سوراخ

پشت درای بسته

سلام ما هفت برادر و دو خواهریم من پنجمین پسرم یکی از خواهرام از همه بزرگتر و دومیش بعد من دنیا اومده 4 سال کوچکتره داداش از خود بزرگترم زودتر از اون یکی ازدواج کرد زنشم مالی نیست هم زشته و هم پر مدعا همه تو روستا زندگی می کردیم و خونه بزرگ به اندازه …

پشت درای بسته ادامه »

اصغر خرکیر

سلام 18 سالم بودم قدم 185 وزن 75 کیرم از همه دوستام و فامیل بزرگتر بود بمن اصغر #خرکیر می گفتن خیلی هم خوشگل بودم شکل دخترا بودم یکی دو بار میخواستن بذارن کونم مقاومت کرده نگذاشته بودم ختنه که کردنمون من کلاس 5 بودم 9 تا بچه از فامیلو تو یک روز سلمانی دهستان …

اصغر خرکیر ادامه »

ته تغاری

سلام ما سه برادر و سه خواهر و منم ته تغاری هستم اختلاف سنی از برادر بزرگ (بزرگترین) 29 سال و از ماقبل ام احمد 12 سال پدر سال 88 ما را یتیم کرد روحش شاد مادرم #سرحال و #قبراق خوشگل و شیک و خوش تیپ بدون یک تار موی سفید سایه اش سر ما …

ته تغاری ادامه »

نیاز به کیر کلفت تر

این داستانم مربوط به یه پسره که دوساله منو میکنه. هفته قبل باهم رفتیم #بازار شب شد ورفتیم خونه اونا موقع خواب منم رفتم اتاقش روی یک تخت خوابیدیم شلوارمو درآوردم اونم بایک شرت نشسته بودروی تخت دستشو آورد رونامو کمی مالش داد حشری شدم اومد جلوی من روی زمین زانو زد سمت من صورتشو …

نیاز به کیر کلفت تر ادامه »

ماجراهای آقای بیغ

من عمیدم بیغیرتم رو زن مامان آبجیم عاشق فحش ناموسم من دیگه اخر اخر بیغیرت شده بودم اوایل تو سایتای سکسی همین که به زنم فکر میکردم خود به خود ابم میومد ولی یواش یواش دیگه اثری نداشت تا جایی که عکسای زنمو اول بدون فیس بعد هم با فیس نشون میدادم داشتم تو سایتا …

ماجراهای آقای بیغ ادامه »

کاکولد بودن عالمی داره برای خودش

سلام دوستان اسم من فرهاد هست ۳۵ سالمه و همسرم شادی جون ۳۳ سالشه ، خب داستانم در مورد #فانتزی #کاکولدی هست . من قبل از اینکه ازدواج کنم این فانتزی را داشتم و دوست داشتم با زنی ازدواج کنم که اونم از این فانتزیها خوشش بیاد ، پیدا کردن چنین زنی که این حس …

کاکولد بودن عالمی داره برای خودش ادامه »

راننده ی حشری شهر

چند وقتی هست میام داستان های سایت رو میخونم و خالی از لطف نیست خاطره من رو هم بخونید . راستی اسمم علیه سی و پنج سالمه و تو دامنه های البرز هستیم و مجردم و همیشه مواضبم اضافه وزن نگیرم و رو فرم باشم با دختر های زیادی لاس نزدم ولی از سکس خوشم …

راننده ی حشری شهر ادامه »

گمرک بازی

سلام، خاطره‌ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 14 سالگیم، اونموقع ما مستأجر خونهٔ مادربزرگم بودیم و در طبقهٔ پایین خونهٔ مادربزرگم زندگی میکردیم، خونشون ویلایی بود، اون سال مادربزرگم رفته بود حج، وقتی برگشته بود با #مینی بوس به استقبالش رفته بودیم، توی مراسم بودم که یکی از دختر داییام که خیلی …

گمرک بازی ادامه »

کونم آماده گایش بود

دیدم کامل لخت شده و کیرش سیخ شده بود حدودای 17 سانت بود و شروع کردم ب خوردنش اوووم چه حس خوبی داشت منم کامل لخت شدم و رفتم وازلین و از رو طاقچه آوردم خوابیدم و یه بالش گذاشتم زیر شکمم ب طوری ک کونم بالا قرار گرفته بود و لنگام باز بودن حس میکردم ک داره وازلین رو میماله دم سوراخ کونم و با انگشت می‌کرد تو کونم اولش سخت بود ولی کم کم عادی شد و رفت شونه آورد با ته شونه که قطرش 3 یا 4 سانت بود می‌کرد تو کونم تا جا باز کنه منم از درد داشتم پتو رو گاز میگرفتم فک کنم ساعت 2 بود، کونم باز شده بود و آماده گایش بود تف زد سر کیرش و گذاشت دم سوراخ و آروووم سرشو کرد داخل

هدف سکس اینه که کیرو تو کست حس کنی

آرین سرمو گرفت تو دستاش یه نگاهی بهم کرد و گفت که دلم تنگ شده بود برات منم یه لبخندی زدم و لبمو گذاشتم رو لبش.. اونم شروع کرد به خوردن لبام.. زبونشو میکرد تو دهنم و دور زبونم میمالید. یهو دستاشو گذاشت رو کونمو بلندم کرد. برد تو اتاقم و پرت کرد رو تختم. خوابید روم و بازم لبامو خورد. آروم اومد تو گوشم گفت که سینه هاتو میخوام منتظر جواب من نموند.. سریع تاپمو در اورد گفت ای جووون هرروز داره بزگتر میشه.. سوتینمو در اورد و شروع کرد به خوردن سینه هام.. منم آه و ناله میکردم .. گاهی وقتا یه گاز کوچولو هم میگرفت.. بهش گفتم لباساتو در بیار گفت خودت درشون بیار. منم گفتم باشه.. تیشرتشو در اوردم بدن ورزشکاریش داشت دیوونم میکرد.. گفتم بخواب میخوام شلوارتو در بیارم.