زن صابخونه و کیر مردونه

چند سال پیش یه خونه اجاره کردم اساس ها رو که ریختیم تو خونه زنم و بچه ها رفتن خونه مادرش چون مامانش تازه از بیمارستان برگشته بود و زنم میخواست کنارش باشه زن صابخونه اومد بالا چای اورد گفت خانوم بچه ها کجا هستن آقا پیمان؟ گفتم نیستن من تنهام اونم گفت مثل من …

زن صابخونه و کیر مردونه ادامه »