شوهر سرد مزاج ولی منطقی

سلام مائده هستم 31سال سن دارم و 5ساله ازدواج کردم شوهرم احسان سرد مزاج با کیر حدودا14سانت و خودم بسیار هات.سال اول شوهرم داغ بود ولی کم کم سرد شد و همین موضوع باعث شد من کمی عصبی و افسرده بشم راستش من اوایل نمازم ترک نمیشد ولی کم کم شروع کردم به خود ارضایی اصلا فکر اینکه بتونم با کسی سکس کنم دیونم میکرد ولی بعدش فهمیدم که واقعا ارزششو داره. چند سالی گذشت و شوهرم احسان اصلا خوب نشد حتی در ماه بیشتر از دو بار سکس نداشتیم راستش خیلی تشنه سکس بودم ولی جرات نمیکردم به کسی ادامه مطلب شوهر سرد مزاج ولی منطقی

خواهران قریب

من 14 یا 15 سالم بود، پدرم مغازه داشت و من همیشه مواقع بیكاری پیشش بودم. پدرم از این قیافه های حزب الهی داشت و با بچه های اون موقع سپاه و كمیته خیلی رفیق بود نمیدونم چطور شد كه برای یكی از این بچه های كمیته ای یه خونه اجاره كرد. البته خونه دایی خودش رو. كم كم یادمه كه با هم رفت امد خانوادگی رو شروع كردیم.اسم خانومش منیژه بود.دو تا بچه داشت كه یكیش 4 سالش بود و او یكی 1 ساله بود. خانوم خوشگلی بود. نمیخوام بگم كه توی نخش رفتم و از این حرفها چون ادامه مطلب خواهران قریب

لز رویایی خانمم با زن پسرخالم

سلام این داستان درباره سکس خانمم (سمیرا)هست با زن پسرخالم(ناهید) خانم من یه هیکل توپ داره پایین تنه تپیل وسینه های ۷۵من همیشه دوس داشتم اونو وادار کنم که لز کنه به همین خاطر اکثر مواقع براش فیلمهای لزبین میزاشتم و کم کم دستگیرم شد هی اونم بدش نمیاد .من یه پسر خاله دارم به اسم مهدی که زنش ناهید خیلی لوند و خواستنیه اونم یه پایین تنه پر پیمون و سینه های بزرگی داره که با پوست گندمیش خیلی سکسی و خوب به نظر میرسه .من همیشه توی رویاهام این دوتا رو لخت و درحال لز و کشتی توی ادامه مطلب لز رویایی خانمم با زن پسرخالم

خواهرزنم عشق دوم برای کیرم

داستان سکسی جدید سکس با خواهرزنم رو براتون میگم امیدوارم حال کنید سلام دوستان این داستان به تازگی اتفاق افتاده. من سعید ۳۳ سالمه حدود ۶ سال هستش که ازدواج کردم و خواهر زنی دارم به اسم پریسا. پریسا ۲۳ سالشه. واقعیت اوایل ازدواج اصلا به پریسا فکر نمیکردم و اونم دختری بود محجبه و حساس. کم کم بعد از مدتی وجود من تو خونشون عادی شد و پریسا هم اون حجاب اولیه رو نداشت. بیشتر اوقات با بلوز شلوار راه میرفت بعضی وقتا هم که لباساش طوری بود که اندامش سینه های کوچیکش و کون قشنگش بعضا حتی کسش ادامه مطلب خواهرزنم عشق دوم برای کیرم

کص خواهرم رو چرا بقیه بکنن خودم می‌کنم

داستان سکسی سکس با خواهرم رو اینجا میذارم امیدوارم بپسندید با سلام خدمت دوستان و عزیزان. داستان برمیگرده به دو سال پیش ولی بخاطر کامل نوشتن داستان خلاصه از اول ماجرا میگم.از جایی که من کلاس سوم دبستان بودم و دوتا خواهرام و یکدونه داداشم هرکدوم به ترتیب دوسال از من کوچکتر بودند.اون زمان هیچی از رابطه جنسی نمیدونستم و به طور کاملا اتفاقی در خونه عموم باز کردم و دیدم که عموم افتاده رو زن عموم و داره کارایی میکنه تا منو دید داد زد برو بیرون.من کاملا اونارو دیدم و چیزی نفهمیدم و فرار کردم اخه عموم خیلی ادامه مطلب کص خواهرم رو چرا بقیه بکنن خودم می‌کنم

