اگه میزاشتم کسمو بخوره چی میشد؟

ساعت هفت و نیم صب دم در خونمون بود. با عجله و استرس داشتم پرواز میکردم به سمتش رسیدم سر کوچه و دیدم توی ماشینش خوابش برده. در ماشینو باز کردم و از خواب پرید. خودمو پرت کردم توی بغلش. خیلی دلم واسش تنگ شده بود. میدونستم حالا که صبح به این زودی داریم میریم خونه خواهرش و واسه اولین بار من واون توی یه خونه تنهاییم اتفاقای خوبی نمیفته. ولی من عاشقش بودم. واسم مهم نبود چی میشه. اول رفتیم بنزین زدیم. اولین بار بود که توی روشنایی روز و با نور خورشید میدیدمش. چقدر زیبا بود… منم سعی ادامه مطلب اگه میزاشتم کسمو بخوره چی میشد؟