علت علاقه مندی من به سکس با مردها

تاریک | روشن

سلام. من آروین هستم و تقریبا 19سالمه. وقتی 7ساله بودم پدرم فوت کرد و از همون موقع با مادرم زندگی می کنم.
از همون موقع چون همش با پادرم بودم تقریبا همه ی اخلاقم به مامانم رفته، طوری که حتی وقتی مادرم موهای بدنش رو اصلاح میکرد من هم علاقه داشتم همین کارو بکنم و بالاخره از سن 14سالگی مادرم تمام موهای بدنم رو اصلاح میکرد. زیاد از خونه بیرون نمیرفتم مگر به خاطر مدرسه یا استخر رفتن با 2تا از همکلاسیام. البته تا قبل از دوم راهنمایی اجازه ی بیرون رفتن با دوستامم نداشتم. از همون موقع ها بود که از نگاه مردا متوجه میشدم که توجه خاصی به من دارن مخصوصاً تو استخر که کامل بدنم رو میدیدن. این موضوع رو به مادرم میگفتم چون همیشه راهنمای خوبی برای من بود حتی اگه مادرم نمیگفت متوجه نمیشدم مردها به چه منظوری به بدن من نگاه می کنن. مادرم هپیشه میگفت به هیچ مردی اعتماد نکنم و تنهایی با کسی جایی نرم چون مردها از پسرهایی که مثل من هستن خیلی خوششون میاد و ممکنه باهام سکس کنن یا دست مالیم کنن. حتی یک بار که رفته بودم استخر این موضوع برام پیش اومد و یه مرد توی سونا خشک کنارم نشست و همش خودشو به من میمالید….
 
خلاصه 17سالم بود که از مدرسه به خونه برگشتم، اون موقع مادرم با یه مردی رابطه داشت به اسم مسعود. وقتی من رسیدم خونه مامانم داشت میرفت حمام و مسعود روی تخت اتاق من دراز کشیده بود. رفتم تو اتاقم کیفمو گذاشتپ و شروع کردم به عوض کردن لباسام، اول پیراهنم رو درآوردم و به جالباسی آویزون کردم، بعدش در حالی که پیرهن تنم نبود شلوارمو درآوردم. وقتی به سراغ جالباسی رفتم مسعود صدام کرد و گفت بیا اینجا، من میخواستم اول شلوارمو بپوشم چون یه جورایی خجالت کشیده بودم، ولی مسعود گفت خجالت نداره که، پتو رو از خودش کنار زد و گفت بیا منم شورت پامه! متوجه شدم قبل از اومدن من با مامانم سکس داشتن…
رفتپ پیشش، دستشو گذاشت پشت کمرم و منو کشوند نزدیکتر، وقتی نزدیک شدم حس کردم دستش کم کم داره از روی کمرم میاد پایین و میرسه به باسنم… اول چیزی نگفتم تا اینکه گرمی دستشو توی شرتم حس کروم، طوری که متوجه شدم انگشتش تقریباً رسیده به سوراخمو داره نوازشم میکنه. یه حس خوب و تازه ای داشتم ولی اضطراب شدیدی هم داشتم چون تااون موقع هیچکس به جز مادرم بدنمو لمس نکرده بود اونم تو این وضعیت و بدون لباس….
 
تو همین فکرا بودم که موبایل مسعود زنگ خورد، دستشو از شرتم بیرون آورد و رفت به سمته اتاق مامان که موبایلش اونجا بود. یه حالته خیلی عجیبی داشتم، داغ شده بودم لی خیلی نگران بودم واسه همین سریع شلوارکمو پوشیدم و میخواستم بولیز بپوشم که دوباره مسعود اومد تو اتاقم و گفت چرا شلوارتو پوشیدی؟! من که نمیدونستم چی باید بگم فقط یه لبخند زدم و سرمو انداختم پایین. بعدش مسعود دستم و گرفت و برد به سمته تختم، خودش نشست لبه تخت منم جلوش ایستاده بودم، دوباره دستش رفت بین پاهام و شر ع کرد به لیسیدن نوکه سینم نمیتونم توصیف کنم چه حالی داشتم، خیلی خوشم اومده بود. کم کم دستش رفت به سمته باسنم و دوباره دستشو کرد تو شلوارمو باسنمو محکم میمالید، داغه داغ شده بودم و حس میکردم تب دارم. تو همین حال بودم که حس کردم داره شلوار و شرتمو کامل در میاره، اولش دستشو گرفتم ولی وقتی دیدم داره سعی میکنه در بیاره دستمو شل کردم اونم شرت و شلوارمو باهم درآورد، یگه از خود بیخود شده بودمو نمیدونستم چیکار دارم میکنم فقط خودمو در اختیار مسعود گذاشته بودم…
 
