عشق زندگیم جنده بود

سلام خدمت همه برو بچه ها.

 

اسم من سیناست،واسه اولین باره داستان مینویسم و بعد چندسال تواین سایت اومدن وخاطرات بقیه رو خوندن،منم تصمیم گرفتم خاطره سکسیمو بنویسم.من سکس زیاد داشتم ولی هیچ کدوم به اندازه سکس با مریم برام لذت بخش نبود چون متاسفانه بعدا عاشقش شدم واونم نامردی نکرد و همه هست و نیستمو به تاراج برد،سرتون رو درد نیارم برم سر داستان….
بعد ازمدتها تنهایی و نداشتن دوست دختر،بایه دختری،آشناشدم به اسم مریم،مریم یه دختر سبزه،متولد۷۰،بی نهایت حشری ،قد۱۷۲ قیافه معمولی ،تودل برو و خوش سروزبون بود منم که سینا ۲۸ساله ،قدم۱۸۴قیافه معمولی و پوست سفید، خلاصه بعد از آشناشدن تو چت و چندبار سکس چت و وب دادن و….، مریم اومد اصفهان،بچه شیراز بود و دانشجوی کرمان ، منم اصفهان دانشجو بودم و خونه مجردی داشتم و صبح زود روز۲۳بهمن ۹۲مریمو برای اولین بار تو دروازه شیراز اصفهان دیدم،بعد دوهفته مخ زنی بلاخره مریم اومده بود اصفهان و من شبش ازشوق اومدنش اصلا نخوابیدم،

 
وقتی رسید بهم دست دادیم و من وقتی دستای سرد و ظریفشو تو دست گرفتم نمیدونم چی شد که مهرش به دلم نشست باهمون نگاه اول یه جورایی انگار خیلی خوشم اومد ازش،باهم رفتیم خونه و وقتی رفتیم مریم تا مقنعه شو درآورد رفتم سمتش دست انداختم دور کمرش ولباشو بوسیدم حشری بودن ازهمه جاش میبارید،سریع یه جا پهن کردمو اول‌نشستیم باهم صبحونه خوردیم بعدش دیگه طاقت نیوردیم کنار بخاری جا انداختیمو دراز کشیدیمو شروع کردیم لب گرفتن،بقدری قشنگ لب میگرفت که آدم از هوش میرفت ومن چقد احمق بودم که حرفشو باور کردم که بار اولشه و….خلاصه آروم از رو مانتو ممه هاشو مالیدم دیدم خمار خمار شد،دکمه های مانتوشو بازکردم وسوتینشو دادم بالا وشروع بخوردن ممه هاش کردم،ممه های ناز سایز۷۵ شو وقتی مک میزدم سرمو فشار میداد بخودش و منم بیشتر میمکیدمشون ونوکشونو گاز میگرفتم که دیگه بیهوش میشد،

 

آروم دستمو بردم وازروی‌شلوار لی آبیش شروع بمالیدن کسش کردم،جفتمون خیلی داغ شده بودیم ،سریع لخت شدیم و بازم توهم قفل شدیم و شروع به لب گرفتن کردیم و منم کسشو میمالیدم وهی سینشو میخوردم،هرکاری کردم نذاشت کسشو بخورم،بعد کیرمو گذاشت دهنش وبرام ساک زد،من دوس دختر زیاد داشتم وهمشونم برام ساک زدن ولی هیچ ساک زدنی مثل ساک زدن مریم نشد برام ودیگه لذتش تکرار نشد،بعد قرار شد ازکون بکنمش،سگی نشوندمش،ژل بیحسی هم مالیدم رو کیرم و هم با یه انگشت و بعد دودقیقه با دو انگشت سوراخ کونشو ماساژ دادم که جا واز کنه برا کیرم،مریم سگی که نشست یه کون فوق العاده سکسی وگنده افتاد جلوم که هوش از دلم برد….بعد که با انگشت حسابی آمادش کردم آروم سرکیرمو که حسابی چربش کرده بودم دادم داخل،دیدم خوشش اومده واصلا اذیت نشده،بعد‌یواش تا نصف بردم کیرمو داخل که یه جیغی کشید وبعد ساکت شد منم موندم ثابت تا جا باز کنه..

