اجاره

همسرم مامان

سلام امیرحسین هستم 25 ساله تک فرزند که بابام تو 15 سالگیم ایست قلبی کرد و مامان جوان 32 ساله ام را بیوه و منو یتیم گذاشت 23 سالگی به اصرار مامانم با دختر خاله ام سمیرا ازدواج کردم سال اول ازدواجمون همه چیز خوب بود برای مامانم دهها خواستگار اومده بود راحتمون نمیذاشتند اکثرا …

همسرم مامان ادامه »

کیرهای برافراشته

من و پسر برادرم متولد روستایی در استان زنجان هستیم متولد یک ماهیم با فاصله ای چند روز از هم بدنیا اومده ایم اسمم سیاوش اسم برادرزاده ام اسفندیار که اسفند صدا می کنیم منو اسفند با هم بزرگ شدیم تا دیپلم همکلاس بودیم من رشته مهندسی عمران تو دانشگاه امیر کبیر قبول شدم او …

کیرهای برافراشته ادامه »

داستان گی با آقا فرهاد

سلام اسم علیرضا هست 30 سالمه داستانم کاملا گی هست یادمه همیشه وقتی سوپر میدیدم ب جای توجه کردن به بدن زنه به کیر مرده توجه میکردم و بهترین قسمت هر فیلم سوپر هم برام اون جایی بود که زن داشت اولش ساک میزد و اخرش که اب کیر مرده میریخت رو صورت و دهن …

داستان گی با آقا فرهاد ادامه »