لحظه‌های فراموش نشدنی

روی تخت دراز کشیده بودم و ساعدم رو چشمام بود یهو دست گرمی رو حس کردم ک رو سینه و شکمم کشیده میشه و صدای خنده ی با ناز و عشوه ی بهار دستمو برداشتم و نگاش کردم یه تاپ مشکی یقه باز و کوتاه که شکم صاف و جذابشو نشون میداد و یه شرت مشکی توری نوک سینه های خوش فرمش از زیر تاپ دیده میشد لبشو گاز میگرف و بهم نزدیک میشد با یه حرکت ناگهانی بازوهاشو گرفتم و انداختمش رو تخت و روش خیمه زدم اونم خندید لباشو وحشیانه می‌خوردم و میمکیدم و اونم نفس نفس میزد ادامه مطلب لحظه‌های فراموش نشدنی

دستمالی شدنم تو مترو

بیست روز مونده بود به عید منم برای خرید می خواستم برم شوش قرار بود با شوهرم برم که اون نتونست باهام بیاد منم مجبور شدم تنها برم سوار مترو شدم مثل همیشه شایدم بیشتر مترو بازم شلوغ بود من رفتم قسمت خانوما تا ایستگاه امام خمینی که اونجا پیاده شدیم خواستیم اونجا برم سمت قطار کهریزک که یهو شلوغ شد موقع رفتن چندتا پسر یهو اومدن سمت من یکیشون منو بغل کرد با هل دادن که انگار اشنام هست بردش تو قطار من وسط یه عالمه اقا موندم که در قطار بسته شد منم با عصبانیت به اون پسر ادامه مطلب دستمالی شدنم تو مترو

خواهرم بهترین و قشنگترین کوس دنیاست

سلام دوستان داستان من بر میگرده به چند ماه پیش سکس من و خواهر خوشکل و محجبه من… من جابر هستم و 4 سال از خواهرم ارزو کوچکتر هستم خواهر من یک سال ازدواج کرده و شوهرش مهندس پتروشیمی هستش و تو یکی از سایتهای جنوب کار میکنه و هر دوهفته شیفته یعنی 2 هفته خونه هستش 2 هفته سرکار و برای خواهرم تو شهر خودمون خونه خریده که من مجبورم اون 2 هفته را برای اینکه تنها نباشه پیشش بمونم …اخیرا دامادمون را از طرف شرکت 3 ماه به یکی از کشورهای خارجی فرستادن داستان سکس منو خواهرم از ادامه مطلب خواهرم بهترین و قشنگترین کوس دنیاست

تجربه ی فوق العاده ای بود برام

سلام. خانوم من قدش175 و وزتش70و سایزش 85 هیکل فوق سکسیه هرجامیریم همه ب خانومم خیره میشن.یواشکی بایکی دوس شده ومن چون میدونستم یه روز یواشکی اومدم خونه و صداشونو شنیدم.پسره صدای کلفتی داره.در اتاق باز بودو من یواشکی دید میزدم.خانم من و پسره غرق کار بودن.پاهای خانممو داده بود بالا و هی تف میکرد دم سوراخ کونش و تلمبه میزد.منم هاج و واج میدیدم ک داره خانممو مشتی میکنه.واقعا لذت بردم از کردن پسره. تجربه فوق العاده ای بود برام