منو دمر خوابوند رو تختم و پاهامو باز کرد، بعد از چند لحظه دوباره گرمیه دستشو دقیقاً دمه سوراخم حس کردم اما این بار خیس بود، دستشو تف زده بود. یکم با دستش سوراخمو مالید بعدش کم کم حس کردم که داره انگشتشو میکنه تو سوراخم یهویی دردم گرفت و آه کشیدم، دستشو از تو درآوردو صو تشو نزدیکه کونم کرد، حس کردم داره صوراخمو لیس میزنه، کاملا” رام شده بودم و در اختیارش بودم، بعد از چند لحظه دیدم بلند شد، برگشتم نگاه کردم دیدم شورتشو درآورده… آلتش خیلی بزرگ بود ( البته یه بار وقتی با مامانم سکس میکرد آلتش رو دیده بودم ) وقتی یدمش ترس برمداشت و از روی تخت بلند شدم. وقتی داشتم بلند میشدم کنارم نشست و دستمو گرفت، گفت میترسی؟! گفتم آره! دستمو گذاشت رو آلتش و گفت ببین چیزی نیست فقط یکم بزرگتر از مال خودته، یکم باهاش بازی کنی دیگه نمیترسی، همینجور که حرف میزد دستمو میمالید به آلتش، بعد دستشو برداشت و گفت ادامه بده، منم داشتم میمالیدم، اونم دوباره دستشو از پشتم برد سمته باسنم، شروع کرد به مالیدن رون و باسنم.
 
بعدش جلوم ایستاد و آلتشو نزدیکه صورتم کرد و گفت بخورش، کم کم بهش اعتماد کردم و شروع کردم به لیسیدنه آلتش، چند مین که لیس زدم آلتشو یواش یواش کرد تو دهنم و با دست سر منو عقب و جلو میکرد، کم کم یاد گرفتم و خودم آلتشو تو دستم گرفتم و خوردم، خیلی برام جالب بود هرچی بیشتر میخوردم بزرگتر و سقت تر میشد! بعدش به صورته تاق باز منو خوابوند رو تختم و دوباره شروع کرد بخ خوردن و لیسیدنه سوراخم، همش دستشو تفی میکرد و یواش یواش فرو میکرد تو، اول از یه انگشت شروع کرد بعدش دوتا انگشتشو کرد تو. تو همین موقعها بود که یهو مامانم از حمومی که تو اتاق من بود اومد بیرون… خیلی ترسیدم چون منو تو اون لحظه دید ولی بر خلافه تصورم واکنشی نشون نداد فقط یه لبخند زد و رفت به سمته اتاقش.
بعدش مسعود دوباره شروع کرد به انگشت کردن و لیس زدن ، منم تو او لحظه هیچ اختیاری از خودم نداشتم، فقط چشمامو بسته بودمو لذت میبردم، بعد از چند دقیقه آلتشو آورد به سمته باسنم، اون لحظه بود که واقعآ ت سی م ولی دیگه هیچی نمیتونستم بگم، آروم آلتشو فرو کرد تو باسنم و اون موقع درد شدیدی داشتم و لبامو گاز میگ فتم. وقتی مسعود دید که خیلی درد دارم آلتشو درآورد و به سمت اتاق مامانم رفت. فکر کردم کارش تموم شده، در حالی که داشتم سوراخمو میمالیدم یهو اومد تو اتاق و دیدم به آلتش کرم زده!
 
سوراخه منم کرم زد و انگشتم کرد و دوباره آلتشو نزدیک کرد، اینبار کمتر دردم اومد و داشتم لذت میبردم، یواش یواش آلتشو کامل کرد توباسنم و افتاده بود روی من، همش بوسم میکرد و لبامو لیس میزد، اون موقع فهمیده بودم حشری شدن یعنی چی! یکم که منو کرد بلند شد و نشست لبه تخت و منو نشوند روی آلتش، بازم اولش درد داشتم ولی خودم یواش یواش نشستم روش و بالا پایین میشدم . حدود 10 دقیقه تو همین وضعیت بودیم که مامانم از اون اتاق گفت مسعود تمومش کن دیگه! مسعود به من گفت مامانت حسودیش شده!!!!
توجهی به حرف مامان نکرد و دوباده منو خوابوند روی تخت، اینبار راحتتر از بارهای پیش آلتشو فرو کرد منم درد زیادی حس نکردم و لحظه به لحظه بیشتر لذت میبردم. حدود چند دقیقه یه دفه آلتشو کشید بیرونو آورد به سمت شکمم و با دستش محکم میمالیدش، یهو آبش زد بیرون و پاشید رو صورتو بدنم….. بعدش دوباره آلتشو به صورتم نزدیک کرد و گذاشت تو دهنم ولی مزه ی بدی داشت…. بعد از اتاق رفت بیرون منم نمیدونستم با اون همه آبی که رو تن و صورتم ریخته چیکار باید بکنم که دیدم مامانم اومد تو اتاقو شروع کرد به تمیز کردنه صورتم. بعدش متوجه شدم مامانم کامل در جریان این موضوع بوده که مسعود این کارو بامن میکنه…..
 
خلاصه این اولین سکس من بود و از اونجا به سکس علاقه مند شدم، داستان بقیه سکسامو هم براتون مینویسم. امیدوارم که این لحظات خوب برای شماهم پیش بیاد.
 
نوشته: آروین

2 دیدگاه دربارهٔ «علت علاقه مندی من به سکس با مردها»

  1. ای جان واسه مامان روشن فکرت,کاش یه خواهر داشتی اونم به ما میرسید!!ای کیر به شرفت مسعود دوگانه سوز !!!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × یک =