از اون شب خانومم شد

تاریک | روشن

سلام به بچه های باحال

اسمم پارسا 17 ساله خواهرم پرنیان 15 ساله اتاقمون یکیه تو شهرک غرب تهران زندگی می کنیم تقریبا دوماه پیش بود از میدان صنعت با هم رفتیم مترو کابین زنا سوار بشیم من خجالت کشیدم اومدیم سمت مردونه که شلوغ بود پرنیان کونشودگذاشت جلوم گوشه ایستادیم تا اون روز کیرم به باسنش نخورده بود چه باسن گوشتی و نازی داشت ایستگاه نواب پیاده شدیم. خط دو سوار شدیم که خیلی شلوغ بود کیرم دیگه خوب لای پاش معلوم بود رفتیم ایستگاه الاغ خمینی سوار خط یک شدیم اونجا هم شلوغ بود قرار بود بریم بهشت زهرا خاکسپاری دایی ام بود تا برسیم به ایستگاههای پایین دیگه شلوارمو خیس کردم رفتیم سر خاک و برگشتنی با داداش و زنداداشم اومدیم خونه شب هر دو منتظر بودیم زود بریم بخوابیم تختهایمون طوریه که سرهامون نزدیک همه پاهامون عمود بر هم پرنیان بر عکس شبهای قبل اون شب با شورت و تاپ خوابید تا دراز کشید گفت شب بخیر من خیلی خستم پارسا تلوزیونو خاموش کن
گفتم چشم خانومممم خندید گفت مرسی عزیزم

 

ده دقیقه نشده بود ملافه اش را داد کنار باسن لختشو زیر نور چراغ خواب دیدم اماده گاییدنه پاشدم درو قفل کردم لخت شدم یواش رفتم پشتش خوابیدم سینه هاشو مالوندم انگار بیهوش بود
شورتشو در اوردم خودشو سبک کرد کامل درش اوردم افتادم خوردن کون و کوسش نخستین بار بود داشتم سکس می کردم کونشو تا جا داشت سمتم کرد کیرمو لای پاش می مالیدم اخ و اوخش در اومد میگفت بکووون توووم بکووون…

منم همه اختیارم به کیرم بود به هوایی که میکنم تو کونش فشار دادم یه اخییی گفت و کیرم تا خایه هام رفت توش فکر میکردم کونشه ولی گفت جووون پارسا جونم سوراخم کردی زنت شدم بکووون
ابم خیلی زود اومد تا بکشم بیرون نتونستم همشو ریختم تو کوسش از کوسش خون اومده بود با ملافه پاکش کردم تا صبح دو بار دیگه گاییدمش از اون شب الان نزدیک دوماهه می گذره هر شب حتی زمانیکه پریوده می کنمش ابمو توش نمی ریزم میرزیم رو شکم و رو سینه و چند باری هم تو کونش می ریزم از کون زیاد خوشش نمیاد ولی زمانی که #حشری #میشه #کاری #نداره از کونشم میکنم خوشش میاد ولی دوس داره از کوس بگامش

 

#پارسا #تهران

3 دیدگاه دربارهٔ «از اون شب خانومم شد»

  1. سلام منم سرگذشتم مثل تو شده شیرین تر از مال شما میدونم چه کیفی کردین نوش جونتون
    مال منم بخونید

  2. زیرخواب سید علی

    کس آبجی جفتتون، آخه داستان نبود که کیرمون واسه خواهرت بلند بشه،خب یک کلام میگفتی آبجیم جندس کفایت میکرد،کونی! کص فقط کص مادر فرمانده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هشت − شش =