داستان سکسی جدید

کی زنه کی شوهر

سلام من اشکان هستم و پرستارم و تو یه مرکز خصوصی کار می کنم تو بخش تزریقات یه دخترم هست یه روز شجاعت حقیقت می کردیم اون در اومد و گفت حقیقت گفتم دوس داری شوهرت چ جوری باشه گفت توله سگ باشه من هنگ کردم . چند روز گذشت من خیلی به پاهاش نگا …

کی زنه کی شوهر ادامه »

دیگه کمبود کیر ندارم

سلام دوستان گلم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سکس من با دوست شوهرم از خودم بگم من قدم 160و وزنم 55کیلو نسبتا لاغر ولی خیلی اندام سکسی دارم شوهرم سوپرمارکت داره و اکثرا سرش شلوغه و تا حدی هم بی تفاوت نسبت به سکس   چند سال پیش با یکی از …

دیگه کمبود کیر ندارم ادامه »

کوس دادن به من شرط طلاق نگرفتن

سلام به همه ی شهوتناکیا منم زنِ برادر خانمم اسمش سمیه بچه اهوازه با هیکل کاملا ماهواره ای کمر باریک سینه ها برجسته و سفت باسن برجسته چندتایی هم تتوی زیبا تو تنشه یدست لطیف و سفید چش ابرو مشکی خرمنی از گیسو در استانه طلاق هستن بارها خودشو بمن مالونده حتی دیشب پیش زنم …

کوس دادن به من شرط طلاق نگرفتن ادامه »

کیرش مستم کرد

سلام اسم من رعنا الان ۲۰ سالمه قدم ۱۷۰ خاطره ای که میخوام بنویسم برمیگرده به یه سال پیش . من پشت کنکور مونده بودم و بار اول تو کنکور موفق نشدم ، خیلی ناراحت بودم خودمو به هر دری میزدم تا یه چاره پیدا کنم ولی نمیشد کسی راهنماییم نمیکرد که چیکار کنم فقط …

کیرش مستم کرد ادامه »

هیچ شبی مثه دیشب نیست

اون شب امیر و زنش بابچه ها مهمون ما بودن تاآخرای شب گفتیم وخندیدیم ساعت یک نیمه شب خواستن برن خونشون که نذاشتیم وگفتیم فردا تعطیله همین جا بمونین که اونا هم. قبول کردن از سر شب نقشه کردن مژده زن امیر رو کشیده بودم خیلی وقت بود تو کف او مونده بودم اون شب …

هیچ شبی مثه دیشب نیست ادامه »

استیکر سکسی

سلام من حمید هستم ۲۸ ساله داستانی که میخوام بگم ماله سال ۹۷ هستش یک روز توی تلگرام داشتم میچرخیدم دیدم توی گروه فامیلی یه استیکر سکسی فرستادن بعد زود پاک شد، فهمیدم الناز اشتباهی فرستاده(الناز دختر خالمه).بهش پیام دادم خودمو زدم به اون راه که اره ندیدم بهش گفتم چی بود پاک کردی و …

استیکر سکسی ادامه »

تلمبه‌های نیمه شب

سلام.این چیزایی که مینویسم یه جور دلنوشته است… *** پسرم دوسالش بود و یه کیست پایین شکمش بود که باید عمل میکرد.بردیمش بیمارستان و بستری شد که شب عملش کنن. همسرم پیشش موند و من اومدم خونه… زنگ زدم به سحر که چند وقتی بود باهاش دوست شده بودم ولی تا الان رابطه مون در …

تلمبه‌های نیمه شب ادامه »

کون دیوانه کننده

سلام من پدرامم ۲۵ساله یه پسر قد بلند لاقر و خوش فورم قدم یک و نود وزن هفتاد پنج حدودا یک سال پیش کلاس شنا میرفتم و همون وقتا بود که یه دفعه زندگیم عوض شد آره یه هم جلسه ای تازه اومد بینمون اسمش سعید بود من از همون دفعه اولی که دیدمش دلم …

کون دیوانه کننده ادامه »