کسش

اشتباه زیبا

کرمانشاه بودم به سارینا که تازه چند ماهی بود آشتی کرده و با وساطت بزرگای فامیل به زندگی مشترک برگشته بودیم زنگیدم که دارم میام بیش از سه ماه بود دوست دخترم رفته بود مسافرت سکس نداشتم چندتا تورم خورده بود خوشم نیومده بود سخت تشنه سکس بودم گفت خونه مامانم، مامان تنهاس سعی میکنم …

اشتباه زیبا ادامه »

سفر به کردستان

3 فروردین 98 منو شهرام و همسرانمون مهتاب و فرانک راهی سفر به سمت کردستان شدیم از تهران به همدان و از همدان به سقز از سقز به مریوان از راه کم تردد کوهستانی از مریوان به سنندج سمت کرمانشاه و روانسر و جوانرود و بانه و خلاصه در هر شهری ساعاتی و در بعضی …

سفر به کردستان ادامه »

خاله خدیجه

این داستان نیست ، خاطره منه و مال ۱۰ سال پیشه ۱۶سالم بود و کلاس دوم دبیرستان ،وقتی از مدرسه رسیدم خونه ،مامانم رو به من کرد و گفت لباسات رو در نیار ، بابا بزرگت زنگ زده گفته بری خونشون ، دارن میرن تهران خاله تنها نمونه خاله هم یه هفته ای میشد که …

خاله خدیجه ادامه »

مدتهاست که زنداداشمو می کنم

سلام من عاشق زنداداشم بودم خیلی سعی کردم #بکنمش می ترسیدم لوم بده چند سال #گذشت تا زن گرفتم فهمیدم کص چجوریه و زنا چطور ارضا میشن و مثل مردا لذت می برن. زمستان بود مهمان زنداداش بودیم داداشم نبود خوابیدیم سر کرسی پامو انداختم خورد به باسن زنداداشم دیدم مثل #سابق کاری نداره پامو …

مدتهاست که زنداداشمو می کنم ادامه »

کمک به داداش با گاییدن زنداداش

سلام خدمت دوستان گلم اسم من #جلال از تهران 31سالمه 70 وزنمه این زنداداشم که اسمشو #نازیلا س 25ساله واقعا یه زن 20 خوش اندام خوشگل و ناز قدش 155وزنش 53 کمرش خیلی باریکه کونش که الهی فداش بشم بزرگ اما به اندازه ن زیاد خیلی خوش فرمه هرچی ازش تعریف کنم بازم کمه حتی …

کمک به داداش با گاییدن زنداداش ادامه »

زنه باهام حال کرد

سلام من بهمن هستم 17 سالمه این داستان بر میگرده به زمانی که بابام یه دونه دوست داشت که مرده یه زن خیلی جذابی داشت اون دوست بابام از زن قبلی اش جدا شده بود و با این زن ازدواج کرده بود اون ها یه #رستوران خیلی خوب تو شهر دارن که منم بیشتر اوقات …

زنه باهام حال کرد ادامه »

کوستان بی‌سر و ته

این کوستان رو اگه دوس دارید بخونید برای رفع تنوع! بد نیست!! این داستان بر میگرده بعد ازدواج من با خانم #ستاره یک روزی رفته بودیم باجناقم و خانمش سارا باغ که قبل بهتون گفته بودم باغ به نام پدر خانم بود ماتوی باغ نزدیک شب چله اون جا بودیم کنار شومینه نشسته بودیم بساط …

کوستان بی‌سر و ته ادامه »

سکس منو خواهرزادم سهیلا

سلام جیگرا من یه خواهرزاده دارم که دو سال از خودم بزرگتره . من ۲۴ سالم اون ۲۶ سالشه . من حسینم اون #سهیلا . سهیلا متاهله و سه بچه سه سالم داره .قدش ۱۶۰ سینه هاش هفتاده . قبلا ک شیر داشت ۷۵ میشد. کونشم نسبت به قدش بزرگه بزرگ نیست ولی بزرگ دیده …

سکس منو خواهرزادم سهیلا ادامه »

نظرتون راجع به مامانم و خواهرم چیه؟

من #حس بى ناموسى شديدي #بهم دست ميده ابجيمم هى نگام ميكنه ميبينه همينجور كيرمو ميزنم #توش تخمم نيس با چشاش ميگه اين ديگه عجب بيناموسيه از بچگی از کون میکردمش ، هروقت میخواستم با شوق و ذوق بهم میداد تا اینکه به مامانم گفتم با خواهرم رابطه دارم و اولش شوکه شد و راضیش …

نظرتون راجع به مامانم و خواهرم چیه؟ ادامه »

جلو کسش زانو زدم

سلام دوستان حمید هستم ۳۳ ساله از تهران. داستانی که براتون مینویسم مربوطه به خاطره اولین سکسم با جنس مخالف.ازین جهت میگم جنس مخالف که من از حوالی ۱۳ سالگی با پسرهای خوشگلی که با دوستام تور میکردیم سکس داشتم و همه جوره باهاشون حال میکردیم.البته تو هر سن به اقتضای تجربه های محدود و …

جلو کسش زانو زدم ادامه »