کص تنگ

خواهرزنم عشق دوم برای کیرم

داستان سکسی جدید سکس با خواهرزنم رو براتون میگم امیدوارم حال کنید سلام دوستان این داستان به تازگی اتفاق افتاده. من سعید ۳۳ سالمه حدود ۶ سال هستش که ازدواج کردم و خواهر زنی دارم به اسم پریسا. پریسا ۲۳ سالشه. واقعیت اوایل ازدواج اصلا به پریسا فکر نمیکردم و اونم دختری بود محجبه و …

خواهرزنم عشق دوم برای کیرم ادامه »

کوس دادن به من شرط طلاق نگرفتن

سلام به همه ی شهوتناکیا منم زنِ برادر خانمم اسمش سمیه بچه اهوازه با هیکل کاملا ماهواره ای کمر باریک سینه ها برجسته و سفت باسن برجسته چندتایی هم تتوی زیبا تو تنشه یدست لطیف و سفید چش ابرو مشکی خرمنی از گیسو در استانه طلاق هستن بارها خودشو بمن مالونده حتی دیشب پیش زنم …

کوس دادن به من شرط طلاق نگرفتن ادامه »

سر کصم دعواس

سلام، داستانی که می خوام براتون تعریف کنم برای چند ماه پیش هست.از خودم براتون بگم، همه می گن سفیدم، من خودم می گم گندمگون. البته نه زیاد. قدم 160 هست و هیکل متناسبی دارم، کون گرد و پری دارم.کص تپل مپلی دارم. صورت معمولی دارم. ولی جز زیباها هستم. سینه های بزرگ و نرم …

سر کصم دعواس ادامه »

خواهر کوچولوم آروم نشست رو کیرم

من سعید هستم و ۲۱ سالمه. داستانی که می خوام تعریف کنم درباره خودم و خواهر ۱۷ سالم ساراست. اول از همه بذارید درباره سارا بهتون بگم، اون چهره متوسط و نسبتا خوبی داره اما هیکلش واقعا خوبه و با توجه به اینکه نوجوانه هنوز کون و ممه های بزرگی نداره، با این وجود هیکلش …

خواهر کوچولوم آروم نشست رو کیرم ادامه »

کص زندایی رو باید کرد

سلام. محمدم و اين داستانم مربوط ميشه با سكسي كه با زنداييم كردم.   اول از مشخصاتش بگم اينكه زنداييم تقريبا٣٦ سالشه و قدش معموليه قيافش خيلي خوشگله و سفيد سفيده و هميشه موهاشو بلوند ميكنه و سرموهاشو مشكي ميزاره و هيكل هم معمولي و وزنش متعادله و كونش هم زياد گنده نيست كه بزنه …

کص زندایی رو باید کرد ادامه »

گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش

با سلام خدمت دوستان عزیز چند وقتیه با این سایت اشنا شدم و خواستم خاطره ی خودمو باهاتون به اشتراک بزارم. من عرفان هستم و ۲۲ سالمه اهل تهران قدم حدود ۱۸۰ و وزنم ۹۵. یجورایی استیل ورزشکاری و سیکس پک و اینا. ماجرا ازونجا شروع شد من ی موتور ns گرفتم اونموقع ها هم …

گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش ادامه »

کص نرم خانوم پرستار

ماجرا برمی گرده به تابستون سال 95 مامان بزرگ من سنش بالاست و زمین گیر شده، واس همینم واسش پرستار میگیریم ک ازش مراقبت کنه و تر و خشکش کنه، اما چون پرستارایی ک کار اصلیشون اینه هزینه زیادی میگیرن، معمولا داییم میگرده و دخترا یا زنای بی بضاعت رو پیدا میکنه و میارتشون تا …

کص نرم خانوم پرستار ادامه »