کص زنداداشم رو منفجر کردم

مامان منم زیبا بود ایکاش میکردمش فقط در اوایلی که تو خواب میدیدم که دارم لای باسن فاطی میزاذم بارها به ظن خودم لای باسنش ارضا میشدم و شک میکردم که خواب دیدم ابمو ریختم یا نه چون روباسن مامان ادامه مطلب کص زنداداشم رو منفجر کردم

یه کیر بهتر از چهار تا کیره

سلام من اسمم الهه هست ساکن شیراز ۱۹سالمه قدم ۱۷۸وزنم ۶۷. زندگی ما همیشه پر از دعوا بود یا بین من و خونوادم یا پدرو مادر خیلی اذیت میشدم حتی کتک هم میخوردم بعد از چندوقتی یه مرد ۵۷ ساله ادامه مطلب یه کیر بهتر از چهار تا کیره

کص زن شوهردار بهترین کص دنیاس

سلام دوستان، وقت همگی بخیر من پرهام 28 سالمه و خاطره ای رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به زمان دانشگاهم میشه. اوایل که رفته بودم دانشگاه همیشه سعی میکردم رفتار جنتلمنانه ای داشته باشم، مخصوصاً با خانوما ولی ادامه مطلب کص زن شوهردار بهترین کص دنیاس

مقام رهبری‌‌ هم کونی‌‌ بوده

23 سالمه و دانشجو. این خاطره ای هم که تعریف میکنم مال یک ماه پیشه. تو یه گروه گی بودم که یه نفر نوشت:از نقده تا خامنه دوطرفه بیاد. رفتم پی ویش و اصل دادم گف که مکان داره و ادامه مطلب مقام رهبری‌‌ هم کونی‌‌ بوده

هر روز کون میداد

سلام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به دوم راهنمایی که تازه شهوت این چیزا رو داشتیم من ۱۴ سالم بود و لاغر یکم سیاه و خیلی کون بچه هارو انگشت میکردم یک پسری بود به اسم مسعود ادامه مطلب هر روز کون میداد

گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش

با سلام خدمت دوستان عزیز چند وقتیه با این سایت اشنا شدم و خواستم خاطره ی خودمو باهاتون به اشتراک بزارم. من عرفان هستم و ۲۲ سالمه اهل تهران قدم حدود ۱۸۰ و وزنم ۹۵. یجورایی استیل ورزشکاری و سیکس ادامه مطلب گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش

تانگو با کیر امیر

سلام من الان شانزده سال و پنج ماه سن دارم .یه پسر با قد ۱۶۰ سفید و خجالتی و گوشه گیر با چشمای درشت قهوه‌ای و لبای قرمز طوری که خواهرم همیشه به من حسودی می‌کنن این داستان زندگی منه ادامه مطلب تانگو با کیر امیر

کون به کیر آشنا

  وقتی سودابه داشت از تو صف بازرسی فرودگاه برام دست تکون میداد زورکی لبخندی تحویلش میدادم، اما هم من و هم اون میدونستیم که این ابراز علاقه کردنها دروغی بیش نیست. سودابه دختر عموم بود. 45 سال پیش با ادامه مطلب کون به کیر آشنا

جنده ی حاجی

خاطره ی شب حجله ی شیرین *** عزیز همیشه میگفت؛ دختر كه رسید به بیست باید به حالش گریست، وقتی اخمام میرفت تو هم با خنده ادامه میداد حالا تو چرا اخم میكنی مادر تو كه شوهر داری. آره راست ادامه مطلب جنده ی حاجی

نقطه جى

اين داستان در باره اولين سكسى هست كه من بدون ابنكه به كيرم دست بزنم و فقط با كرده شدن آبم اومد . اسمم كامبيزه ٢١ سالمه و از ١٣ سالگى همجنسگرا هستم . يك شريك جنسى دائمى داشتم كه ادامه مطلب نقطه جى

تنبیه وحشیانه

  در خونه بسته شد… باید تنبیهت کنم ک ادم شی آبرومو بردی، نشست رو کاناپه مجبورم کرد حالت سگی بشم. از پشت شلوارموشورتمو کشید پایین و کمربندشو در آورد ب کونم ضرب ک میزد،احساس میکردم آتیش گرفتم هربار تند ادامه مطلب تنبیه وحشیانه