رستوران

جریان سکس مژده با حمید

من #مژده هستم و میخوام جریان سکسم با حمید رو براتون تعریف کنم من 44 سالمه متاهلم و دو تا بچه 15 ساله دوقلو دارم یه دختر یه پسر شوهرم حسابداره یه شرکت بزرگه تو تهران و برای همین بیشتر وقتا سرکاره من قبل از ازدواج با یک نفر دوست بودم فقط اونم در حد …

جریان سکس مژده با حمید ادامه »

بعد از ظهر لعنتی

رفتم تو حیاط تالار واسه رقص محلی ولی انگار که جون توی بدنم نبود. نای رقصیدن رو نداشتم. رفتم کمی کنار خاله نگین برقصم؛ نمیشد خودمو نشون ندم. پرازبغض بودم. هرچند کشیده که تو راهرو خورده بودمو، کسی ندیده بود ولی صورتم رو سرخ کرده بود. ذهنم شدیدا درگیر بود. اخه کی رسیده بود؟ اصلا …

بعد از ظهر لعنتی ادامه »

عاشق کیرشم

تابستون که از راه رسید خوشحال از اینکه مدارس تعطیل شده قراره با عموم که #راننده #تریلی بود همراه بشم . و به قول راننده ها یه سرویس باهاش تا بندر عباس برم مادر و پدرم گفتن پسر جون هوا خیلی گرمه تو بند طاقت نمیاری ولی بخاطر عشقی که به ماشین سنگین داشتم دوست …

عاشق کیرشم ادامه »

زنه باهام حال کرد

سلام من بهمن هستم 17 سالمه این داستان بر میگرده به زمانی که بابام یه دونه دوست داشت که مرده یه زن خیلی جذابی داشت اون دوست بابام از زن قبلی اش جدا شده بود و با این زن ازدواج کرده بود اون ها یه #رستوران خیلی خوب تو شهر دارن که منم بیشتر اوقات …

زنه باهام حال کرد ادامه »