مرضیه آپدیت میکند

سلام مرضیه هستم داستانمو دیروز خوندین دیشب تا شوهرم رفت سر کارش برادر شوهرم امیرحسین اومد تا دستشو مثل چندین و چند بار زد به باسنم درست روی کصم دیگه تصمیم گرفته بودم تکان نخورم ببینم چکارم می کنه منو گایید معلوم بود اولین بارش که زنی را میکنه همیشه به بهانه بیدار کردنم ساعت …

مرضیه آپدیت میکند ادامه »