یه شیمیل منو نشوند رو کیرش

با عرض سلام خدمت دوستان ،٢٣ سالمه داستانی ک میخوام بگم واقعی هست و چون خیلی برام لذت بخش بود میخوام اینجا بنویسم….من هم با پسر سکس داشتم و هم دختر ولی همیشه یکی از فانتزیام کون دادن به شیمیل ادامه مطلب یه شیمیل منو نشوند رو کیرش

من شدم چاقال جفتشون

سلام.اسمم پدرامه من از بچگی یعنی 11.12 سالگی با پسر عموم دودول بازی و دکتر بازی میکردیم تا وقتی بزرگتر شدم و تو 14.15 سالگی دیگه رسما” چاقال شخصیش شده بودم و راه سوراخمم باز شده بود. این خاطره ماله ادامه مطلب من شدم چاقال جفتشون

کص زنداداشم رو منفجر کردم

مامان منم زیبا بود ایکاش میکردمش فقط در اوایلی که تو خواب میدیدم که دارم لای باسن فاطی میزاذم بارها به ظن خودم لای باسنش ارضا میشدم و شک میکردم که خواب دیدم ابمو ریختم یا نه چون روباسن مامان ادامه مطلب کص زنداداشم رو منفجر کردم

حس دادن برای اولین بار

سلام من آرین هستم البته این یه اسم مستعاره الان 24 سالمه و داستانی که براتون میگم درباره اولین باریه که حس دادن رو تجربه کردم اول درباره خودم بگم این داستان از دوران دبیرستان شروع میشه   اون موقع ادامه مطلب حس دادن برای اولین بار

هیچ شبی مثه دیشب نیست

اون شب امیر و زنش بابچه ها مهمون ما بودن تاآخرای شب گفتیم وخندیدیم ساعت یک نیمه شب خواستن برن خونشون که نذاشتیم وگفتیم فردا تعطیله همین جا بمونین که اونا هم. قبول کردن از سر شب نقشه کردن مژده ادامه مطلب هیچ شبی مثه دیشب نیست

ساکر حرفه‌ای شده عشقم

باسلام اسم من محمده دوست دخترم مهتاب تو یه پارتی باهم آشنا شدیم یه ده سالی ازم کوچکتره یه دختر بلوند مانکن دوس داشتنی بعد اینکه شددوس دخترم من خیلی دوسش داشتم ولی عاشق سکسم هات هات مهتابم زیاد میپیچوند ادامه مطلب ساکر حرفه‌ای شده عشقم

کیری که کص من و خواهرم رو فتح کرد

حدودا 15سالم بود که اون اتفاق افتاد… اون روزا شور و هیجان خاصی تو خونمون حکم فرما بود آخه قرار بود واسه آبجی بزرگم خواستگار بیاد، البته ،نسرین قبل از اون هم خواستگارای زیادی داشت اخه لامصب هم خوشکله و ادامه مطلب کیری که کص من و خواهرم رو فتح کرد

کیری برای همسر عزیزم

چند وقتی بود که احساس میکردم زنم مث سابق نیس به سکس کمتر اهمیت میداد. و ببشتر وقتها توی تلگرام مشغول چت با دوستاش بود ولی حرکت مشکوکی نکرده بود البته شایدم کرده بود ولی من ندیده بودم بعضی وقتها ادامه مطلب کیری برای همسر عزیزم

چهارشنبه‌های سفید

سلام دوستان عزیز من حمید هستم ٣٣سالمه میخوام داستان خودم رو براتون تعریف كنم یكى از شب هاى زمستونى كه چهارشنبه‌ بود خونه تنها بودم حوصلم خیلی سر رفته بود در حال نت گردى توى بیتالك در حال سرچ بودم ادامه مطلب چهارشنبه‌های سفید

زنم زیر کیر داداشش

من عاشق زنم ( اسمشو نمیتونم کامل بگم فقط اول اسمش ر هستش ) بودم و هنوز هم هستم چون خیلی زیبا و خوش هیکل بود. قد بلند و بدن پر، پاهای پر و گوشتی، باسن درشت و سینه های ادامه مطلب زنم زیر کیر داداشش