تریسام با فرزانه

مشغول کارام بودم که گوشیم زنگ خورد. یکم با اهنگ گوشی خوندم و بعد رفتم سمتش و برش داشتم. حمید بود. میخواست همون روز منو ببینه و با هم قرار گذاشتیم. دیگه بعد از سه سال دوستی از لحن صحبت کردنش راحت میشد فهمید که یه اتفاقی افتاده. حتما باز اون سیمای گور به گوری …

تریسام با فرزانه ادامه »