آبتین

شیلا رو سفت و اساسی کردم

آبتین هستم 27ساله اهل شهریار 15 اسفند تهران سر کارم بودم مامان زنداداشم زنگ زد گفت چه ساعتی میری شهریار گفتم 4 گفت بی خبر نرو آرمان(داداشم) رفته اهواز شیلا هم میخا بیاد خونتون چند روزی بمونه سارا ( زنم) دعوتش کرده تا فهمیدم شیلا جون میخا بیاد خونمون سراز پا نشناختم با آرمان دوقلو […]

شیلا رو سفت و اساسی کردم بیشتر بخوانید »

فردا رو کی دیده بکن تا نپریده

آبتین هستم 27 ساله اهل کرج 15 اسفند تهران سر کارم بودم مامان زنداداشم زنگ زد گفت چه ساعتی میری کرج گفتم 4 گفت بی خبر نرو آرتین(داداشم) رفته اهواز فاطی هم میخا بیاد خونتون چند روزی بمونه سارا ( زنم) دعوتش کرده تا فهمیدم فاطی جون میخا بیاد خونمون سراز پا نشناختم با آرتین

فردا رو کی دیده بکن تا نپریده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا