صبح

داستان سکس با معلم فیزیک

سلام من 18 سالمه و میخوام در مورد داستان سکسم با معلم فیزیک کنکورم بگم شهریور سال قبل یه همایش نخبگان فیزیک برگزار شد و من به عنوان نماینده ی بچه های شهرمون با معلم #فیزیکم به #تهران اومدیم..و چون مدت اقامتون 3 روز بود دو تا اتاق توی یه هتل گرفتیم…من زیادی خوابالو هستم …

داستان سکس با معلم فیزیک ادامه »

بیزار از قید و بندها

خواهرم آزاده 5 سال از من کوچکتره او بقدری زیباست که عکسهای کودکیش را در لندن کارت پستال کردن اخه عمویم لندن زندگی می کنه عروسی پسر عموم بود سال 2009 ما دعوت بودیم دو ماه اروپا بودیم چند کشور را هم گشتیم اون موقع آزاده 6 سالش بود من 11 تو هاید پارک لندن …

بیزار از قید و بندها ادامه »

زنداداشمو سالهاست که می کنم

منم زنداداشمو سالهاست که می کنم این سرگذشت از سال 1360 شروع میشه اسمش #معصومه است وقتی زن داداش شد من عاشقش بودم ولی نصیب داداش فریدون شد من از داداش #فریدون 18 ماه کوچکتر بودم ولی هیکل و قدم از او بزرگ و بلندتر بود از زمان نامزدیش تو کف اش بودم ولینه راهشو …

زنداداشمو سالهاست که می کنم ادامه »

رابطه با عاطفه

سلام داستانی که براتون مینویسم رابطه شیش ساله با زن شوهرداره. اسم من میثمه و اسم خانومه عاطفه. سال نود و سه برنامه بیتالک بودکه خیلی ها یادشونه خوراک مخ زدن و وقت گذروندن بود. من تو شهری زندگی میکنم که خیلی کوچیکه و اکثرا همدیگه رو میشناسن. یادمه یک ماه بود روی #عاطفه قفل …

رابطه با عاطفه ادامه »

فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم

من و مینا و منصوره قسمت قبل سر راه رفتم ندا و عاطفه را سوار کردیم و رفتیم خونه پیش مینا و منصوره وقتی رسیدیم خونه مهدیه به من اشاره کرد که برم قطره را اماده کنم ، منم رفتم و با آبمیوه ها برگشتم ، ابمیوه خودم و مهدیه رو هیچی نریختم مهدیه بهم چشمک …

فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم ادامه »