ای رهبر آزاده کونها شده آماده

سلام .من حسام هستم 18 سالمه قدم 174 پوستم سبزس و کیرم بزرگ و کلفته.داستانی که میگم مال وقتیه که شونزده سالم بود.همونطور که خودتون میدونین نوجوونا نیاز جنسی و نیاز عاطفی دارن که این نیاز توسط جنس مخالف ارضا ادامه مطلب ای رهبر آزاده کونها شده آماده

رفیق فابریک

یه همکلاسی داشتم سال سوم راهنمایی بنا به دلایلی از تهران اومده بودن کرج خودش میگفت واسه کار باباش تقریبا یکسال کرج بودن چون بعدش دیگه تپ اون محل نبودن اسمش علی بود درسش واقعا خوب بود خیلی هم باهم ادامه مطلب رفیق فابریک

یه شیمیل منو نشوند رو کیرش

با عرض سلام خدمت دوستان ،٢٣ سالمه داستانی ک میخوام بگم واقعی هست و چون خیلی برام لذت بخش بود میخوام اینجا بنویسم….من هم با پسر سکس داشتم و هم دختر ولی همیشه یکی از فانتزیام کون دادن به شیمیل ادامه مطلب یه شیمیل منو نشوند رو کیرش

من باید رئیس جمهور میشدم

سلام به همه ی دوستان به خصوص اوبنه‌ای‌های عزیز که اکثرا اهل نماز و روزه و عزاداری هم هستن منم در ایام 10 12 سالگی دوست داشتم کارگر کیر کیلفتمون بزاره کونم ولی در مالی میکرد و منو خمار میزاشتدو ادامه مطلب من باید رئیس جمهور میشدم

آه کیر پویا

پویا پسر مورد علاقه من و دوست داشتنی ترین موجود دنیا بود و هنوز هم هست و من یکه دوردانه یکی یدونه یک خانواده بودم که پدرم و مادرم و دو برادرم که من از همه کوچکتر بودم و پدرم ادامه مطلب آه کیر پویا

مقام رهبری‌‌ هم کونی‌‌ بوده

23 سالمه و دانشجو. این خاطره ای هم که تعریف میکنم مال یک ماه پیشه. تو یه گروه گی بودم که یه نفر نوشت:از نقده تا خامنه دوطرفه بیاد. رفتم پی ویش و اصل دادم گف که مکان داره و ادامه مطلب مقام رهبری‌‌ هم کونی‌‌ بوده

دلنوشته‌ های یک کونی‌

یه درخاست دارم درخاست کیر من ابرو دارم بخدا الان ماه هاست ارزوی یه کیر دارم که جوانمرد باشه هم اون منو بکنه هم من کیرشو داشته باشم واقعا نمیتونم به هرکسی بگم کیر میخام یه شاکیر میخوام که تا ادامه مطلب دلنوشته‌ های یک کونی‌

حاجی یه تکون

سلام اسم من مسعوده الان که این داستان و مینویسم 25 سالمه ولی اولین کون دان واقعی من میرسه به شیش سال قبل یعنی 19 سالگیم۰ داستان از اونجا شروع میشه که مدتها بود دوست داشتم تجربه واقعی یه سکس ادامه مطلب حاجی یه تکون

خارشک

ما توی شهرستان زندگی میکردیم با این که وضع مالی بابا خوب بود ولی بالا شهر نبودیم توی محله پدری بابام زندگی میکردیم که جزء محله های متوسط بود اما سطح فرهنگی بسیار پایین… مادر من از معدود مانتویی های ادامه مطلب خارشک