فیلم

داستان سکس با معلم فیزیک

سلام من 18 سالمه و میخوام در مورد داستان سکسم با معلم فیزیک کنکورم بگم شهریور سال قبل یه همایش نخبگان فیزیک برگزار شد و من به عنوان نماینده ی بچه های شهرمون با معلم #فیزیکم به #تهران اومدیم..و چون مدت اقامتون 3 روز بود دو تا اتاق توی یه هتل گرفتیم…من زیادی خوابالو هستم …

داستان سکس با معلم فیزیک ادامه »

سرگذشت سارا

سلام من فکر می کردم ماجراهایی مثل سکس منو عمو جونم که سکس داریم خیلی کمه ! ولی آماده باشین برای خوندن سرگذشت سکسی سارا…   مامانم 12 سالش بوده ازدواج میکنه 14 سالگی من متولد میشم مامان تو 14 سالگی از رو عکس هاش و فیلمهاش انگار 18 ساله است سینه های روبه بالا …

سرگذشت سارا ادامه »

دوس داشتم که کونیش باشم

سلام اسمم میلاد۲۱ سالمه و مشهد زندگی میکنم هیکل سکسی دارم و کونم قوص داره و رنگ پوست بین سبزه و سفید داستان ازینجا شروع میشه که همسایه پایین ما محمد آقاستو با زن و بچش زندگی میکنه، ۴۸ سالشه و هروقت منو میبینه تو حیاط یا بیرون بغلم میکنه و بوسم میکنه،منم شک نمیکردم،آخه …

دوس داشتم که کونیش باشم ادامه »

آب از کسش سرازیر میشه

سلام خدمت دوستان #آرش هستم ۲۹ و خانمم #الناز ۲۶ ، تقریبا ۴ سال میشه که ازدواج کردیم یکی دو سال قبلش هم با هم دوست بودیم ، الناز یه بدن تقریبا معمولی داره قد ۱۶۰ ممه هاش ۷۵ یه باسن خوش فرم یه کوچولو شکم که خیلی تو سکس به من حال میده باهاش …

آب از کسش سرازیر میشه ادامه »

پرنیا دختر حشری

سلام. داستان از اونجایی شروع شد که من با یه دختر به اسم #پرنیا آشنا شدم اولش فقط با هم حرف میزدیم و اصلا رابطه ای بینمون نبود ولی تو همون حرف زدن هم حشری بودنشو نشون میداد 15 سالش بود،قدش حدود 165 و وزنش یکم زیاد بود و تپل منم همینشو دوست داشتم سینه …

پرنیا دختر حشری ادامه »

فانتزی و سکس سه نفره

بعداز حدود دوسال از #فانتزی و حرف سکس سه نفره تصمیم گرفتیم که اونو انجام بدیم. حالا باحرفهای من، همسرمم تحریک شده بود و دیگه پا به پای من پیش میومد وچه بسا جلوتر ازمن. رسیده بودیم به جایی که این نفرسوم کی باشه. توی سکسمون اشخاص زیادی رو ازشون اسم برده بودیم ولی توی …

فانتزی و سکس سه نفره ادامه »

داستان سکس من و برده ی جندم

سلام من اسمم مریمه 20 سالمه #لاغر اندامم و تنها فرزند خانواده ما در یکی از #شهرستانهای اطراف تهران زندگی میکنیم منتها نسبت به اون منطقه غالبا فقیرنشین وضعون بد نیست یک خونه دوطبقه داریم که خودمون طبقه دوم میشینیم و طبقه پایینم تازگیا به یک زن و شوهر که تازه از شهرستان اومده بودن …

داستان سکس من و برده ی جندم ادامه »

آخر ماجرا

جندگی های من برای شوهرخاله و پسرخاله هام قسمت آخر رسیدم قزوین در زدم رفتم تو شوهرخالم تنها بود گفتم خالم کجاست گفت رفته مکه 15 روز نمیاد من بی خبر رفته بودم نمیدونستم خالم نیست اینجوری خیلی سخت میشد برام با وجود خالم شوهر خاله و پسراش یکم از خاله حساب میبردند حالا باید …

آخر ماجرا ادامه »