منو میکنه و نمیدونم چرا نمیتونم نه بگم

پسر دختر خالم سلام من اسمم شادیه و چهل سالمه متاهلم و دوتا بچه هم دارم، زندگی خوبی دارم و این اتفاق کاملا ناخواسته برام افتاد و خودمم باورم نمیشه من یک دختر خاله دارم که هم سنیم و از بچگی باهم خیلی رفیق بودیم اسمش زهراست یدونه بچه داره به اسم آرین که بیست سالشه و دانشجو… من تقریبا هفته ای دو سه بار میرم پیشش و تا شب میگیم و میخندیم.. یک روز ماشینم خراب بود و با آژانس رفتم موقع برگشت آرین گفت خاله من میرسونمت به من میگه خاله، خلاصه باهم راه افتادیم غروب بود و ادامه مطلب منو میکنه و نمیدونم چرا نمیتونم نه بگم

طعم خواستن و نرسیدن

دامنِ پیرهنِ یشمی رنگمو بین انگشتای ظریفم گرفتم و بدون توجه به سوالای اطرافیانم سریع خودمو به طبقه بالا رسوندم…. بعد از ورود به اتاق درو قفل کردم… کفشامو در آوردم و روی تخت نشستم… چقدر دلم میخواست دراز بکشم ولی ترس چروک شدن لباسم منو از این لذت محروم میکرد…. صدای موزیک سرسام آور حتی یک لحظه هم قطع نمیشد. بغض داشت خفم میکرد…   دستمو روی گلوم گذاشتم و سرمو بالا گرفتم تا از ریزش اشکام جلوگیری کنم… نفسمو سخت و سنگین و بیرون دادم و تا حدودی موفق شدم ریختن اشکام و کنترل کنم. باید میرفتم بیرون… ادامه مطلب طعم خواستن و نرسیدن

آه کیر پویا

پویا پسر مورد علاقه من و دوست داشتنی ترین موجود دنیا بود و هنوز هم هست و من یکه دوردانه یکی یدونه یک خانواده بودم که پدرم و مادرم و دو برادرم که من از همه کوچکتر بودم و پدرم بیش از همه نازم را خریدار بود و مادرم همیشه مخالف این حرکت پدرم و برادرانم هم حسودی میکردند و من بیشتر در اغوش پدرم رودم در کودکی تا جایی که مورد اذیت و کتک خوردن از برادرانم قرار گرفتم پدرم بخاطر من که در تنهایی خانه کمتر مورد اذیت ازار قرار نگیرم کمی از توجه خود را کم کرد ادامه مطلب آه کیر پویا

کیرش مستم کرد

سلام اسم من رعنا الان ۲۰ سالمه قدم ۱۷۰ خاطره ای که میخوام بنویسم برمیگرده به یه سال پیش . من پشت کنکور مونده بودم و بار اول تو کنکور موفق نشدم ، خیلی ناراحت بودم خودمو به هر دری میزدم تا یه چاره پیدا کنم ولی نمیشد کسی راهنماییم نمیکرد که چیکار کنم فقط خدا خدا میکردم یه خواستگار پیدا بشه از این وضعیت خلاص بشم ، یه شب تو خونمون مهمون داشتیم ، حرف از کنکور من بود میلاد هم نشسته بود و یه سال قبل من کنکور داده بود و قبول شده بود ، یه دفعه گفت ادامه مطلب کیرش مستم کرد

کص زنداداشم رو منفجر کردم

مامان منم زیبا بود ایکاش میکردمش فقط در اوایلی که تو خواب میدیدم که دارم لای باسن فاطی میزاذم بارها به ظن خودم لای باسنش ارضا میشدم و شک میکردم که خواب دیدم ابمو ریختم یا نه چون روباسن مامان ابمو نمیدیدم ؟!!! بعد از مرگش فهمیدم چقدر تلاش میکرده مخصوصا بعد از مرگ پدرم که بکنمش … ی بار تب کرده بودم نمیدونستم چی میگمو بعد فهمیدم!! چکار میکنم مامانم پیشم بود شروع کردم بهش حرفهای سکسی گفتن اونم نوازشم میکرد تا اینکه بزور خوابوندمش شلوارمو کشیدم پایین شلوار تنش نبود فقط دامن بود تا دادم بالا کس بزرگ ادامه مطلب کص زنداداشم رو منفجر کردم