 

بعد دوتا سیلی محکم زدم رو باسناش که عاشق این کار بود وکیرمو تا ته فرستادم تو،یه کیرکلفت ودراز که مریم بدجور داشت باهاش حال میکرد،این بهترین کونی بود که داشتم میکردم خیلی حال داد خیلی،مریم با آه و ناله های شهوانیش هم خودشو مست کرده هم منو و مدام فریاد میزدم کووووونمو جرررررر بده،وحشششششی بکن سینا،کیییییییر میخااااااام کییییییییییییر،جوری بکن نتونم راه برم،منم باشنیدن اینا حشرم ۱۰برابر میشد وتند تر وسفت تر میکردمش بعد حدود ۱۵دقیقه بهش گفتم من داره آبم میاد کجا بریزم؟گفت توکووووووونم منم دارم ارضا میشم تندتر تلمبه بزن تندتر میییییخااااام،منم کامل دراز کشیدم روش وخوابوندمش رو زمین و یهو با دوسه تا تلمبه محکم تمام آبمو ریختم تو کونش واونم ارضا شد وتو بغل هم افتادیم،مریم اومد روم ومنم از ته قلبم میبوسیدمش و اونم حرفای عاشقانه میزد که بعد یهو دیدم تو بغل من داره گریه میکنه،من احمقم خیال کردم بخاطر منه که داره گریه میکنه،خیلی بهش محبت کردم ونوازشش کردم تا آروم شد .

 

بعدها فهمیدم که این گریه هاش یه بازی عاطفیه که باهمه دوست پسراش میکرده و جالبه که برای همه هم ادای تک پرا رو در میاورد!خلاصه بعد چندماه که حسابی بهش وابسته شده بودم ودرحد مرگ عاشقش بودم فهمیدم که متاسفانه این دختری که من چشمامو میدادم خار به پاش نره، جنده دانشگاه هست وبا خیلیا سکس داشته و حتی با پیرمردا هم خوابیده و همه حرفاش دروغ بوده و فقط من وخیلیای دیگه رو بازی داده،منو مریم بعد این سکس بازم چندبار دیگم سکس کردیم که اگه دوس داشتید اونا روهم مینویسم….
ممنونم که وقت گذاشتید وداستانمو خوندید،من بعد مریم تا امروز دیگه نتونستم باکسی باشم وعملا کمرم شکست و دیگه نتونستم قد راست کنم وبااینکه دوسال ازاین ماجرا میگذره همچنان داغ این ماجرا برام تازه است ونتونستم فراموشش کنم

:-(

 

5 thoughts on “عشق زندگیم جنده بود

  1. سلام سینا،محمد هستم،دقیقا عین چیزایی که تعریف کردی برای منم پیش اومد،مثل خودت دوساله که داره میگذره،ولی مشکل ما اینجاس که به هر جنده ای میگیم عشق،افسانه ی لیلی و مجنون هم به اسم خودش افسانه ای بیش نبود،عشق ماله تو قصه هاس،دو ساله که داره میگذره و از بودن با دختر فراری ام،اصلا دیگه هیچ حسی ندارم،سرده سرد،دو سال از زندگیم عقب افتادم،دوباره کنکور دادمو دانشگاه دولتی قبول شدم ولی هنوز افسوس میخورم چون تمام هم کلاسی های دو سه ساله قبلم الان رفتم برا کارشناسی ولی من چی؟چس ترم یا همون ترم یک کاردانی ام…
    لعنت به این دنیا و مرگ بر احساس.

  2. داداش تو شانس داشتي زود فهميدي من بعد از نابود شدن ١٠ سال زندگي ودادن چند ده ميليون اينو فهميدم. اما باز هم زندگيمو ساختم. چون ادم جنده خودش بايد تاوانش رو بده نه من و تو

  3. عزيزمن تو جونى و زندگى پيش روته. بخاطر يه جنده بخودت سخت نگير اينجورى تو دارى انتقام جنده بودن اونو ازخودت ميگيرى.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>