فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم

من و مینا و منصوره قسمت قبل سر راه رفتم ندا و عاطفه را سوار کردیم و رفتیم خونه پیش مینا و منصوره وقتی رسیدیم خونه مهدیه به من اشاره کرد که برم قطره را اماده کنم ، منم رفتم و با آبمیوه ها برگشتم ، ابمیوه خودم و مهدیه رو هیچی نریختم مهدیه بهم چشمک زد و گفت داداش جون برا منو سفارشی ریختی که ، یه اشاره به کونم کردم و گفتم ابجی جون کاری کردی هیچ موقع یادم نره ، نیازی به سفارش نیست همگی آبمیوه ها رو خوردیم ، مهدیه دست منو گرفت و گفت دلم سکس ادامه مطلب فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم

من و مینا و مهدیه و منصوره

داستان سکسی منو خواهرم مینا قسمت سوم چند روز بعد تو یه فرصت مناسب که منو مینا تنها بودیم یه سکس توپ با هم داشتیم هفته بعد سر کار بودم که مینا زنگ زد و گفت که عمو و زن عمو دارن میرن شمال ولی منصوره گفته میمونم خونه درس بخونم و قرار شد من برم پیشش که تنها نباشه ولی درس بهونه بوده فقط دلش سکس میخواد تازه عادتش تموم شده گفته شب بیایی برای یه سکس سه نفره منم از خدا خواسته گفتم باشه نزدیک غروب مینا زنگ زد گفت بیا دنبالم بریم خونه عمو رفتم خونه یه ادامه مطلب من و مینا و مهدیه و منصوره

من و خواهرم مینا و دختر عموم منصوره

اون روز صبح وقتی از خواب بیدار شدیم دیدم هنوز اثر دارو وجود داره حتی بعد پنج بار سکسی که با مینا داشتم آخه اصرار یه بار دیگه باهاش سکس داشته باشم اما من فقط با مالیدن سینه و خوردن کسش ارضاش کردم و کل مسیر اصفهان شیراز دستم لای پای مینا بود و براش میمالیدم بنده خدا میگفت تا به حال این مدلی نشده بودم نمیدونست همش زیر سر منه نزدیک شیراز بودیم که خوابش گرفت ولی باهاش اتمام حجت کردم که فعلا تعطیله نزدیک ظهر بود که رسیدیم شیراز پیش خانواده ، خدا رو شکر دیگه اثر دارو ادامه مطلب من و خواهرم مینا و دختر عموم منصوره

بابام معصومه رو گایید

با سلام خدمت دوستان اسمم علی و متاهل هستم وبا 30سال سن. حالا میخوام خانوممو معرفی کنم اسمش معصومه و باقد حدودا 170..سینه های 80..و هیکلشم کاملا پر…بخصوص اون کونه بزرگش که شده سوژه و الگو تو فامیل…سن خانومم..25سالش میشه. خلاصه من خیلی اصرار دارم که معصومه لباسهای باز و ازاد بپوشه تا با اون هیکلش علی الخصوص اون کون گندش جلب توجه نکنه… بگذریم…. یه مدتی بود با معصومه سر یه موضوعی مشکل داشتم وتا حدودی با هم کم حرف میزدیم و زیاد خبری از مهرومحبت نبود و دیگه این رفتار داشت هر جفتمونو دیوونه میکرد… فکر کنید منی ادامه مطلب بابام معصومه رو گایید