آزیتا رو قبلا کرده بودن

سلام دوستان عزیز. علیرضا هستم الان ۲۷ سالمه خاطره ای ک تعریف میکنم مال اوایل زندگیم تا الانه.بچه ک بودم توی مهدکودمون یه دختری بود ب اسم آزیتا همیشه شلوار لی تنگ میپوشید خونشونم تو کوچمون بود صورتشم سبزه بود.اونموقع چیزی درمورد سکس نمیدونستم ولی برام جذاب بود.خلاصه گذشت تا رسیدیم به چهارم ابتدایی ی شب پسرعمو و عمه هام خونمون بودن داشتیم شلوغ کاری و بازی میکردیم.اونموقع قدیمیا یادشونه ک بالشای بزرگ با پر مرغ درست میکردن سفت میشد عین غلطک .خلاصع اون شب من از شکم رو بالش دراز کشیده بودم و داشتم غلط میخوردم تو همین حالتا ادامه مطلب آزیتا رو قبلا کرده بودن