خیلی

همه ی آبشو ریخت تو کونم

ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻻﻏﺮﺍﻧﺪﺍﻣﻢ ﻗﯿﺎﻓﻤﻢ ﺑﺪﻧﯿﺴﺖ 19 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺮﺩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺳﻢ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻧﺪﺍﺷﺕ ﻣﻨﻢ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺁﺧﺮﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ . ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭﺷﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﻪ …

همه ی آبشو ریخت تو کونم ادامه »

تلمبه به قلمبه ی خواهرم

سلام امیر هستم۱۹ ساله از اردبیل میخوام داستان سکسم با خواهرم رو براتون تعریف کنم خودم هیکل و قیافه معمولی دارم تو یه خانواده ۵ نفره زندگی میکنم برادر بزرگم که ازدواج کرده و به خاطر شرایط کارش تهران زندگی میکنه و یه خواهر دارم که ۲ سال از خودم بزرگتره و تو شهر خودمون …

تلمبه به قلمبه ی خواهرم ادامه »

کصی برای دو برادر

سلام بچه های باحال شهوتناک 15 ساله بودم با دیدن فیلم سکسی نیمه حالیم شد که زنها هم از سکس لذت می برند تازه برادرم ازدواج کرده بود زنداداشی دارم آس همه فامیل از زیبایی ادب تیپ و فهم و شعورخیلی دوسش دارم دیپلم داشت ازدواج کرد من خیلی از درسهای ریاضی را که نمیدونستم …

کصی برای دو برادر ادامه »

فاطی و له له زدن برای کیر داداش علی

سلام دوستان اسم من فاطمه هست که همه دوستام و خانواده منو فاطی صدا میکنند من یه دختر ۲۱ساله حشری ام سایز سینه هام ۷۵ هستش سفید پوستم و باسن خوشم فرم با رون هایی پر و گوشتی دارم و یه خانواده چهار نفره هستیم که پدر و مادر شغل آزاد دارن و همش پی …

فاطی و له له زدن برای کیر داداش علی ادامه »

کردم تو کوس سوده

سلام دوستان من می خوام داستانی واستون تعریف کنم که سال تو کف یه دختر بودم که دختره دختر داییم هست اسمش سوده س راستی خودمو معرفی نکردم من اسمم فرهاد 23 سالمه  و سوده 19 سالشه قدش 170 تا حدودی که بدونم اون دوربر بودش قبلا میرفتم خونه داییم میرفتم دستشویی به فکر لباساش …

کردم تو کوس سوده ادامه »

داستان بی‌پایان

در بزرگم حاج ملک از افراد پر نفوذ و پول دار شهر بود پدرم(رضا) که تک پسرش بود رو فرستاد فرانسه واسه تحصیلات عالیه پدرم تو رشته معماری مدرکش و گرفت و برگشت کم کم پای جایی پا حاج ملک گذاشت و ادم پرنفوذی شد با دختر یکی از سیاسیون نام مریم که بعد ها …

داستان بی‌پایان ادامه »

پرده ای از پتو

اسمم آرین است 21 ساله تهران برادرم آرش 30 ساله و خواهرم آرزو 37 ساله که ارزو تو 17 سالگی ازدواج کرده رامسر زندگی می کنند آرش نزدیک دوساله با دختری که همسن من بود بنام پردیس ازدواج کرده که از اول زندگیشون هر از گاه دعوا داشتند و چندین بار هم قهر کرد بابا …

پرده ای از پتو ادامه »

کونی که سرگذشت منو دگرگون کرد

ادامه داستان دهه ی شصت…   چند روز بعد اون ماجرا حسابی حالم ازخودم بهم میخورد ولی مژگان عادی بود تازه از رفتارم تعجب میکرد توعالم بچگیش منو خیلی دوست داشت دلم میخواست خودمو بکشم عذاب وجدان دیوانه کننده ی داشتم چند باری خواهرم پیشنهاد دا باهم بازی کنیم رد کردم واقعا دلم نمیخواست دیگه …

کونی که سرگذشت منو دگرگون کرد ادامه »

گاییدن زن داییم و خواهرش

سلام من امیر هستم و میخوام داستان گاییدن زن داییم رو براتون تعریف کنم زن داییم اسمش روژین هست و اسم خواهرشم هست رزیتا روژین یه کون قلبمه و ممه های 85 داره من خیلی تو کف زن داییم بودم تا وقتی که یه شب رفتم خونشون و شوهرش نبود و فقط خودشو خواهرش بودن …

گاییدن زن داییم و خواهرش ادامه »

قمبل در قندهار

این اتفاق یعنی کون دادن من به پسر داییم دو ماه قبل برام رخ داد…   سلام من اسمم آرش اس 16سالمه یه بدن سفید و یه کونی خوشکل دارم که همه بچه های که منو میبینن #آرزو دارن که منو یه بار هم شده بکنن البته چند نفر همه منو کردن.منو توی مکتب همکلاسی …

قمبل در قندهار ادامه »