بابام معصومه رو گایید

با سلام خدمت دوستان اسمم علی و متاهل هستم وبا 30سال سن. حالا میخوام خانوممو معرفی کنم اسمش معصومه و باقد حدودا 170..سینه های 80..و هیکلشم کاملا پر…بخصوص اون کونه بزرگش که شده سوژه و الگو تو فامیل…سن خانومم..25سالش میشه. ادامه مطلب بابام معصومه رو گایید

شوهر سرد مزاج ولی منطقی

سلام مائده هستم 31سال سن دارم و 5ساله ازدواج کردم شوهرم احسان سرد مزاج با کیر حدودا14سانت و خودم بسیار هات.سال اول شوهرم داغ بود ولی کم کم سرد شد و همین موضوع باعث شد من کمی عصبی و افسرده ادامه مطلب شوهر سرد مزاج ولی منطقی

لز رویایی خانمم با زن پسرخالم

سلام این داستان درباره سکس خانمم (سمیرا)هست با زن پسرخالم(ناهید) خانم من یه هیکل توپ داره پایین تنه تپیل وسینه های ۷۵من همیشه دوس داشتم اونو وادار کنم که لز کنه به همین خاطر اکثر مواقع براش فیلمهای لزبین میزاشتم ادامه مطلب لز رویایی خانمم با زن پسرخالم

خواهرزنم عشق دوم برای کیرم

داستان سکسی جدید سکس با خواهرزنم رو براتون میگم امیدوارم حال کنید سلام دوستان این داستان به تازگی اتفاق افتاده. من سعید ۳۳ سالمه حدود ۶ سال هستش که ازدواج کردم و خواهر زنی دارم به اسم پریسا. پریسا ۲۳ ادامه مطلب خواهرزنم عشق دوم برای کیرم

یه شیمیل منو نشوند رو کیرش

با عرض سلام خدمت دوستان ،٢٣ سالمه داستانی ک میخوام بگم واقعی هست و چون خیلی برام لذت بخش بود میخوام اینجا بنویسم….من هم با پسر سکس داشتم و هم دختر ولی همیشه یکی از فانتزیام کون دادن به شیمیل ادامه مطلب یه شیمیل منو نشوند رو کیرش

من شدم چاقال جفتشون

سلام.اسمم پدرامه من از بچگی یعنی 11.12 سالگی با پسر عموم دودول بازی و دکتر بازی میکردیم تا وقتی بزرگتر شدم و تو 14.15 سالگی دیگه رسما” چاقال شخصیش شده بودم و راه سوراخمم باز شده بود. این خاطره ماله ادامه مطلب من شدم چاقال جفتشون

کص زنداداشم رو منفجر کردم

مامان منم زیبا بود ایکاش میکردمش فقط در اوایلی که تو خواب میدیدم که دارم لای باسن فاطی میزاذم بارها به ظن خودم لای باسنش ارضا میشدم و شک میکردم که خواب دیدم ابمو ریختم یا نه چون روباسن مامان ادامه مطلب کص زنداداشم رو منفجر کردم

حس دادن برای اولین بار

سلام من آرین هستم البته این یه اسم مستعاره الان 24 سالمه و داستانی که براتون میگم درباره اولین باریه که حس دادن رو تجربه کردم اول درباره خودم بگم این داستان از دوران دبیرستان شروع میشه   اون موقع ادامه مطلب حس دادن برای اولین بار

هیچ شبی مثه دیشب نیست

اون شب امیر و زنش بابچه ها مهمون ما بودن تاآخرای شب گفتیم وخندیدیم ساعت یک نیمه شب خواستن برن خونشون که نذاشتیم وگفتیم فردا تعطیله همین جا بمونین که اونا هم. قبول کردن از سر شب نقشه کردن مژده ادامه مطلب هیچ شبی مثه دیشب نیست

ساکر حرفه‌ای شده عشقم

باسلام اسم من محمده دوست دخترم مهتاب تو یه پارتی باهم آشنا شدیم یه ده سالی ازم کوچکتره یه دختر بلوند مانکن دوس داشتنی بعد اینکه شددوس دخترم من خیلی دوسش داشتم ولی عاشق سکسم هات هات مهتابم زیاد میپیچوند ادامه مطلب ساکر حرفه‌ای شده عشقم

کیری که کص من و خواهرم رو فتح کرد

حدودا 15سالم بود که اون اتفاق افتاد… اون روزا شور و هیجان خاصی تو خونمون حکم فرما بود آخه قرار بود واسه آبجی بزرگم خواستگار بیاد، البته ،نسرین قبل از اون هم خواستگارای زیادی داشت اخه لامصب هم خوشکله و ادامه مطلب کیری که کص من و خواهرم رو فتح کرد