک دیدگاه برای “کردن نامادری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>