داستان

خاطرات یک مادرجنده

سلام من امیرارسلانم 17 سالمه و یه مامان 37 ساله دارم. پدرم 4 سال پیش بخاطر تصادف تو راه کرج (کارگر سایپا بود) از دنیا رفت و من و مامانم رو تنها گذاشت هر چند که مامانم هیچ موقع تنها نبود. مامانم لیلا الان 37 ساله بدن سفید و پستون 75 قد هم 1.75 با …

خاطرات یک مادرجنده ادامه »

جنده کوچولو و اولین روز جندگی

سلام دوستان. من نگارم. هیجده سالمه . بیبی فیسم قد ۱۶۵، لاغر با ممه و کون خوشگل و خوش فرم. چهرمم خیلی جذابه. پوستم سفیده مثل شیر و به قول دوس پسر قبلیم بدنم هر کیری رو راست میکنه. راستش من به روابط ارباب برده و سکسای خشن خیلی علاقه دارم.خوب بریم سر اصل داستان …

جنده کوچولو و اولین روز جندگی ادامه »

کصی که از کیر سیر نمیشد

حدودا ۴ سال پیش توی ی شب سرد زمستانی, شب هشتم محرم که فرداش روز #تاسوعا بود طبق معمول با رفیقم بهزاد توی قهونه ی یکی از دوستای دیگم نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد ! رو صفحه ی گوشی نوشته بود #سایه و ازین تماس تعجب کردم. سایه کیه : سایه دختریه که یک …

کصی که از کیر سیر نمیشد ادامه »