کس خواهر زنمو زدم توش

من رضا هستم و 27سالمه و داستان برای دو سال قبل هستش دقیقا روز زایمان زنم.   یه خواهر زن دارم اسمش مهساس و منم خیلی وقت بود که تو کفش بودم همش به خودم میگفتم که میشه یه فرصت گیر بیارم و یه حال اساسی با مهسا جون بکنم.خانومم حامله بود و مهسا زود زود میومدم خونمون.با منم راحت بود با یه شومیز شلوار جلوم میگشت.از مهسا بگم نامزد بود اون موقعه یه دختر مو طلایی قد نسبتا بلند و با چشم های درشت قهوه ای با یه هیکل تراشیده هستش که هر کیری رو بلند میکرد.اون روزا یواشکی ادامه مطلب کس خواهر زنمو زدم توش