ميخواستم قبول نكنم اما…

 
داشت برف ميومد و منتظر بودم تا سامان برسه
با خودم فك ميكردم اگه خانوادم دوستيم باهاشو بفهمن چي كارم ميكنن؟
خانواده مذهبي ندارم ولي رو اين يه مورد خيلي حساسن
نزديك يه سال بود كه باهاش بودم و نميتونستم ازش دل بكنم.چند بار خواسنه بودم ولي نشد.
الانم كه واسه اولين بار داش ميومد خونمون.
درستي يا غلطي كارمو هنوزم نميدونم.
تو همين حالو هوا بودم كه صداي زنگ اومد. فقط گفتم بيا طبقه دوم و درو باز كردم.
دلهره داشتمو دستام ميلرزيد
صداي آسانسور اومد و فهميدم رسيده به طبقه.
درآسانسورو كه وا كرد باورم نميشد.
خيلي عوض شده بود!! نزديك ٣ ماهي ميشد كه به خاطر درس و اينجور چيزا نديده بودمش ولي هنوزم واسم جذاب ترين آدم دنيا بود…
قدش بلند و لاغر بود با چشم ابروي مشكي برعكس من كه تپل بودمو تقريبا بور.
بهش گفتم خوش اومدي عشقم بيا تو
پالتوش كه خيس خيس بود رو از تنش دراورد.
ازش گرفتمو گذاشتم رو شوفاژ تا خشك بشه.

 

 

دستامو انداختم دور گردنش و تو چشماش نگاه ميكردم
موهامو زد كنار و گفت دلم واست يه ذره شده بود خانوم خوشگلم و لباشو گذاشت رو لبام
يه چن دقيقه اي همينجوري گذشت تا گفتم پسره شيطون ولم كن برم واست چايي بيارم
داشتم چايي ميريختم كه از پشت بغلم كرد و شروع كرد به خوردن گردنم. ميدونس با اين حركت ديووونه ميشم
چايي رو گذاشتم رو كانتر و گفتم بفرمايين عشق من
يه كم از چاييشو كه خورد دستشو گرفتم و بردمش تو اتاقم
گفتم خوابم مياد و دراز كشيدم رو تخت اونم اومد كنارم
بغلم كرد و چرخوندم. پاهامون قفل شده بود تو هم و فقط لب همو ميخورديم
اروم شرو كرد به خوردن گوش و گردنم
داشتم ديوونه ميشدم.آب كوسم راه افتاده بود
رفت پايين تر و شروع كرد به گاز گرفتن بالتي سينه هام
با اين كه قبلا بهش گفته بودم هيچ وقت قرار نيس باهم سكس كنيم اما نظرمو داشت با كاراش عوض ميكرد
اروم بلوزمو دراور و سوتينمو باز كرد
سينه هامو عين وحشيا ميخورد و گاز ميگرفت
منم انقد داشتم حال ميكردم كه فقط ناله ميكردم
پاشد روبروم وايسادو گفت نميخاي كمكم كني لباسامو دربيارم شيطون كوچولوي من؟

 

 
منم پاشدم و شرو كردم به باز كردن دكمه هاي پيرنش.پيرهنشو در اوردمو اروم يه گاز از گردنش گرفتم
بعدش اروم دستمو بردم سمت شلوارش و دكمه هاي شلوارشو باز كردمو شلوار و شرتشو باهم كشيدم پايين
باورم نميشد!!كيرش خيلي كلفتو دراز بود
اونم ساقمو شرتمو از پام دراورد
حالا ديگه لخت جلوي هم بوديم
نشستم رو تخت و شرو به خورن كوسم كرد
داشتم از لذت ديوونه ميشدم و پاهامو بهم نزديك ميكردم و يهو تنم لرزيد و ارضا شدم و همه ي آب كوسم ماليده شد به صورتش
بهم گف واسم ساك ميزني عشقم
منم از اين كار بدم نميومد و قبول كردم
شروع كردم به ساك زدن واسش و كيرشو تا اونجا كه جا ميشد ميكردم تو دهنم
صداي اي و اوي ش در اومده بود
بهم گفت بخواب رو تخت و شروع كرد كيرشو رو چوچولم بالا پايين كردن
ديگه هيچي نميفهميدم و فقط ناله ميكردم كه يهو گف مال مني ديگه مگه نه؟
منم گفتم ملومه قربون اون چشات برم
گف پس ميخوام خانوم خودم بشي. قبوله؟
ميخواستم قبول نكنم اما نميدونم چرا گفتم باشه

 
همينجوري داش كيرشو رو كوسم بالا پايين ميكرد كه يهو حس كردم دارم از درد ميميرم
بله. سامان پردمو زده بود و كلي خون داشت ميومد و كلي درد داشت
بهم گفت حالا ديگه زن خودمي. مال مني و شروع كرد به عقب جلو كردن كيرش
از درد گريه م گرفته بود اما به خاطر اون تحمل ميكردم
يه كم كه گذشت واسم عادي شد و حال ميكردم و يه بار ديگه ارضا شدم
اونم بعد نزديك ١٠ دقيقه تلمبه زدن گفت ابم داره مياد و ريخت رو شكمم و اومد كنارم دراز كشيد
با دسمال خودمو پاك كردمو بغلم كرد
سرمو گذاشتم رو سينش. عاشق عطر تنش بودم…
پيشونيمو بوس كرد و گفت ببخشيد اگه اذيت شدي عروسكم
منم گفتم بهترين روز عمرم بود و خوابيديم
وقتي بيدار شديم نزديكاي ٣ بود
بلند شدم لباس پوشيدمو يه غذاي سويع درست كردم بخوريم
بوسش كردم. از خواب بيدار شد و لباساشو پوشيد
ناهار خورديم و حاضر شد كه بره.
٢-٣ دقيقه ازم لب گرفت و رفت

 
بعد از اون روزاي خوب كنار هم خيلي داشتيم و بازم باهم سكس داشتيم

نوشته:‌ مانلی

یک دیدگاه برای “ميخواستم قبول نكنم اما…

  1. سلام من فرشاد 31 ساله از گلستان هستم و سایز کیرم 28 سانته و اهل سکس خشن و طولانی آقا پسرهای نوجون و خانم های میانسال و سن بالا که دوس دارن بخورنش و بمکنش بزنگن ( ضمنا آبم دیر میاد اونایی که کم طاقتن در جریان باشن ) 09115232386

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>