خجالت

سکس موازی با رفیق فابریک قدیمی

داریوش هستم ٣٤ساله #متاهل و خانمم مرجان ٢٥ساله كه سه ساله ازدواج كردیم ما باهم عین دوتا دوستیم و ازدواجمونم بر اساس دوستی شروع شد.یه رفیق دارم كه اسمش محسنه و خانمش #ریحانه كه از دوران دبیرستان باهم بودیم،رفیق فاب به تمام معنا.محسن یك سال زودتر از من نامزد كرد.ریحانه تك دختر یه خانواده پولداره …

سکس موازی با رفیق فابریک قدیمی ادامه »

یا عموجانی خودت به فریاد برس

سلام من سمیه هستم ۱۳ ساله ازدواج کردم و از زندگیمم راضی هستم و خیلی هم خوبه اما یک تجربه جالب دارم که دوست دارم براتون بگم که بخندید من با شوهرم سعید تو کوچه آشنا شدم و هی دنبالم راه افتاد تا بالاخره ازدواج کردیم توی دوران عقد سعید اصلا به من دست نزد …

یا عموجانی خودت به فریاد برس ادامه »

کونم کیر میخواد

سلام اسم من رضا هست و شدیدا علاقه به بدن مردها دارم . یعنی از بچگی داشتم .و کنجکاو. همین کنجکاوی هم باعث شد حسابی کونی بشم . بریم سر داستان. یه فروشگاه لباس زیر مردونه فروشی بود نزدیک خونمون که من خیلی بهش علاقه داشتم . همیشه شورتای مردنه رو اونجا تو ویترینش نگاه …

کونم کیر میخواد ادامه »

کونمو نکرد و رفت

من مانیم بیست سالمه این داستانی که براتون مینویسم برای چهار سال پیشه یعنی وقتی شونزده سالم بود قدم اون موقع 165 و وزنم 55 در کل خیلی کوچولو و نازک نارنجی بودم یه دختر خاله داشتم اسمش آیدا بود اون موقع حدود بیست و سه چهار سال داشت دختر تپل و قد کوتاه بود …

کونمو نکرد و رفت ادامه »

کصنامه ی مصطفی

سلام‌ من اسمم مصطفی و ۲۰ سالمه و قدم ۱۸۶ و وزنم ۷۸ کیلو بدن ورزشکاری دارمو قیافمم ب گفته رفیقامو دخترای دانشگاه ک بیرون میریم خوشگله که ریش بوری دارم این داستان بر میگرده به یه سال پیش یه دختر بود به اسم‌ ندا که با خواهرم که ازدواج کرده رفیق بود ندا ۱۸ …

کصنامه ی مصطفی ادامه »