سفید

ادامه ی ماجرا

سلام م.ش هستم 40 ساله از تهران در بخش قبل توضیح دادم که پدرم تاجر است و مادرم خانه دار در جوردن زندگی می کنیم و مامانو تو 7 سالگیم بخاطر حجاب نداشتن از ماشینش پیاده کردند و اون موقع نفهمیدم تو اون جایی که بردنمان با مامان اون مردها چی کردن ولی تمام بدنش …

ادامه ی ماجرا ادامه »

شورتکس

سلام رضا هستم متاهل دارای همسر ودو بچه. از یکی از شهرستانهای اطراف کرج کلاس 10 بودم پسر داداشم غلامرضا که 4 سال بزرگتر از منه ولی هیکلش خیلی ریزتر از منه با دختری از فامیلهای دورمون ازدواج کرد من 16 ساله بودم غلامرضا 20 ساله زنشو تو روز عروسی تو لباس عروس دیدم خیلی …

شورتکس ادامه »

یادش بخیر روزای دهه ی شصت

فنجون قهوه رو از روی میز کارم برداشتم لک #قهوه رو کاغذسفید نقش بست #فنجون رو به لبم که گرفتم تلخیش اذیتم کرد با اینکه شکر داخلش ریخته بودم هم نزده بودم .ی لحظه چه تناقض تلخی رو برام زنده کرد شیرینی قهوه ته فنجون گرفتار تلخی قهوه روی فنجون شده بود دقیقا برعکس زندگی …

یادش بخیر روزای دهه ی شصت ادامه »

میگفت من جنده ی دوتا کیرم

سلام اسم من علی 35 سالمه و مریم زنم 26 سالش خانم قد بلند #سفید #لاغر تو این سایت با دونفر از ساری اشنا شدیم محمد هما و پس از تماس های #تلفنی و اشنا شدن قرارشد بریم #شمال برای دیدن اونا .   رسیدیم ساری محمد امد دنبال منو مریم رفتیم خونشون و دیگه …

میگفت من جنده ی دوتا کیرم ادامه »

داستان سکس با معلم فیزیک

سلام من 18 سالمه و میخوام در مورد داستان سکسم با معلم فیزیک کنکورم بگم شهریور سال قبل یه همایش نخبگان فیزیک برگزار شد و من به عنوان نماینده ی بچه های شهرمون با معلم #فیزیکم به #تهران اومدیم..و چون مدت اقامتون 3 روز بود دو تا اتاق توی یه هتل گرفتیم…من زیادی خوابالو هستم …

داستان سکس با معلم فیزیک ادامه »

آنال سکس با مهناز

من اسمم #سهیل هست ۲۰ سالمه دانشجو هستم اهل و ساکن یکی از روستاهای غرب کشور هستم پدرم تو یه شهر دیگه برای کار کردن رفته و من با مامانم زندگی میکنم تا بحال با هیچ کسی سکس نداشتم. من یه دختر عمه دارم که اسمش مهناز هست که از من پنج سال بزرگتر هست …

آنال سکس با مهناز ادامه »

علی جون جرم بده

دو سال بود که #ازدواج کرده بودم و با #شوهرم سر دروغهایی که قبل ازدواج بهم زده بود مشکل داشتم و از اینکه خیلی وقتا بداخلاقی میکرد دل چرکین بودم.علی شوهر خواهر شوهرم با ما خیلی رفت و آمد داشت و راستش بیشتر دلخوری هام رو با اونا مطرح میکردم. علی مرد خوب و دلپاکیه …

علی جون جرم بده ادامه »

تو کوچه‌های مشهد

یک داستان واسه خودم پیش امده حالشو کردم اسمو محسن اینجا داشتم از سالن میومدم خونه حسابی خسته بود میخواستم بخوابم فقط سر کوچه یک دختره ۱۴-۱۵ ساله بود #سفید پوست لاغر خوشگل داشت گریه میکرد معلومه ادما واسم مهم نیست ولی نمیدونم چی شد گفتم چی شده گریه میکنی گفت پول گم کردم بابام …

تو کوچه‌های مشهد ادامه »

کون چاقال محل و کیر چلغوزیان

گفتم سید علی کونی چرا راست کردی گفت به پاهام دست کشیدی حال کردم گفتم برگرد بدون مکث چرخید وای کون رو ببین سفید قمبل اخ سید علی عجب کونی داری هیچی نگفت دست انداختم رو لپ کونش چنگ زدم جای انگشتم موند رو کون سید علی شرت رو دادم پایین وای کس خل شدم پسر عجب کونی داری نمیدونم چطوری کیرم رو رسوندم در کون سید علی آقا منو یکی بگیره
فکر کنم دوبار ابمو خالی کردم سید علی گفت برم من الان مادرم میاد کوچه دنبالم گفت باشه برو دمت گرم وقتی می‌رفت گفت اگر به کسی نگی من بازم بهت میدم گفتم باشه برو منم سریع جم جور کردم تا کسی نیامده رفتم تو حیاط خونمون با شیلنگ شروع کردم آب دادن باغچه درو باز کردم که درخت های جلو در خونمون رو آب بدم دیدم چندتا از بچه محل ها نشستن در خونه بهم گفتن زدی گفتم چیو محمود سیاه گفت کون سید علی رو میگیم زدی توش گفتم نه بابا کونی نیست
خلاصه خرشون کردم رفتن پسر همه تو کف بودن

منو کردن و عاشق کون دادن شدم

رفتم توش و لباس های قشنگی داشت. یه ست سوییشرت و اسلش بود دقیقا مشابه همونی که خواهرم خریده بود واسه باشگاهش. فهمیدم درست اومدم به فروشنده ش نگاه کردم تقریبا میشه گفت زیر بیست سال بود و عین خودم صورتش صاف و بی مو و دستاش هم پلمپ تتو بود. سکسی بود و صدای لطیفی هم داشت. مونده بودم این چجوری و کجا خواهرمو گاییده. منم یه شلوار ورداشتم رفتم تو پرو و لخت شدم از قصد یه شماره کوچیک ورداشتم و به بهونه تعویض سایز لخت شدم و صداش کردم بیاد نمیدونست لختم همینکه درو باز کرد