ای رهبر آزاده کونها شده آماده

سلام .من حسام هستم 18 سالمه قدم 174 پوستم سبزس و کیرم بزرگ و کلفته.داستانی که میگم مال وقتیه که شونزده سالم بود.همونطور که خودتون میدونین نوجوونا نیاز جنسی و نیاز عاطفی دارن که این نیاز توسط جنس مخالف ارضا میشه.اون زمان با هر بدبختی که بود مخ یه دخترو زدم و با هم دوست شده بودیم اما یه روز که داشتیم چت میکردیم بهم گفت بیا خونم خونه خالیه و وقتی هم که وارد خونه شدم پدرشم خونه بود و حسابی از پدرش کتک خوردم.نمیدونم چرا و چجوری این اتفاق افتاد و اینو هم میدونستم که دختر خیانتکاری نیست ادامه مطلب ای رهبر آزاده کونها شده آماده

من باید رئیس جمهور میشدم

سلام به همه ی دوستان به خصوص اوبنه‌ای‌های عزیز که اکثرا اهل نماز و روزه و عزاداری هم هستن منم در ایام 10 12 سالگی دوست داشتم کارگر کیر کیلفتمون بزاره کونم ولی در مالی میکرد و منو خمار میزاشتدو ابش می اومد و بغلم میکرد و میخوابید ایکاش کرده بود تو کونم در حسرت کیرش موندم اگه یه بار میکرد تو کونم خیلی پیشرفت میکردم الان رئیس جمهور ایران بودم     نوشته: یک رئیس جمهور حیف شده

تو سینما گولم زد و بعدش منو کرد

سلام این داستان بر میگرده به دوران نوجوانی من که کلاس دوم راهنمایی بودم یک پسر سفید بی مو یکم تپل با یک کون قلمبه با یکی از پسر عموهام یه چند باری با هم سکس کرده بودیم اما نه کامل و تو حموم با خودم ور میرفتم اما سکس کامل نداشتم تا اون موقع . یک رو جمعه که رفته بودم سینما یکی از آشنا ها رو دم در سینما دیدم که حدودا ۳۵ الی ۴۰ سالش می شد با هم احوالپرسی کردیم و بعد من رفتم بلیط گرفتم رفتم داخل سینما هنوز فیلم شروع نشده بود که دیدم ادامه مطلب تو سینما گولم زد و بعدش منو کرد

هر روز کون میداد

سلام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به دوم راهنمایی که تازه شهوت این چیزا رو داشتیم من ۱۴ سالم بود و لاغر یکم سیاه و خیلی کون بچه هارو انگشت میکردم یک پسری بود به اسم مسعود بچه ی کلفت همسایه مون بود البته کلفت همسایه مون هم خودش ۳۹ سال داشت و خیلی جنده بود چند بار کونشو ناز کردم مسعود پسری سفید با پوستی شفاف و صاف بدون یه لک و بدون مو چشمای مشکی فکر کنم نرم بود آخه زیاد نمیزاشت صورتشو دست بزنم ولی من عاشق صورتش بودم و پاهاش که وقتی جوراب ادامه مطلب هر روز کون میداد

کونکش

در دوران بچگی من یه دوستی بابام داشت که توی محل ما درحال ساختن خونه بود اون زمان من حدود سیزده یا چهارده ساله بودم دوست بابام اون زملن حدود سی ساله بود و من خیلی میرفتم پیشش برای کمک و خرید و لز این جور کارها اونم پول خوبی به من میداد بابت کمک کردن من در بنایی یه روز از روزها که تابستونی که بنا به دلایلی کارگران کار رفته بودند من بی خبر رفتم توی خونه درحال کار بمن گفت که بیا چایی دارم بنوشیم منم همراهیش کردم بین حرفهاش گفت که زمان زیادی رو بدون همسرش ادامه مطلب کونکش

دلنوشته‌ های یک کونی‌

یه درخاست دارم درخاست کیر من ابرو دارم بخدا الان ماه هاست ارزوی یه کیر دارم که جوانمرد باشه هم اون منو بکنه هم من کیرشو داشته باشم واقعا نمیتونم به هرکسی بگم کیر میخام یه شاکیر میخوام که تا ابد تا ته کونمو دارکوبی پودر کنه هر سایزی باشه برا بزرگی بهتر و از 20 سانت نمیخوام کمتر باشه چون من دنبال بالاترین لذت دنیام همون لحظه که کلی ابه داغ با سرعت تو کونم خالی میشه و راحت میشه حسش کرد روزی صدبارم بخوای هم ساک زنتم هم کونم با بیشترین حالته تنگی و حتی خشکی در اختیاره ادامه مطلب دلنوشته‌ های یک کونی‌

حاجی یه تکون

سلام اسم من مسعوده الان که این داستان و مینویسم 25 سالمه ولی اولین کون دان واقعی من میرسه به شیش سال قبل یعنی 19 سالگیم۰ داستان از اونجا شروع میشه که مدتها بود دوست داشتم تجربه واقعی یه سکس وداشته باشم ولی هیچوقت موقیعتش جور نمیشد البته اینم بگم من قبلا سکس زیاد داشتم ولی همشون در حد لاپایی بود هم مفعول بودم هم فاعل که بیشتر مواقع فاعل بودم تا مفعول در ضمن بیشتر عشق وحالی که کردم همش مربوط به قبل بیست سالگیم میشد ۰ بریم سر اصل داستان یه مدتی بود بدجور هوس گی کرده بودم ادامه مطلب حاجی یه تکون

کونده بازی

قبل از هرچیز ۱۸ سالمه قدم ۱۸۴ و ورزشکارم و ۷ یا ۸ ساله میرم باشگاه رزمی طوری که دیگه کاملا همه میشناسن منو یه پسر موادب و با فیس عادیم و میتونم بگم همه منو به چشم یه پسر موادب و خوب میشناسن نه اینی که تو داستان الان میخام بگم خب میریم سر داستان این داستان برمیگرده به همین چند وقت پیش که من از ۱۷ سالگی تازه از کونده بازی خوشم اومده بود و جوری شده بود که میخاستم هرجوری شده یه پسر بکنم خلاصه تو باشگاه ما کونده ۱۸ ساله زیاده ولی من چشمم رو یکیشون ادامه مطلب کونده بازی