وحید من و خواهرمو گایید

حدود 16 سالم بود رفته بودیم مسافرت شمال سمت تالش اونجا بابام یه دوستی داشت اقا رضا حدود ده روزی میرفتیم مهمونشون میشدیم اونا یه همسایه داشتن اقا وحید که حدود 27 سالش بود تازه هم ازدواج کرده بود خواهرم 19 سالش بود با خانم وحید دوس شده بود میرفت خونشون خواهرم هم خوشگل هم بدنش خوش فرم بعضی وقتها میدیدم که وحید حسابی با خواهرم گرم گرفته راحت میگن میخندن یه روز حدودای ظهر بود بعد ناهار همه داشتن استراحت میکردن دیدم خواهرم رفت کنار تپه کنار ویلا داره با وحید حرف میزنه باهم رفتن سمت جنگل منم از ادامه مطلب وحید من و خواهرمو گایید